انتخابات و آسیب شناسی تجدد ایرانی

از ورود آرمانها و ایده های تجدد در ایران حدود یک صدسال می گذرد، اما هیچ گاه ، اندیشه و عمل مدرن راهی هموار نپوییده و به گسست ها و شکاف های ژرف برخورده است.
کد خبر: ۶۸۷۶۳
بدین رو، وجدان تجددخواهان ایرانی در سده اخیر، در افت و خیز و امید و یاس سرگردان بوده است.


دولت های مستعجل تجددخواهان
تامل در انتخابات اخیر شاید بتواند نمونه آزمایشگاهی مناسبی برای آسیب شناسی تجدد در ایران باشد. این انتخابات بار دیگر نشان داد هواداران تجدد در این کشور هنوز نتوانسته اند معادلات سیاسی را به سود خود برهم زنند.
آنها هر از گاهی ، از راهی باریک به درون ساحت قدرت وارد شده اند و بدون آن که بتوانند تکیه گاه استواری برای خود بیابند، به سرعت از گردونه بیرون شده اند. مستعجل بودن دولت های تجددخواهان ، مانع شکل گیری سنت سیاسی پایداری برای آنها در صد سال گذشته بوده است.
به نظر می رسد تجدد در اندازه آرمان و سودایی اجتماعی و سیاسی باقی مانده و واقعیت سخت چسبنده ، همانا، نیروهای سنت گرا یا بنیادگرا هستند.
رای نسبتا بالای احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری هفته پیش ، پرسش از موانع نفوذ تجددخواهان به بدنه اجتماعی را نیز در میان افکنده است.
درست است که حدود چهل درصد مردم از شرکت در انتخابات سرباز زدند و همچنین بخشی از طیف روشن فکر و متجددمآب جامعه ایران از رقیب رئیس جمهوری منتخب حمایت کردند، اما نتیجه انتخابات نشان داد مدرنیست های کشور توان رهبری اجتماعی اندکی دارند و هم چنان کانون های بسیج اجتماعی ، سنتی و در دست سنت گرایان است.

اقتصاد لرزان تجدد
تجدد در ایران ، سبک زندگی و دل خواه فکری طبقه اشراف یا متوسط بوده است ؛ اما به سبب ناپایداری وضعیت اقتصادی ، طبقه متوسط ایرانی واقعیتی سیال است. پس از انقلاب "طبقه جدید"ی شکل گرفت و انقلابیونی از طبقه پایین خود را به سطح طبقه متوسط یا اشراف کشاندند.
همچنین اشراف دوران پهلوی یا ناگزیر به مهاجرت شدند یا اموال شان مصادره شد.
تا زمانی که پایبندی اجتماعی به آرمانهای تجدد در ایران به تعلقات طبقاتی بستگی دارد، فقر اقتصادی مانع مهمی برای گسترش فراگیر تجدد در جامعه است. اگر اقتصاد بازار آزاد را از لوازم دموکراسی بدانیم ، لیبرالیسم اقتصادی یا در قالب برنامه ای مدون در دستور کار دولت در ایران قرار نگرفته یا اگر برای مدتی کوتاه ، دولت به کوچک کردن خود گراییده ، نتوانسته پروژه اقتصاد آزاد را تا حد قابل توجهی پیش ببرد.
بدین رو، برخی دولت های طرفدار توسعه سیاسی مانند دولت محمد خاتمی ، به دلیل ناکامی در کوچک کردن دولت ، برطرف کردن مشکلات سرمایه گذاری و دادن فرصت و امکان کامل به فعالیت بخش خصوصی ، مسئول فقر و نابه سامانی اقتصاد تلقی شده اند.
ساختار ناسازه و آشفته اقتصاد، به مقبولیت عمومی هر دولت توسعه گرا آسیب زده و راه را برای سرکارآمدن دولت هایی گشوده است که به نظام اقتصاد باز و توسعه سیاسی باور ندارند.

از نقد به نهادسازی
تا کنون اهل تجدد، بیشتر به نقد نظری سنت مشغول بوده اند و جدال سنت و تجدد، پرسش اصلی محافل روشنفکری بوده است.
شاید انتخابات اخیر ایران ، موجب شود ذهن مدرن ایرانی بیشتر به سوی نقد خود روی کند و ببیند میان آرمانهای او و واقعیت های جامعه و ساختار قدرت ، چه دیواره های نفوذناپذیری وجود دارد.
مدرنیست های ایرانی همچنین شاید ناگزیر باشند نقدی سراسری از دریافت های نظری و کارنامه عملی خود را پیش برند و جدا از تحقیق و پژوهش درباره مفاهیم علمی ، به شیوه های عملی بسیج گری اجتماعی ، نهادسازی ، مقابله با اقتدارگرایی و پیوند خوردن به جامعه جهانی بیشتر بیندیشند.

BBC persian
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها