اوقات فراغت هنوز برای خیلیها یعنی منتظر تابستان نشستن و بعد رفتن به استخر و کلاسهای فوتبال، والیبال، بسکتبال و.... گلدوزی و نقاشی و خیلی دیگر از این مهارتها که با هر کدامشان میشود سر بچهها را در گرمای تابستان گرم کرد. برای ما اوقات فراغت یک جورایی با گرما عجین شده و اوقات فراغت در سرما را دوست نداریم.
مثلا وقتی دی ماه پیامک یکی از کلاسهای ورزشی مهمان ناخوانده تلفن همراه ما میشود، بیاعتنا از آن میگذریم و خیلی هم بخواهیم به موضوع توجه کنیم، لبخند معنیداری میزنیم که ای بابا این وقت سال و کلاس ورزشی! بچهها هم به گذراندن سرما با اوقات فراغت ایستا عادت کردهاند.
خیلی به خودشان فشار بیاورند در حوزه روانی و هیجانی است و بعد از پایان اصرار اولیا به درس خواندن، سر و کارشان به بازیهای رایانهای، تبلت و گوشیهای جدیدالورود بابا و مامان میافتد. اگر قضیه را زیاد پیچیده و نوستالژیک نکنیم و یاد بالارفتن از درختهای حیاط مان و بازی در زمینهای خاکی نیفتیم، باید بگوییم این تابستان که میآید دقتمان را یک کمی بیشتر کنیم.
راستی پارسال چند نفر در دریای شمال غرق شدند؟ وضع استانداردهای آب استخرها، تالارهای تمرینی و زمینهای ورزشی چگونه است؟ شهریهها بر مبنای چه اصولی تعیین میشوند؟ مربیان بعد از طی کدام دوره و مدرسه و دانشگاه به موقعیت کنونی رسیدهاند که بتوانند کار آموزش یک عده نوجوان و جوان را بر عهده داشته باشند؟
پرسشهای زیادی میشود مطرح کرد و میشود به خیلیها که دوست دارند بچههایشان اوقات فراغت خود را کنج خانه با همان رایانه سر کنند، حق داد چون اساس بسیاری از کلاسهای آموزشی در روزهای داغ تابستان بزن ـ بگیر توپ و بپر توی آب به امان خداست. تابستان در چند قدمی است. بزن ـ بگیر توپ؛ تومانی چند؟
محمد رضاپور / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم