jamejamnashriyat
کد خبر: ۶۸۴۰۱۱   ۲۴ خرداد ۱۳۹۳  |  ۲۱:۴۳

دست فرمان

فاصله ایمن

گفت: هرچند منطقی به نظر می‌رسید، اما تا امتحان‌نکردم باورم نشد. این‌که گفتی فاصله توقف خیلی بیش از این سه چهار متر رایج است. دیروز در یک جاده خلوت خارج شهر امتحان کردم. پس از کنترل آیینه و اطمینان از پشت سر، از پسرم خواستم به محض رسیدن به اولین درخت علامت دهد و من هم پا را کوبیدم روی ترمز. لاستیک‌ها سوتی کشید و ماشین ایستاد. تا درخت قدم گرفتم. 40 متر! باورم نشد. آزمایش تکرار شد. این دفعه 42 متر.

قبولش مشکل بود. چطور 30 سال تجربه رانندگی کافی نبود بفهمم نمی‌شود خودرو را در چهار متر متوقف کرد؟

می‌خواستم مثل ارشمیدس فریاد یافتم یافتم سردهم و به همه بگویم چقدر در خطرند. به محض ورود به اولین بزرگراه شهری تصمیم گرفتم جبران مافات کنم.

از این‌رو فاصله‌ام را با جلو قدری زیاد کردم. همین که فاصله از ده متر گذشت خودروی پشت‌سر با عصبانیت به من نزدیک شد و چراغ داد. کم مانده بود به سپرم بچسبد.

خونسردی‌ام را حفظ کردم و به این اخطار توجه نکردم. بوقش را به صدا درآورد و آژیرکشان از کنارم گذشت و بسرعت جلوی من پیچید تا فضای خالی را پرکند! چیزی نمانده بود تصادف کنیم.

به‌خیر گذشت. به خودم گفتم این یک استثنا بود. توجه نکن. تو خودت درست رانندگی کن و به دیگران کاری نداشته باش. پس از قدری تامل و آرام شدن اعصابم، به‌خودم جرات دادم و مجددا به آرامی فاصله را زیاد کردم، اما چند ثانیه بیشتر طول نکشید که ناگهان خودروی دیگری غرش‌کنان از کنارم گذشت و فضا را پرکرد.

ناامید نشدم. به یاد داستان مورچه مصمم و حضرت‌سلیمان افتادم. با خود گفتم مگر من از یک مورچه کمترم! دوباره و سه باره. اما بی‌فایده بود. هر بار یکی دعوت مثل تندر از کنارم می‌گذشت و فاصله را پر می‌کرد. یک بار هم یک اتوبوس آنچنان از عقب نزدیک شد گویی می‌خواست مرا زیر بگیرد.

از ترسم جاخالی دادم. خداسازی در کنارم ماشینی نبود وگرنه احتمالا تصادف می‌شد. در آخر تسلیم شدم و گفتم درست راندن کار ما نیست. این هم ظاهرا از آن اموری است که درست شدنش منوط به ظهور حضرت است.

این بود که خودم را سپردم به خدا که رضاً به رضاک که گفته‌اند: گر نگهدار من آن است که من می‌دانم، شیشه را در بغل سنگ نگه می‌دارد. اینها را گفتم تا بدانی گرچه من تابع منطقم، مخصوصا منطقی که با آزمایش تائید شده باشد، اما رعایت فاصله ایمن در عمل بسیار مشکل است.

با توجه به این‌که خطر جدی در کمین آنهایی است که فاصله ایمن را رعایت نمی‌کنند، به نظر تو چطور می‌توان این منطق را در عمل پیاده کرد؟

گفتم: از این‌که حقیقت را دریافتی خوشحالم، اما الزام عموم به رعایت فاصله ایمن کار قانون است نه من و تو. رعایت نکردن فاصله ایمن باعث ایجاد خطر جانی است و خاطی باید تحت پیگرد قانونی قرار گیرد. پس باید مواد قانونی مناسب برای برخورد با این جرم تصویب و از سوی ضابطان قانون به اجرا درآید.

به نظر می‌رسد تا رسیدن به آن نقطه راه درازی در‌پیش‌است. فعلا باید با خطر ساخت و فقط یادمان و یادشان باشد وقتی به هم برخورد می‌کنیم آن را تصادف ننامیم، زیرا با رعایت نکردن فاصله ایمن شرایط را برای برخورد مهیا ساخته‌ایم.

دکتر حسن مقدم / استاد دانشگاه صنعتی شریف

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر