در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بسیاری تهران را شهری بیهویت میدانند در حالی که اگر بتوان خردهفرهنگها را حفظ کرد میتوان امیدوار بود که تهران شهری شود با رنگآمیزی هویتی متفاوتی که از همه خردهفرهنگها آمده و در بستری آرام یک همزیستی شیرین را فراهم کرده است.
اما چه چیزی میتواند وظیفه این فرهنگسازی دشوار را به عهده بگیرد؟ دقیقا از همین جاست که پای هنر به میان میآید و تمام کارهایی را که علم برای انجام دادنش به برنامهریزی و زمانبندی مفصلی نیاز دارد، میتوان در یک قطعه موسیقی، نمایش یا اثر هنری جستجو کرد، چیزی شبیه مجموعه «پایتخت» یا اجرای خوب گروههای موسیقی.
این روزها کنسرتهای موسیقی گروههای محلی یکی پس از دیگری در تهران روی صحنه میروند و سالنهای اجرا مملو از مخاطبانی است که به این موسیقی گوش میدهند. شاید برایتان سوال باشد که مخاطب این کنسرتها چه کسانی هستند.
برخی از این مخاطبان متعلق به همان خطهای هستند که موسیقی آن اجرا میشود و به اصطلاح جزو گویشوران آن منطقه محسوب میشوند. دستهای دیگر از مخاطبان هم هستند که به علت علاقه به موسیقی یک منطقه یا فضای شاد و متفاوت آن قدم به سالنهای اجرای موسیقی محلی میگذارند.
از جمله گروههای موسیقی فعال در حوزه موسیقی نواحی ایران گروه «هم آوایان تاسیان» گیلان است که از سال 87 با ترکیبی از هنرمندان جوان و باتجربه گیلانی و به سرپرستی حسین تقینژاد فعالیت خود را آغاز کرده است. این گروه در طول پنج سال گذشته کنسرتها و فعالیتهای گستردهای درزمینه حفظ و اشاعه فرهنگ و هنر گیلان داشته است. واگویهخوانی و همآوایی در ارائه ترانههای گیلکی و ساخت آثار جدید و احیای آثار بومی در طول سالهای فعالیت این گروه مورد استقبال قرار گرفته است.
تاسیان به معنی دلتنگی است و اعضای این گروه میگویند قصد دارند با موسیقیشان دلتنگیها را از بین ببرند. این گروه روز پایانی هفته گذشته را در تالار اندیشه حوزه هنری گذراند و اجرایی جالب توجه داشت؛ اجرایی که ابتدا با یک دقیقه سکوت به احترام زندهیاد محمدرضا لطفی، استاد بزرگ تار و سپس اجرای یک قطعه بیکلام به نام شروهخوانی آغاز شد. گروه شروه بیکلام خود را در قالب یک قطعه موسیقایی بسیار زیبا اجرا کرد.
احیای سنت همآوایی در موسیقی گیلان
اجرای این گروه در دو بخش بود که بخش اول تنظیمهای دستگاه موسیقی ایرانی را داشت و مخاطب را چندان به فضای موسیقی گیلکی نزدیک نمیکرد. با این حال یک سنت دیرینه موسیقایی گیلان را زنده میکرد. همآوایی اعضای گروه با یکدیگر از جمله اتفاقات مهم موسیقی این دیار است که طی سالهای گذشته در موسیقی این استان کمرنگ شده بود.
تقینژاد سرپرست گروه در این باره میگوید: همآوایی در تاریخ موسیقی گیلان پیشینهای طولانی دارد. گیلانیها در کاشت و برداشت محصول، مهمانی و عروسی همیشه همسرایی داشته و یک شعر یا ترانه را همخوانی میکردهاند. به گفته او این اتفاق طی سه دهه گذشته در موسیقی گیلان کمرنگشده و گروه تاسیان سعی در زندهکردن آن دارد.
صحبتکردن با پرندگان، زمین و طبیعت و بازتاب آن در موسیقی از جمله اتفاقاتی است که در فرهنگ و ادب گیلکی با آن مواجه هستیم. از نکات جالب این کنسرت، اجرای یک قطعه برای پرندهای به نام کالاگن بود. این پرنده که در فارسی قو نامیده میشود، نماد وفاداری در ادبیات گیلکی است و در این کنسرت اجرای بسیار خوبی از آن ارائه شد.
گرانی برگزاری کنسرت در تهران
در پایان این اجرا هم سرپرست گروه میگوید: شش سال پولهایمان را جمع کردیم تا بتوانیم در تهران کنسرت برگزار کنیم چون برگزاری کنسرت در تهران بسیار گران است. ما یک آرشیو ترانه داریم که دوست داریم بتوانیم همه آنها را اجرا کنیم.
در پایان هم بنا به درخواست حاضران ترانه رعنا خوانده شد؛ ترانهای که به قول تقینژاد سرود ملی گیلانیها شده و به قول خانم گیلکی زبانی که کنارم نشسته، بارو بارو بارونه گیلکیهاست.
در پایان کنسرت وقتی مخاطبان از سالن خارج شدند، هوای آفتابی بعداز ظهر به بارش بیوقفه باران بدل شده بود؛ آنقدر که مسئولان سالن مردم را برای خروج راهنمایی میکردند و میگفتند گیلانیها آنقدر خواندند تا باران را آوردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: