در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جشنواره محل رقابت بین برترینها و بهترینهاست. حضور همه مراکز گرد هم و در یک محل و نمایش ظرفیتهای یک دوره فعالیت یک ساله، دوساله و... این زمینه را فراهم میسازد تا مراکز استانها از نقاط قوت و ضعف یکدیگر آگاه شده، از مزیتهای هم بهره ببرند و یک تعامل برنامهای بین آنها شکل بگیرد که بسیار مفید و موثر است. جشنوارهای در این سطح و با این اهداف، انگیزهآفرین است. برای کسانی که برنده میشوند، به نوعی و برای کسانی که برنده نمیشوند به نوعی دیگر. آنها که برنده میشوند، اشتیاق بیشتری برای تولید آثار ارزشمند و فاخر مییابند و آنها که موفق به کسب رتبه نمیشوند، با معیارها و الگوهای برنامهسازی آشنا میشوند و خود را برای رقابت در جشنواره آتی آماده میکنند. بنده با حضور در چند جشنواره، این موضوع را بکرات و به عینه دیدهام.
تولید نشدن برنامههای ویژه جشنواره
در جشنوارههای گذشته، ما با مساله یا آفتی مواجه بودیم به نام آثار جشنوارهای که نمیتوانست برآیند عملکرد یک مرکز در طول سال باشد. برخی مراکز متناسب با شناختی که از سلایق و معیارهای داوری داشتند، آثار خاصی را با فرصت و هزینههای بالا تولید میکردند و توفیقات آنها نیز محدود به همان فضای زمانی جشنواره میشد. جشنواره زمانی به اهداف واقعی خود دست مییابد که شاخصها و معیارهای آثار فاخر جشنوارهای در طول سال و تمامی طبقات برنامهای جاری و ساری باشد. وگرنه تولید محدود و معدود برای جشنواره و احیانا رها کردن آنتن، نمیتوانست و نمیتواند صورت منطقی و موجه داشته باشد. به هر حال تمامی آثار تولیدی مراکز به تناسب و تناوب در تمامی طبقات، در تهران ارزیابی میشوند و از آنجایی که این ارزیابی توسط ارزیابان شاخص و مبرز سازمان انجام میشود، نمرهای که هر برنامه از این ارزیابیها میگیرد، برای مراکز از اهمیت بالایی برخوردار است. همین نمرات و ارزیابیها، شاخص مهم و خدشهناپذیری برای داوری و رقابت در سطح بالاست. درواقع وقتی اعلام میکنند که مثلا در سیما ملاک انتخاب و راهیابی آثار به داوری، کسب نمره 70 و بالاتر از ارزیابیهای تهران است، ضمن پاک شدن فضا از برنامههای جشنوارهای!، سطح رقابت جشنواره نیز ارتقا مییابد و نتیجه نهایی هر چه باشد، بیشک انعکاسدهنده زحمات، تلاشها و مجاهدتهایی است که مراکز از سطوح بالای مدیریتی گرفته تا برنامهسازان جزء تقبل میکنند. به نظر من جشنوارهای موفق است که نتایج داوری و آثار برتر آن، موجی از نشاط و انگیزه را برای تولید آثار فاخر و ارزشمند در تمامی مراکز بیافریند و جشنواره نقطه شروعی برای تولید آثار بهتر دیگر در طول سال آینده باشد. البته این موضوع برای بخش تحقیقات از شرایط متفاوتی برخوردار است که در فرصت مقتضی باید به آن نیز پرداخت.
ساختار جشنواره
ساختار فعلی جشنواره، امتحان خودش را پس داده و به مروز زمان در طول 17 دوره گذشته به این وضعیت رسیده است. با رویکرد جدید جشنواره در انتخاب آثار برتر نیز این سیر تکاملی ادامه داشته و همان ساختار جشنواره را هم بهبود بخشیده است. تاکید همیشه بنده بر استفاده حداکثری از ظرفیتها و نیروهای مراکز در برگزاری جشنواره است که عملا با برگزاری آن در مراکز استانها این مهم به میزان زیادی محقق میشود. نکته مهمی که بهعنوان پیشنهاد عرض میکنم این است که متاسفانه ما برندگان جشنوارهها را در طول سال رها میکنیم و تقدیر از آنها را به لوح تقدیر و جایزه نقدی محدود میکنیم. به نظر من آنها بیش از این لوحها و جوایز مادی، به منزلت نیاز دارند. منزلت برنامهسازان به گونهای که نهتنها به دلیل برنده شدن در جشنواره، بلکه به علت همکاری در رسانه ملی، همواره افتخار کرده و در امنیت روانی و نشاط و انگیزه کافی، به ایدهها و روشهای جدید برای اثربخشی رسانه فکر کند. جزئیات منزلتبخشی به برندگان جشنوارهها، از نظر من چندان مهم نیست. ترفیع شغلی، برپایی کارگاههایی برای انتقال تجارب و موفقیتها، استفاده مدیران مراکز و معاونتهای مربوطه از مشورتهای آنها به تناسب در طول سال راهکارهای مناسبی است. البته این ایده میتواند آفتهایی هم از لحاظ اشباع کاذب آنها و نیز بروز برخی اشکالات در سلسله مراتب و نظایر آن داشته باشد که شایسته بررسی است.
کشف استعدادهای جدید
جشنواره فرصت مهم و مناسبی است برای استعدادهای جوان که خود را نشان دهند. از این فرصتها همیشه و همه جا پیش نمیآید و جوانان جویای نام مراکز و برنامهسازان خوشذوق باید از این فرصت پیشآمده نهایت استفاده را ببرند. از طرف دیگر به هر حال یکی از معیارهای ارزیابی کارکنان متخصص در مراکز همین جشنوارههاست. جشنوارهها باید محلی برای تمرین و تتبع استعدادهای خوشذوق مراکز باشد. البته این ایده به شرطی محقق میشود که مراکز بتوانند از تمامی فرصتها، ظرفیتها و استعدادهای جوان منطقه خودشان بهره ببرند و در تولید آثار رسانهای خود، به معنای واقعی کلمه به قدرت و توان معنوی و انرژی سرشار جوانان منطقه و خزانه فرهنگ و هنر منطقه خود متکی باشند. وگرنه آثاری که در آنها از عوامل فنی و هنری مراکز دیگر بخصوص پایتخت استفاده میشود، نمیتواند نماد اقتدار رسانهای و تواناییهای جوانان منطقه بوده و در بلندمدت مراکز را از نیروی خلاق و خوشذوق خالی میکند.
ضمن اینکه مراکز به حد کافی نیروهای خلاق و متفکر خود را به دلیل شکاف بالای هزینهها و درآمدهای برنامهسازان مراکز با برنامهسازان تهران، از دست میدهد و همین موضوع ضرورت توجه مراکز را به نیروهای جوان و مستعد منطقه بیشتر میکند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: