jamejamsara
سرا کد خبر: ۶۷۵۹۰۹   ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۳  |  ۰۹:۱۹

از کودک کار شنیدن تا کودک کار را از نزدیک دیدن و سر از زندگی‌اش در آوردن، فرقش از زمین تا آسمان است. از کودک کار که می‌شنوی یا وقتی او را گذری در خیابان می‌بینی، یک کودک به چشمت می‌آید با ظاهری ژولیده و رفتاری سمج که به این و آن پیله می‌کند و جنسش را به زور به مردم می‌فروشد.

100 هزار تومان برای سوادآموزی کودک کار؟
اما وقتی به او نزدیک می‌شوی، گپی با او می‌زنی و درباره‌اش اطلاعات جمع می‌کنی او کودکی است بی‌سرپرست یا بدسرپرست، با زندگی‌ای نابسامان و فروپاشیده که در آن اگر کسی بخواهد نیز نمی‌تواند خوب باشد.

اینها را گفتیم تا برسیم به طرح جدید سازمان نهضت سوادآموزی برای باسواد کردن کودکان کار. نهضت قرار است در این طرح افراد ده تا20 سال را که به علت اشتغال به کار ازتحصیل بازمانده‌اند، شناسایی کند و تحت آموزش قرار دهد و مانع از بی‌سوادی آنها شود. دیروز نیز اعلام شد برای این که این طرح بخوبی پیش رود و سنگ‌اندازی‌ها مقابلش به حداقل برسد، مشوقی مالی برای کودکان کار درنظر گرفته می‌شود تا آنها به شوق دریافت این پول، چهار ماه در کلاس‌های سوادآموزی حاضر شوند و آن وقت اگر توانستند بخوانند و بنویسند پاداش صد هزار تومانی را دریافت کنند.

این پاداش به چشم مسئولان نهضت سوادآموزی، اقدامی تشویقی است و چون خارج از وظیفه این سازمان انجام می‌شود کاری بزرگ معرفی می‌شود، اما به چشم ما بیشتر شبیه شوخی است. کسی که کودک کار را خوب بشناسد، می‌داند او یا فرزند پدر و مادری معتاد (و خلافکار) است که بیشتر از دغدغه فرزند، نگرانی خماری و نشئگی دارند، یا کودکی است بی‌سرپرست که از او سوءاستفاده می‌شود و در ازای جای خواب و غذا از او بیگاری می‌کشند یا کودکی است فقیر و بی‌چیز که سنگینی فقر خانواده را به دوش می‌گیرد و از کودکی فدای بقای دیگران می‌شود.

در واقع مشکل این است که کودک کار در بین کسانی زندگی می‌کند که سوادآموزی جزو اولویت‌های آخر زندگی‌شان هم نیست و به همین علت نمی‌پذیرند کودک، کارش را با هدف باسواد شدن رها کند.

این در حالی است که یک کودک کار اگر برای کارش وقت بگذارد و دل به کار بدهد تا ماهی چند صد هزار تومان درآمد دارد و پیداست درآمد کودکان کار، مشوقی بسیار قوی‌تر از مشوق صدهزار تومانی نهضت سوادآموزی است که تازه با شرط و شروط و پس از چهار ماه پرداخت می‌شود.

اما به هر حال نمی‌شود دست روی دست گذاشت و شاهد بی‌سوادی کودکان این سرزمین بود. به اعتقاد ما منطقی‌ترین راه در حوزه سوادآموزی این است که از تولید بی‌سواد و بازماندگی از تحصیل جلوگیری کنیم یعنی ریشه‌های این پدیده را بخشکانیم. گام بعدی نیز این است که نگذاریم کودک کار تولید شود و حمایت از حقوق کودکان را جدی بگیریم، اما اگر نمی‌توانیم این دو کار را انجام دهیم دست‌کم مشوق‌هایی را برای ترغیب افراد به سمت سوادآموزی طراحی کنیم که به معنی واقعی، مشوق باشند، نه پاداشی که کسی را به سمت خود جلب نکند.

مریم خباز ‌/‌ گروه جامعه

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
قرارگاه آگاهی و امید

قرارگاه آگاهی و امید

موضوع ترویج، تبلیغ و پراكندن امید، موضوعی است كه رهبر معظم انقلاب در برهه‌های مختلف زمانی به آن تاكید كردند.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر

نیازمندی ها