نگاهی به برنامه مستند «آسمان شب»

کنکاش در رازهای سر به مهر

اغلب ادعا می‌شود روش علمی برخورد با امور و محیط زندگی، روشی غیرشخصی، سرد، خشک، بی‌روح و بی‌احساس است.
کد خبر: ۶۷۴۴۵۵

فرض بر این است که پژوهش‌ها و تحقیق‌های علمی و آزمایشگاهی و تجربی، با عواطف و احساساتی که وجه تمایز انسان با سایر موجودات است، فاصله دارند و نمی‌توانند آدم‌ها را سرذوق بیاورند و میل کنجکاوی و عطش آنها به دانستن و یاد گرفتن را همواره مشتعل و بیدار نگه دارند و در عین حال به نحوی جذاب و دوست‌داشتنی به سوالات و کنجکاوی‌های آدم‌ها پاسخ دهند و در یک کلام لذت و شور دانستن و یادگرفتن را به انسان‌ها بچشانند.

یکی از مهم‌ترین دلایل این مساله آن است که علم نوین از مفاهیمی بسیار تخصصی و تجریدی که از زندگی روزمره ما بسیار فاصله دارند، بهره می‌گیرد. مفاهیمی که معمولا در محاورات و تجربه‌های عادی و روزمره کاربردی ندارند و درک آنها برای توده مردم بسیار سخت و حتی در بسیاری موارد ناممکن است.

مثلا علم در بسیاری موارد در تدوین ایده‌های خود به وفور از دانش ریاضیات بهره می‌گیرد و طبیعی است که فهم دانش ریاضی دور از دسترس بسیاری از مردم است و تنها نخبگان و متخصصان این دانش می‌توانند با زبان ریاضی ارتباط برقرار کنند.

در هر حال، جامعه علمی در اغلب موارد همتی برای آسان کردن و قابل فهم ساختن علم به خرج نمی‌دهد و مردم را محروم از دانستن می‌کند؛ همین است که اغلب نمی‌دانند علم درباره چه چیز صحبت می‌کند، چگونه کار می‌کند، چگونه عمیقا به دغدغه‌های انسانی می‌پردازد، چقدر هیجان‌انگیز است و تا چه اندازه می‌تواند پیوند میان انسان و طبیعت را تقویت کند.

بعضی دانشمندان معتقدند برقرار کردن ارتباط در این سطح ناممکن است؛ اما عده‌ای دیگر ادعا می‌کنند این کار آسان است، و می‌توان در قالب‌هایی عامه‌پسند برخی اطلاعات و مسائل علمی را به شکلی قابل فهم در اختیار مخاطب گذاشت.

یکی از این قالب‌ها، مستندهای علمی هستند که در سطوح و درجات مختلف و بنا بر میزان درک سازندگان‌شان از مخاطب‌شناسی و تسلط بر موضوع، می‌توانند سودمند و مفید واقع شوند.

سلسله برنامه‌های مستند «آسمان شب» که از شبکه 4 سیما پخش می‌شود، ازجمله مستندهای علمی قابل توجه و مفیدی‌ است که از تلویزیون پخش می‌شود و بنا بر ماهیت موضوع، می‌توان آن را از مهیج‌ترین و جذاب‌ترین مستندهایی دانست که در این حوزه، در اختیار مخاطب تلویزیون قرار می‌گیرد.

یکی از نقاط قوت آسمان شب این است که برخلاف مستندهای کم‌مایه و متوسط، سعی می‌کند جزئیات پراکنده و به آسانی قابل توضیح را در سطح یک کل واحد به مخاطب عرضه کند و تصوری از اهمیت، گستره و نیروی نافذ بنای رفیع مفاهیم علمی در اختیار مخاطب قرار دهد. سلسله برنامه‌های «آسمان شب» تلاش می‌کند با طرح وحدت طبیعت و دست به دست هم دادن همه چیز و پیوند نهایی آنها با یکدیگر، از بیگ بنگ تا جهان زنده، مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد.

با تماشای این سلسله مستندها درمی‌یابیم که چگونه خون زندگی طبیعت در سراسر مسیر تکامل ماده، از گاز داغ آغازین تا انبوه مواد و صورت‌های زندگی امروزی جریان می‌یابد. دیدن این مسائل واقعا هیجان‌انگیز است، چراکه هیچ چیز، حتی جذاب‌ترین و خوش‌ساخت‌ترین فیلم‌های علمی خیالی هم به اندازه تاریخچه کائنات چشمگیر و اعجاب‌انگیز نیست. این تاریخچه، طی چند دهه گذشته، به آهستگی در مقابل دیدگان ما نشو و نما می‌کند و در این مستندها تلاش می‌شود از جهالت و محدودیت معرفت ما بر حوادثی که در ژرفای زمان و مکان می‌گذرد کاسته شود و ما بتوانیم از دانستن این که در این نمایش بزرگ هستی، نقش ناظر و حتی بازیگر را داریم، احساس غرور و شعف و در عین حال فروتنی کنیم.

«آسمان شب» به آمیزه مناسب و قابل قبولی از واقعیات علمی و زبان تصویر دست پیدا کرده و سعی می‌کند، علوم طبیعی را آن‌گونه که هست ارائه کند. با تکیه بر تصاویر و موسیقی و گفتار متن مناسب و ملازم با تصویر و موسیقی، روابط، پیوندها، علت‌ها و معلول‌ها مورد بررسی قرار می‌گیرند و ضرباهنگ و ریتم متناسب با درونمایه اثر، مانع می‌شود که گستردگی عظیم فضا و زمان و تغییرناپذیری قوانین طبیعت، سرد و غیرانسانی و وحشتناک به نظر برسد.

در نمایش این تکامل، همه موجودات به هم متصل می‌شوند و انسان‌ها و حیوانات و گیاهان و صخره‌ها و سیاره‌ها و ستاره‌ها و کهکشان‌ها و گستره پهناور و بیکرانِ فضا، همچون جلوه‌های مختلف یک حقیقت واحد به نظر می‌رسند.

داستان با بررسی کائنات و و محتویات آن آغاز می‌شود. درمی‌یابیم که فضا آکنده از ستارگانی مشابه خورشید منظومه شمسی است و ستارگانی که اطراف ما را گرفته‌اند در کهکشانی جمع شده‌اند که راه شیری نامیده می‌شود. در کائنات میلیاردها کهکشان شبیه کهکشان ما وجود دارد؛ کهکشان‌هایی که در خوشه‌هایی جمع می‌ شوند و این خوشه‌ها هم خود ابرخوشه‌ها را شکل می‌دهند. این سازمان منظم و دارای سلسله مراتب، یکی از خصوصیات بنیادی معماری کائنات است. همچنان که در سطح اتم‌ها و در سطح موجودت زنده هم با چنین سازمانی مواجه هستیم.

چیزی که امکان مشاهده جهان را در اختیار ما می‌گذارد، نور است، اما نور فوری منتشر نمی‌شود. در مورد بسیاری از پدیده‌های جالب اخترشناسی، میلیون‌ها یا حتی میلیاردها سال طول می‌کشد تا به ما برسد و این واقعیت عمیقا بر دید ما از جهان تاثیر می‌گذارد، چراکه آنچه مشاهده می‌کنیم همواره تصاویری از گذشته است. این واقعیت که یکی از اصول اساسی کیهان‌شناسی است و بارها در این برنامه‌ها به آن تاکید می‌شود و بسیاری از مبانی اخترشناسی با تکیه بر این واقعیت مورد طرح و تحلیل و بررسی قرار می‌گیرد، می‌تواند بر جهان‌بینی کلی مخاطب تاثیر داشته باشد و نگاه کلی او به پدیده‌ها را تغییر دهد.

واقعیت موکد و بارها تکرارشونده دیگر هم این است که کهکشان‌ها در حال دور شدن از یکدیگرند و جهان مانند بادکنکی در حال باد شدن، مرتبا گسترش پیدا می‌کند. سوال این است که ابعاد این بادکنک تا کجاست؟ این یکی از پرسش‌های اساسی کیهان‌شناسی و مستند «آسمان شب» است که به شیوه‌های مختلف تکرار می‌شود و هنوز پاسخ قطعی و قانع‌کننده‌ای برای آن یافت نشده است. آنچه می‌دانیم، این است که این گسترش حدود 15 میلیارد سال ادامه داشته که معادل سن جهان است.

امروزه می‌توانیم سن ستارگان و اتم‌ها را اندازه‌گیری کنیم و یافته‌ها حاکی است که سن اتم‌ها هم معادل سن ستارگان یعنی همان 15 میلیارد سال است. این گسترش با انفجاری بزرگ (بیگ‌بنگ) آغاز شد که در آن ماده در معرض درجه حرارت و فشار بسیار بالایی قرار گرفت و رادیوتلسکوپ‌ها بقایای گدازه‌های درخشان ناشی از این انفجار را ردیابی کرده‌اند.

بقایای دیگری از این انفجار اولیه نیز وجود دارد. این انفجار، مانند انفجار یک بمب هیدروژنی باعث تولید اتم‌های هلیوم شده که به تعبیری شیبه خاکسترهای آتش‌اند.

رویدادهایی که در جریان این انفجار اتفاق افتاده‌اند، می‌توانند عامل فقدان ضد ماده در کائنات ما باشد. یکی از نکات بسیار مهیج و عجیب در این عرصه ـ که در این برنامه مطرح شده ـ امکان سر درآوردن از اوضاع پیش از انفجار بزرگ است؛ این‌که برای فهمیدن این موضوع باید از «دیوار زمان صفر» عبور کنیم که نه‌تنها در عرصه فیزیک که حتی در عرصه منطق هم دشواری‌های عجیب و غریب و سهمگینی پیش پایمان می‌گذارد... به هر حال، واقعیت این است که صحبت کردن از آینده آسان است. شاید این گسترش تا بی‌نهایت ادامه پیدا کند، شاید هم زمانی متوقف شود و جهان با پیمودن مسیری معکوس، وارد دورانی از انقباض و فرورفتن در خود شود. اینها پرسش‌ها و احتمالاتی‌اند که در هر پژوهش اخترشناسی و هر مستندی مثل «آسمان شب» و نظایر آن مطرح می‌شود.

ویژگی و حسن مستندهایی از این دست، آن است که با مطرح کردن کلیات و نگاه به موضوع از منظری بسیار کلی و فراگیر، امکان این را فراهم می‌کند که جزئیات بر بستری از حقیقت و غایت کلی امکان طرح و بررسی پیدا کنند.

مخاطب علاقه‌مند برنامه‌ها و مباحثی از این دست، با پرسش‌هایی مواجه می‌شود (پرسش‌هایی از آن دست که مطرح شد) که نه‌تنها دانش و آگاهی‌اش درباره اخترشناسی و نجوم و کیهان را افزایش می‌دهد که در مسیری فراتر و از رهگذر این علم می‌تواند به بینشی عمیق‌تر و اساسی‌تر درباره مساله حیات و زیستن و زندگی دست یابد. پرسش اساسی و نهایی اخترشناسی و به تبع آن مستندها و برنامه‌هایی مثل «آسمان شب»، مانند غایت هر علم و دانش دیگری، این است که از کجا آمده‌ایم، هدف از آمدنمان چه بوده و غایت و هدف و مقصدمان کدام است و مواجهه با این پرسش‌ها و کلنجار رفتن با آنهاست که تنها راه دستیابی به کمال و بینش و معرفت بشری است.

مسعود ثابتی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها