متهم: اوهام از من یک قاتل ساخت

مرد جوانی که به خاطر سوءظن ، همسر برادرش را به قتل رسانده بود ، در جلسه دادگاه گفت : غیرت بی خودی زندگی ام را تباه کرد.
کد خبر: ۶۷۲۷۶

29 فروردین سال گذشته ماموران انتظامی از وقوع جنایتی وحشتناک در حیاط خانه ای قدیمی در خیابان مولوی در تهران اطلاع یافتند و با حضور در صحنه جنایت ، مشاهده کردند زن جوانی به نام مهسا ج براثر اصابت دو ضربه چاقو به قتل رسیده است . با گزارش موضوع به بازپرس ویژه قتل دادسرای جنایی ، تحقیقات گسترده ای در این زمینه آغاز شد. نتایج تحقیقات بیانگر آن بود که در زمان جنایت بجز مقتول و برادر شوهرش کسی در خانه حضور نداشته و احتمالا قاتل ، برادرشوهر وی به نام رجب و بوده است . با مشخص شدن این موضوع ، بازپرس پرونده دستور دستگیری متهم را صادر کرد، اما با ردیابی های صورت گرفته مشخص شد وی ابتدا به تبریز رفته و از آنجا به تهران بازگشته و در مسافرخانه ای در خیابان راه آهن سکونت دارد. به این ترتیب ماموران به محل مسافرخانه رفتند و پس از 12 روز از وقوع قتل ، او را در حالی که با دیدن ماموران قصد فرار داشت دستگیر کردند. ماموران پس از دستگیری متهم ، به بازجویی از او پرداختند که وی به رغم انکار اولیه ، لب به اعتراف گشود و راز قتل را فاش کرد. با اعترافات متهم ، پرونده برای صدور رای نهایی از دادسرای جنایی به دادگاه کیفری استان تهران ارسال و روز گذشته در شعبه 74 دادگاه کیفری بررسی شد.

خیلی غیرتی بودم پشیمانم

روز گذشته در جلسه دادگاه که به ریاست قاضی کوه کمره ای و با حضور 4 قاضی مستشار برگزار شد ، دادیار خاکی به قرائت کیفرخواست پرداخت و با بیان این که متهم در بازجویی ها اعتراف کرده همسر برادر خود را با ضربات چاقو به قتل رسانده است ، برای وی تقاضای اشد مجازات کرد. پس از اظهارات والدین مقتول ، دادگاه از متهم به قتل خواست از خود دفاع کند. متهم به قتل با بیان این که از کاری که کرده است بشدت پشیمان است ، گفت : مقتول ، همسر برادرم بود. ما همگی در خانه پدری ام زندگی می کردیم . او زن خوبی بود ، اما این اواخر کارهایی می کرد که شک مرا برانگیخته بود ، او برای خرید 2 یا 3 ساعت از خانه خارج می شد و وقتی علت را می پرسیدم مرا مسخره می کرد و جوابم را نمی داد. زمانی که این موضوع را به برادرم می گفتم ، او هم حرف مرا باور نمی کرد. سرانجام یک روز که کسی در خانه نبود، در حیاط خانه با او به جر و بحث پرداختم اما او باز هم به حرفهایم بی اعتنایی کرد و به همین دلیل من هم در حالت عصبانیت او را با چاقو به قتل رساندم . وقتی به خودم آمدم و فهمیدم چه کاری کرده ام ، فرار کردم و در این مدت در جاهای مختلف آواره بودم تا این که سرانجام دستگیر شدم . با اظهارات متهم و وکیل مدافع او ، دادگاه در روزهای آینده رای خود را صادر خواهد کرد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها