هدف اصلی انتشار این اثر ارائه ملودیهای ناب نواحی جنوب شرقی ایران است که تاکنون به صورت ارکسترال عرضه نشده و بسیاری از آنها حاصل تعامل فرهنگی سه استان کرمان، سیستان و بلوچستان و هرمزگان است که در این اثر خاص به تصویر کشیده شده تا دوباره به گوش مردم برسد.
قطعه اول این اثر «مکتبخانه» نام دارد که بر گرفته از شیوه تحصیل در مکتبخانههای قدیم است و سعی در تداعی فضای واقعی این مکان دارد. در این قطعه به مواردی چون تنوع سن، جنس صدا، بازیگوشی و خلقیات شاگردان توجه شده است. به عنوان مثال صدای آلتو نقش کودک بازیگوشی را دارد که تکالیف خود را در خانه انجام نداده و هنگام تمرین تنوینها ابتدای حرکات را ناقص و انتهای آن را با صدای بلند میخواند تا وانمود کند که درس را از بر است.
قطعه دوم اثر «لالایی» است؛ لالاییهای کرمان از زمانهای بسیار دور تا امروز باقی ماندهاند، زیرا آنها برگرفته از شادیها و غمهایی هستند که مادران برای فرزندانشان زمزمه میکردهاند به همین دلیل گاهی این ملودیها رنگ «کارآوا» را به خود میگیرد. به این شکل که مادران حین نگهداری از فرزندان کوچک خود کارهایی مانند قالیبافی و پتهدوزی انجام میدادهاند و این آواها را برای آرامکردن کودک به زبان میآوردند.
قطعه سوم «یوسف گمگشته» و کاری متفاوت از دو قطعه قبل است، این قطعه تنظیمی است برای پیانو، گروه کر و شعر حافظ که با شیوهای نو آهنگسازی شده است. قطعه چهارم «م/ کویرم/ دارقالی/ یشکی» نام دارد. این قطعه حال و هوای دخترکی است که با دستهای کوچکش صبح را با بافتن قالی به شب میرساند و این آواز در تار و پود قالی بافته میشود. این اثر به یاد کودکان قالیباف کرمان است، کودکانی که امید، آرزو و گاهی غم و اندوه خود را در نقشهای مشهور قالی کرمان با رنگهای خاصی به تصویر کشیده و شادابی و زیبایی دست، چشم و جانشان را پای دارهای قالی ریختهاند.
گلنوش ملایری / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم