اما در بعد فنی والیبال نشسته قاره آسیا رو به پیشرفت میرود، نمونهاش قزاقستان است که تیم نامداری چون ژاپن را شکست داد. تاثیرات حضور مربی جوان ایرانی جلیل ایمری را بخوبی در حرکات تاکتیکی این تیم مشاهده کردیم، هرچند وی در مشهد روی نیمکت این تیم حضور نداشت. سقوط چین نایبقهرمان قاره تا رده سوم و ناکامی تیم عراق از شگفتیهای مسابقات بود، اما نکته بارز دیگر در مورد حضور جوانان در تیم ایران بود؛ تیمی که تاکتیکهای جدیدی را گاهی بروز میداد تا دستش برای رقبای اصلی یعنی بوسنی هرزگوین، روسیه و برزیل رو نشود. این کشورها بسرعت در والیبال معلولان حرکت میکنند و هادی رضایی مغز متفکر والیبال نشسته با دادن استراحت به چند مهره باتجربه مانند سعید ابراهیمی، حجت بهروان و رضا پیدایش به جوانانی میدان داد که هر یک ستارههایی نوظهور به حساب میآیند.
در این بین آرش خرمالی، مهران فرزاد (لیبرو) و حسین گلستانی خوب جلوه کردند، اما به اعتقاد ما مهدی بابادی که بازیکنی چپ دست است از مشهد بزودی به یک ستاره تبدیل میشود و میدان مشهد فرصتی عالی بود تا این جوانان گام در راه بزرگی بگذارند.
به هر روی تا چندی دیگر یعنی خردادماه تیم ملی ایران راهی مسابقات جهانی لهستان میشود و حتم داریم بجز مجید لشگری بازیساز قائمشهری، صادق بیگدلی نیز با سابقهای درخشان یکی دیگر از پاسورهای تیم ملی خواهد بود و این گروه همچنان به داوود علیپوریان، رضا پیدایش، ناصر حسنپور، محمد خلیفی و... تکیه خواهند داشت.
در جریان این مسابقات والیبالبازان ایرانی که دیگر آسیا برای یکهتازی آنان کوچک شده، بر یک مساله اتفاقنظر داشتند که سرمایهگذاری باشگاهها در این ورزش معدود بوده و آنها که قهرمان پارالمپیک و جهانی هستند به اندازه یک بدمینتون باز درآمد ندارند. اما راستی باشگاههایی که برای یک فوتبالیست معمولی که قادر به انجام یک استپ درست و حسابی نیست و مقابل تیمهای کشورهای کوچک دچار مشکل میشوند هزینه میلیاردی میکنند، چرا پایمردی والیبال نشسته ایران را نمیبینند و این نهتنها با بحث فرهنگی ـ ورزشی بودن باشگاههای ما منافات دارد، بلکه بیتوجهی کامل به اصل مساوات و عدالت در جامعه و از جمله جامعه ورزش است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم