زندگی سالم

بیماری روانی، ازدواج و آسیب اجتماعی

برخی آسیب‌های اجتماعی از جمله همسرکشی و طلاق با ازدواج گره خورده است. در برخی موارد شاهد آن هستیم که زوجین به محض این‌که به مشکلی برمی‌خورند، ادعا می‌کنند طرف مقابل از بیماری روانی رنج می‌برد اما آیا واقعا این آسیب‌ها با بیماری‌های روانی در ارتباط است؟
کد خبر: ۶۶۸۹۴۳

این مورد را در انواع طلاق‌ها و حتی همسرکشی‌ها شاهد بوده‌ایم. در مورد ازدواج و تاثیر آن بر سلامت روان، باورهای ضدو نقیضی در بین مردم وجود دارد. برخی معتقدند ازدواج شفا بخش بوده و هست. گروهی دیگر هم نگاهی متضاد دارند. یکی از سوال‌های رایج خانواده‌هایی که بیمار مزمن روانی دارند، این است که: آیا اگر فرزندمان ازدواج کند، خوب می‌شود؟ و با طرح این سوال اعتقاد ضمنی خود را به شفا بخش بودن ازدواج نشان می‌دهند. گاهی هم تحلیلشان از علت بیمار شدن نزدیکانشان این است که چون ازدواج نکرده، مبتلا به بیماری روانی شده است. واقعیت علمی این است که ازدواج هیچ نقش مثبت یا منفی شناخته ‌شده‌ای در درمان اختلال‌های روانی ندارد. اختلال‌های روانی پدیده‌های پیچیده‌ای هستند که علت بسیاری از آنها هنوز نامشخص است. عوامل زیستی، روانی، اجتماعی و فرهنگی زیادی در بروز آنها نقش دارند. برخورد ساده انگارانه نسبت به اختلال‌های روانی این است که علت‌شناسی آنها را در سطح عوامل جمعیت شناختی پایین بیاوریم. البته این درست است که عوامل جمعیت‌شناختی مانند سن، جنس، مجرد یا متاهل بودن، سطح اقتصادی ـ اجتماعی و تحصیلات در بروز اختلال‌های روانی نقش دارند. به‌عنوان مثال فقر و بی‌سوادی عوامل خطر برای بسیاری از اختلال‌های روانی است، اما باید به یاد داشته باشیم که همه چیز به داده‌های جمعیت شناختی محدود نمی‌شود و عوامل زیادی از ژنتیک گرفته تا بدتنظیمی انتقال‌دهنده‌های عصبی شیمیایی در مغز و سیستم عصبی، بیماری‌های زمینه‌ای جسمی، مشکلات مربوط به بارداری و زایمان مادر و بسیاری از عوامل شناخته و ناشناخته دیگر در بروز اختلال‌های روانی نقش دارند. البته ازدواج در افراد سالم از نظر روانی به شرطی که با انتخاب و برخورد درست همراه باشد، نقش حفاظتی در برابر بسیاری از بیماری‌های روانی دارد اما این نقش حفاظتی در مقابل عوامل تاثیرگذار دیگر آن قدرها پررنگ نیست که به نسخه‌ای قابل تجویز تبدیل شود. ازدواج حتی در بهترین شرایط یک چالش است که برای حل بحران‌ها و تعارض‌هایش انرژی روانی زیادی لازم است؛ چالش‌هایی که موجب رشد افراد معمولی می‌شود ولی ممکن است در کوتاه‌مدت برای بیمار روانی یک استرس به حساب بیاید و تا حدی شرایطش را بدتر هم بکند. البته باید به یاد داشته باشیم که ازدواج و انتخاب همسر، حق طبیعی همه انسان‌هاست و به هیچ روی نمی‌توان کسی را به‌دلیل بیماری روانی، بیماری جسمی یا اعتیاد، از این حق طبیعی محروم کرد. متاسفانه مراجعان زیادی هستند که درمانگران قبلی‌شان آنها را از ازدواج منع کرده بودند. البته در بعضی بیماران که در مرحله حاد یک اختلال روانی هستند، منطقی است که به بیمار و خانواده‌اش توصیه شود تا زمان درمان مرحله حاد (که معمولا کمتر از شش ماه است) هر تصمیم‌گیری مهم را در زندگی از جمله ازدواج به تاخیر بیندازند اما آنهایی که بیماری مزمن روانی دارند که گاهی امیدی هم به بهبود قطعی ایشان نیست، تا کی باید صبر کنند تا درمانگرشان رضایت به ازدواج آنها بدهد؟! متاسفانه در مواردی هم توصیه درمانگر این بوده که ازدواج کن تا خوب بشوی. اینها همه ریشه در یک برخورد پدرسالارانه و همه چیز دان در روان درمانی دارد. گاهی خودمان هم باورمان می‌شود که قیم بیمارانمان هستیم و برای خصوصی‌ترین موارد زندگی آنها می‌توانیم تصمیم بگیریم. ما فقط می‌توانیم باورهای اشتباه بیمارانمان و خانواده‌هایشان را در مورد نقش شفا بخش یا آسیب‌رسان ازدواج تصحیح و به آنها کمک کنیم نگاهی منطقی‌تر و مبتنی بر واقعیت داشته باشند. در آخر این خودشان هستند که باید تصمیم بگیرند. البته یکی از مسائلی که اکیدا توصیه می‌شود در ازدواج رعایت شود، آگاه کردن همسر از بیماری روانی گذشته یا فعلی است. اگر بنای ازدواج برپایه دروغ و بی‌اعتمادی شکل بگیرد، مصداق خشت اول کج نهادن معمار می‌شود و اینجاست که مشکلات ازدواج بسیار پیچیده و گاهی غیرقابل حل می‌شود. باید به بیماران روانی و خانواده‌هایشان تاکید کرد که در مورد اختلال روانی پیش از ازدواج روشن‌سازی کنند. البته باوجود این تاکید حرفه‌ای روان‌ درمانگران باید به یاد داشته باشند که اجازه برملا کردن اسرار بیمار را به همسر یا نامزد او ندارند. اگر اطلاع‌رسانی هم می‌شود، باید با آگاهی بیمار و با اجازه او صورت بگیرد. توجه به مسائل اخلاقی و انسانی از دانستن تکنیک‌های پیچیده روان درمانی مهمتر است. بیمار روانی مانند هر انسان دیگر حق عاشق شدن، ازدواج و حفظ اسرارش را دارد. باید او را نسبت به جنبه‌های احتمالی مثبت و منفی ازدواج آگاه کرد، راه درست مقابله با آنها را به او نشان داد، حق تصمیم‌گیری او را به رسمیت شناخت و در آخر به او اطمینان داد که هر وقت مشکلی پیدا کردی، کسی هست که کمکت کند.

حافظ باجُغلی

روانپزشک

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها