جریان‌شناسی فکری ایران معاصر

شناخت، تبیین و تحلیل جریان‌های سیاسی، فکری، اجتماعی و فرهنگی در هر جامعه‌ای ​ ضرورتی انکارناپذیر است که​ برای چهره‌های شاخص فرهنگی و فرهیختگان جامعه ضرورت دوچندان دارد. به همین منظور، طی سال‌های اخیر، کتب و مقالات متعددی در زمینه جریان‌شناسی جامعه ایران در عرصه‌های مختلف بخصوص عرصه فکری و فرهنگی انتشار یافته است.
کد خبر: ۶۶۸۵۰۲

یکی از آثاری که در این زمینه نگاشته شده است، کتاب جریان‌شناسی فکری ایران معاصر، نوشته حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالحسین خسروپناه است. ویژگی کتاب فوق، این است که ضمن معرفی هر جریان فکری، به زندگی نامه رهبران، مبانی، ارکان و لوازم آن پرداخته و ضمن نقد و بررسی آنان، فضای گفت‌وگو و آزاداندیشی را ایجاد کرده است.

این کتاب در 9 گفتار تدوین یافته است. در گفتار اول، مولف به کلیاتی درباره مفهوم جریان‌شناسی و گونه‌شناسی آن پرداخته است. وی جریان‌شناسی را به شناخت منظومه و گفتمان، چگونگی شکل‌گیری و معرفی موسسان و چهره‌های علمی و تاثیرگذار در گروه‌های فکری، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی تعریف می‌کند.گفتار دوم کتاب به تبیین جریان عقلانیت اسلامی اختصاص دارد که همان ادامه دهنده جریان روشنفکری دینی سنتی و اجتهادی و در مقابل روشنفکری دینی و تجددگر​​است. وی ضمن برشمردن ویژگی‌های جریان عقلانیت اسلامی، از خدامحوری، رئالیسم و واقعگرایی معرفتی، عقلانیتی مستقل از عقلانیت خود بنیاد دکارتی، جامعیت اسلام در عرصه‌های مختلف دینی و دنیوی، اهمیت میراث گذشته اسلامی و شیعی، داشتن دغدغه دین و مدرنیته، منطق فهم دین و اعتقاد به معنویت دینی جهت رشد و تعالی انسانی به عنوان اصول اساسی جریان عقلانیت اسلامی نام می‌برد.

خسروپناه در گفتار سوم، به جریان سنتی می‌پردازد و مهم‌ترین مصداق این جریان را جریان روحانیت عنوان می‌کند. وی ضمن تعریف چیستی و کارکرد روحانیت، به گونه‌شناسی روحانیت با توجه به رابطه‌اش با مدرنیته، ​سیاست و جمهوری اسلامی ایران و تعاملش با دین‌شناسی و معرفت اسلامی می‌پردازد. خسروپناه در زمینه تعامل روحانیت با مدرنیته به سه جریان سنتی حداکثری، سنتی نواندیش و جریان نواندیش حداکثری اشاره می‌کند. وی در رابطه با سیاست، روحانیت را به دو دسته سلبی و ایجابی و هر کدام را به سنتی و نواندیش تقسیم می‌کند. در رابطه با معرفت دینی نیز، عده‌ای قائل به غلبه ابعاد فردی دین و دسته دیگر روحانیت به غلبه ابعاد اجتماعی دین اعتقاد دارند. وی در ادامه به آسیب‌شناسی جریان سنتی می‌پردازد و از اصالت دادن به کارکردهای موقعیتی در برابر کارکردهای ذاتی، عدم تعیین مولفه‌های دین‌شناسی سنتی، نبود فلسفه‌های علوم اسلامی، نبود رشته روش‌شناسی علوم اسلامی، فقه محوری به‌جای دین‌محوری، ابهام و اجمال‌گویی در مفاهیم دینی، آسیب‌های رفتاری جریان سنتی و بی‌توجهی به تحول در حوزه علمیه به عنوان مهم‌ترین آسیب‌های جریان سنتی نام می‌برد.

در گفتار چهارم، جریان مکتب تفکیک مورد بحث قرار می‌گیرد. روش اصلی دین پژوهی این جریان را می‌توان تفکیک و جداسازی قرآن و سنت اهل بیت از فلسفه یونان و عرفان و دستاوردهای معرفت بشری دانست. خسروپناه، سه دوره را برای مکتب تفکیک ترسیم می‌کند که دوره نخست آن، دوره مرحوم میرزای اصفهانی و شاگردش مرحوم حلبی است ودوره دوم آن توسط شاگردان دیگرش مرحوم آقامجتبی قزوینی و میرزاجواد آقای تهرانی شکل گرفت و توسط استاد حکیمی معرفی شد و دوره سوم با تبیین‌​ استاد سیدان تحقق یافت. وی همچنین ضمن تبیین ویژگی‌های هر کدام از این دوره‌ها به آسیب‌شناسی آن می‌پردازد.

گفتار پنجم به جریان تجددستیزی سنتی اختصاص دارد که به طور کلی همه دستاوردهای فلسفی و علمی غرب را مذموم می‌شمارد که به دو گروه تجددستیزی هایدگری و سنتی انشعاب می‌یابد. آسیب‌شناسی تجددستیزی سنتی از دیگر مباحث این گفتار است.

در گفتار ششم، جریان تجددستیزی فلسفی مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد که به طور مختصر به معرفی و آسیب‌شناسی اندیشه‌های برخی شخصیت‌های این جریان مانند سیدفخرالدین شادمان، سیداحمد فردید، جلال آل‌احمد، داریوش شایگان و رضا داوری می‌پردازد.

در گفتار هفتم درباره جریان فرهنگستان علوم اسلامی، ​ ابتدا شخصیت فکری سیدمنیرالدین هاشمی، موسس این فرهنگستان مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. بحث علم دینی و توسعه اقتصاد، فرهنگ و سیاست در جامعه از دیگر مباحث این گفتار است. از دیدگاه این جریان، غرب یکپارچه است و نمی‌توان فرهنگ و علم آن را از هم جدا کرد و لذا برای تولید و رشد علم، به ساختارشکنی در علم روی می​آورد. ​

گفتار هشتم به جریان سنتگرایی اختصاص دارد که توسط رنه گنون (عبدالواحد یحیی) فیلسوف فرانسوی تاسیس شد. سنت به معنای اصول حقایقی است ​ و منشا قدسی دارد که تجلیات خاص خود را در چارچوب هر تمدن داراست. مولف در این فصل، به شاخص‌ها و اصول سنت‌گرایی همچون حکمت خالده، وحدت متعالی ادیان، کثرت‌گرایی دینی، گرایش به عرفان و تصوف، انتقاد از غرب و دنیای مدرن و شناخت کافی از آن، اعتقاد به علم و هنر قدسی در برابر علم و هنر مدرن می‌پردازد. بررسی دین‌پژوهی نصر و آسیب‌شناسی آن به عنوان یکی از حامیان این جریان، از دیگر مباحث این گفتار است. ​

آخرین گفتار این کتاب به جریان روشنفکری در ایران اختصاص دارد. تعریف روشنفکری، روشنفکری در ایران و گونه‌شناسی آن، اصول و مبانی آن، روشنفکری لیبرال از جمله مباحث این فصل است. معرفی شخصیت‌های جریان روشنفکری لیبرال متقدم و متاخر و دیدگاه‌های رهبر معظم انقلاب درباره روشنفکری از دیگر مباحث این گفتار است. حجت‌الاسلام خسروپناه همچنین در این فصل به آسیب‌های روشنفکری دینی تجددگرا همچون غفلت از روش دینی و شفاف نبودن مفاهیم کلیدی ​می‌پردازد.

سیدعلی‌اصغر میرخلیلی / جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها