در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در این شرایط که بیاطلاعی و ناآگاهی از هواپیما حکمفرماست، مهمترین پرسش این است که چه سناریوهایی برای این حادثه میتوان نوشت؟ و آیا این سناریوها برپایه دادههای علمی و به روش علمی به دست آمدهاند یا براساس تخیلات، اعتقاد به جادو و اعتقادات غیرعلمی و شبهعلمی نوشته شدهاند؟ آیا فرض در میان بودن یک توطئه بینالمللی در ناپدیدشدن این پرواز، یک فرضیه علمی است یا صرفا یک تخیل بدبینانه است؟
پاسخ دادن به این پرسشها چندان آسان نیست. همچنین با مرور حوادث هوایی در چند دهه اخیر پرسشهای بیشتری هم اضافه میشوند. لذا برای روشنتر شدن موضوع باید مشخص کرد که چه ویژگیهایی برای غیرعلم و شبهعلم وجود دارد؟ و باید دانست آیا دادهها و اطلاعات علمی قابل اطمینان هستند و روش علمی چگونه در سناریونویسی برای چنین وضعیتی تأثیرگذار است؟ برای نمونه در پژوهشها، احتمال پیدایش ناگهانی میدان مغناطیسی شدید در منطقه پرواز بررسی میشود. آیا باور به پیدایش این میدان مغناطیسی میتواند علمی تلقی شود؟
از دیدگاه کلی وظیفه علم، شناخت جهان برپایه حقیقت است. ارائه تعریف جامعی از علم دشوار به نظر میرسد، اما براساس یک تعریف گذرا که موسی اکرمی، از علم ارائه داده است، علم «گونه ویژهای از دستگاههای باور مدعی شناخت است» یعنی دستگاهی که ادعا کند باوری هم صادق است و هم موجّه. البته در ارائه تعریف کاملی از علم بحثهای دیگری هم صورت پذیرفته و یک رشته پژوهشی درباره بررسی شناخت با نام شناختشناسی (اپیستمولوژی) وجود دارد، اما برای غیرعلم میتوان در فراگیرترین کاربرد گفت «هرآنچه علم نیست، ناعلم است» و براساس بخشبندی جامعی که موسی اکرمی ارائه داده، میتوان برای غیرعلم هفت بخش قائل شد. جزئیات این بخشبندی برای مصادیق غیرعلم به طور خلاصه عبارت است از: 1ـ دین، 2ـ عرفان و اسطوره، 3ـ بایدها و نبایدهای ارزشی که با شناخت پیوند ندارند [مثل اخلاق] 4ـ برخی برساختههای زبانی ویژه، 5ـ دسته ویژهای از جهانهای برساختنی بیارتباط با شناخت، 6ـ هرگونه سخنگویی که نتوان برای آن معنایی یافت، و سخنگویی معناداری که در چارچوب پنج بخش قبلی قرار نداشته باشد و 7ـ شبهعلم.
به نظر میرسد در مورد هواپیمای مسافربری اماچ 307 اثر هر هفت بخش دیده میشود. اما تعداد بسیار زیادی از سناریوهایی که برای این هواپیما نوشته شدهاند در حیطه شبهعلم قرار میگیرند. شبهعلم، یک دستگاه مدعی شناخت، با برخورداری از نمود علمی است، که از سویی مدعی بیان حقیقت و از سوی دیگر مدعی علمی بودن است، بیآنکه، از روشهای روای علمی بهره گیرد، و ادعایش را بتوان به گونه اعتمادپذیر آزمود و گواههای پذیرفتنی، در زبان روشن، و دور از هرگونه تناقض و ناهمسازی با گزارهها و نظریههای پذیرفته علمی، به دست دهد. دستگاههای تبلیغات در جهان هم بر این موارد تکیه کردند و به موضوعات شبهعلمی و غیر علمی درباره این پرواز پروبال دادند و البته براساس منافع و سیاستهای خاص، نسبت به پیشبرد اهداف سازمانشان اقدام کردند. نمونههایی از سناریوهایی که براساس شبهعلم به دست آمده قابل ذکر است. سخن گفتن از مسائلی مانند هواپیماربایی براساس سناریوی تروریسم جهانی به منظور مطرحکردن دوباره خطر تروریسم برای نظام سرمایهداری، اقدامات خلبانان پرواز جهت خرابکاری برای ضعیف جلوهدادن نظام امنیتی حاکم بر پروازهای شرکت هواپیمایی مالزی، حمله سایبری به سامانه هدایت و ناوبری پرواز برای مطرحکردن مخاطرات تکنولوژی توسط برخی کشورها و گروهها و حمله موجودات هوشمند فضایی و پدیده سیاهچاله برای معرفی فیلمهای امسال هالیوود ایالات متحده آمریکا، از مواردی است که نمود علمی دارند، اما دقیقا مشخص نیست در یافتههای خود از روش علمی استفاده کرده باشند و البته این موارد با بزرگنمایی در رسانهها مطرح میشوند. از سوی دیگر این رسانهها از احتمال وقوع همه این فرضیات خبر میدهند در حالی که تاکنون شواهدی از احتمال رخدادن هر یک از اتفاقات نام برده شده در مورد این پرواز و بعضا دیگر پروازهای مشابه در گذشته به دست نیامده است.
یکی از مواردی که در خبرها کمتر از آن سخن به میان آورده شد، مساله علم سایبرنتیک است. مثلا در پاسخ به این پرسش که چگونه میتوان حرکت هواپیما و تصمیم خلبانان را پیشبینی کرد ، از علم میانرشتهای سایبرنتیک استفاده میشود. در دهه 1940 میلادی بسیاری از پروازهای هواپیماهای آلمانی با به کارگیری روشهای این علم تعدیل شدند و مهندسان آلمانی امکانات، تجهیزات و آموزشهای جدیدی را به نظام هوانوردی آن کشور افزودند. پیشبرد آشنایی با علم سایبرنتیک، ضعف انسان در تعامل با ماشین را بخوبی نشان میدهد و مشخص میکند نظام طراحی ماشین چه درجه آزادی را برای کنترل به وسیله انسان تعیین کرده است. برای سایبرنتیک تعاریف گستردهای وجود دارد؛ اما میتوان گفت سایبرنتیک علم قوانین کنترل نظامها یا سامانههای پیچیده پویاست. به عامترین صورت سایبرنتیک علمی است که با مطالعه هرنوع نظام یا سامانهای که بتواند اطلاعات دریافت کند، آنها را ذخیره کند و آزمایششان کند و آنها را به منظور کنترل و تنظیم به کار گیرد، سروکار دارد.
بویژه یکی از علتها در اهمیت دادن به معمای پرواز ام اچ 370 آگاهی از این موضوع است که کدامیک از قوانین کنترل پرواز که یک نظام پیچیده پویاست، بدرستی مورد بررسی و تثبیت قرار نگرفته است.
در واقع مهمترین بخش از عملیات جستجو برای یافتن هواپیمای مسافربری بر سناریوهایی متکی است که از این تحلیلهای سایبرنتیک تأثیر پذیرفته است.
این از اهمیت بسیار زیادی برای پروازهای آتی هواپیماهای مسافربری بوئینگ برخوردار است که چه چیز بین ارتباطات پیچیده ماشین (هواپیما) و انسان بدرستی مشخص نشده و چه بخش از دستورالعملهای پروازی بدرستی طراحی نشدهاند، که در چنین پروازی، معمایی به این پیچیدگی پدید آمده است. این مساله از آنجا بغرنجتر میگردد که هیچ سناریوی قابل تأییدی مبتنی بر وجود ضعف در اجرای دستورالعملهای کنونی وجود ندارد. در نتیجه تا زمانیکه علم سایبرنتیک نتواند پاسخی برای پرسشهای مطرح شده بیابد، بازار شایعات و شبهعلم و غیرعلم داغ خواهد بود و بعضا برنامههای فریب عمومی در این موضوع ادامه خواهد یافت. برای مدیران و مهندسان شرکت بزرگ بوئینگ بسیار سخت و هزینهبردار است تا به ضعف نظام دستورالعمل پرواز و طراحی هواپیمای بوئینگ اذعان کنند؛ لذا تمامی تلاش خود را برای ایجاد یک فضای شبهعلمی در ارائه تحلیلهای مبتنی بر برنامههای فریب عمومی و نظریههای توطئهمحور معطوف خواهند کرد. سرنوشت این پرواز تنها از منظر همکاری طراحان سامانههای کنترل، هدایت و ناوبری پرواز قابل ارزیابی است و تا زمانیکه آنان برای شفافسازی و روشن کردن این معما تصمیم نگیرند، همچنان جنبههای مختلفی از این حادثه پنهان خواهد ماند.
جلال نبهانیزاده / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: