داستان‌های پاورقی بنیاد ادبیات داستانی

سال 1385، هنگامی که قطار جشنواره شعر فجر با تاخیری دودهه‌ای نسبت به دیگر جشنواره‌های هنری فجر به راه افتاد، داستان‌نویسان این پرسش را مطرح کردند که پس داستان کجای این ماجراست. مطالبه آنان برای سهم داستان در میان دیگر هنرها، مطالبه‌ای بحق بود.
کد خبر: ۶۶۵۴۷۱

در پاسخ به همین مطالبه، بنیاد ادبیات داستانی بعد از مدتی پا گرفت؛ بنیادی که ریاستش را محمد سالاری به عهده گرفت. وقتی محسن پرویز از معاونت فرهنگی وزارت ارشاد کنار گذاشته شد، درباره ادامه فعالیت این بنیاد حواشی بسیاری به وجود آمد، اما تیم جدید معاونت فرهنگی‌سالاری را برکنار کرد و بعد از برگزاری جلساتی، محمد حسنی را به ریاست این بنیاد برگزید. بنیاد ادبیات داستانی دیگر آن نهاد سابق نبود. بجز مدیر و عواملش، خیلی چیزهای دیگر در آن تغییر کرده بود.

شاید مهم‌ترین تغییر در ساختمان این بنیاد بود. ساختمانی که سرانجام کار دست این نهاد فرهنگی داد. این بنیاد طی کمتر از دو سال، سه بار ناچار به اسباب‌کشی شد. به طوری که گفته می‌شد حتی نویسندگان و اهالی قلم هم با این همه تغییر مکان، نشانی بنیاد ادبیات داستانی را گم کرده‌اند.

این پایان ماجرا نبود. بنیاد ادبیات داستانی به دلیل برگزاری نشست‌های خود در آخرین ساختمانش که مکانی مسکونی و استیجاری بود، با شکایت همسایگان مواجه شد. همین شکایت موجب پلمب سه روزه ساختمان این بنیاد شد. از سوی دیگر، بنیاد با مشکلات بسیار دیگری هم دست و پنجه نرم می‌کرد. جلسه اعضای هیات مدیره آن تشکیل نمی‌شد، مدیرعامل آن ساز استعفا کوک کرده و تمام تلاشش به برگزاری چند نشست و انتشار چند کتاب محدود شده بود.

در چنین شرایطی، هفته گذشته سرانجام اعضای هیات مدیره این بنیاد دور هم نشستند و درباره برخی مسائل آن تصمیم‌گرفتند. نخست این‌که با استعفای مدیرعامل بنیاد موافقت شد، اما از آن مهم‌تر این بود که تصدی شعر هم به بنیاد ادبیات داستانی افزوده شد.

شعر، این هنر والای ایرانیان، طی سال‌های گذشته متولیان بسیاری به خود دیده بود. در برهه‌ای معاونت هنری، سپس معاونت فرهنگی، در مقطعی قائم‌مقام وزیر در امور شعر و ادب و در زمانی دیگر دفتر شعر و ادب وزارتخانه تصدی آن را به عهده گرفته بودند.

فارغ از آن‌که خروجی تمام این تصمیمات نشان داد این جنس واگذاری‌ها به صلاح شعر نبوده است، حال این سوال اساسی مطرح است که چقدر انتقال شعر به بنیاد ادبیات داستانی تصمیمی کارشناسی شده است؟

بنیاد ادبیات داستانی که در وظیفه اصلی خود یعنی تصدیگری داستان با مشکل مواجه بود، آیا می‌تواند در تعریفی وسیع​تر، از پس شعر هم برآید؟ یا این سوال که چرا در حوزه فرهنگ که هر تصمیمی به کار کارشناسی و پژوهشی نیاز دارد، چنین تصمیمات تعجب‌برانگیز، ناگهانی و به دور از منطقی اتخاذ می‌شود؟

و در آخر این‌که مدتی بعد اگر این بنیاد در هر دو عرصه شعر و داستان خدای ناکرده ناکارآمد از آب درآمد، چه کسی و با چه توجیهی می‌خواهد از این تصمیم دفاع کند؟

سجاد روشنی‌ /‌ گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها