داستانی از نوشتن 1-بیا آرزو کنیم «عالم و آدم» ما بزرگسالان پر باشد از خاطرات «باد و باران» و درخشش «ملکه عاشقی» همراه با ریشه های فرهنگی مان به اضافه «مجموعه داستان / گزیده ادبیات معاصر». 2-خوشه های نماز در نوجوانی گل دادند «روزی که نخلها به دنیا آمدند» و «دو حلقه مروارید» زینت آرای «گهواره چوبی » بچه هایی که بود که در «چشمه آفتاب »، «آوازی برای آدم برفی » می خواندند. 3-وقتی خبر انیمیشن «آخرین سیب» نوشته بانو مریم جمشیدی را تنظیم می کردم شکفتن «کودکانی » که با «سحر، شب بوها و نماز» بزرگ می شوند، قلم را به وجد می آورد تا با «مرغابی های رود درینا» بار دیگر پرواز را به خاطر بسپاریم. 4-وقتی کسی آبی اش را از دست می دهد»، زیر چاپ می رود و برای انتشار همانند «خورشید در کوچ» به طلوع می اندیشد؛ «بخشنده مثل آسمان ، آبی مثل دریا» و... نام آثار بانوی نویسنده به ترتیب گروه سنی بزرگسال ، نوجوان ، کودک و نیز آثار زیرچاپ با 4 شماره در گیومه ها آمده است. باز هم از یک تا 4بخوانیم... |
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم