سنت نورشناسی سابقه ای دیرینه دارد. دکتر حسین معصومی همدانی ، عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی شریف در قالب مقاله ای که در این همایش ارائه شد به گوشه ای از این مکتب پر بار اشاره کرد، اگر چه این سنت بسیار ژرفتر از آن است که در بحثی کوتاه مرور گردد سنتی که به طور کلاسیک از یونان باستان آغاز می شود و البته بسیاری معتقدند نشانه هایی از بررسی علمی این شاخه در تمدنهای پیش از یونان به چشم می خورد.
اقلیدس و بطلمیوس در زمانی دور یکی از مسائل اصلی بحث نورشناسی یا رویت را بر مبنای ذراتی توجیه می کردند که از چشم ناظر ساطع شده و در اثر برخورد با جسم ، آن را قابل رویت می کند در این نظرید که تا قرنها دوام آورد، نور چندان مهم نبود، بلکه وجود نور تنها به عنوان شرط رویت مطرح شده بود، اما به موازات این مساله ، موضوع دیگری در اپتیک مطرح می شد که به طور مستقیم به نور مرتبط بود و آن مساله آینه های سوزان بودند، مساله ای که سعی در توضیح علت شعله ور شدن نقطه ای که در کانون یک آینه قرار می گیرد، داشت.
ابن سهل و کندی تنها دو تن از دانشمندانی هستند بین سنت بطلمیوس و سنت جدیدتری که با ابن هیثم قوام یافت ایستاده بودند، اما ابن هیثم معتقد بود علت دیده شدن اجرام آمدن نور از آن جسم به سوی چشم است و نه برعکس.
حداقل این که نگاه به منبع نوری شدید باعث آزار چشم می شود و به همین دلیل عامل دیده شدن نمی تواند از چشم به خارج پرتاب شود.
ابن هیثم در کتاب المناظر خود به بحث کامل درخصوص مسائل مختلف نور شناخت پرداخته که بعدها توسط کمال الدین پارسی مورد اصلاح و نقد قرار گرفت. یکی از موضوعات جذابی که دانشمندان از زمان دور درباره آن بحث می کردند مساله علت شکل گیری رنگین کمان بود.
دانشمندان از زمان ارسطو درباره ماهیت این پدیده زیبای جوی به بحث پرداخته بودند، چرا کمانی رنگی در آسمان شکل می گیرد؛
چرا 2کمان در برخی موارد به وجود می آید و چرا فضای بین 2کمان که به آن نوار اسکندر می گویند تیره تر از سایر نواحی آسمان است سوال هایی بوده که مورد تفکر دانشمندانی چون ارسطو، الخاذنی ، ژان دومونگ ، ابن هیثم ، ابن سینا و سرانجام کمال الدین پارسی و دیتریش فرایبورگ قرار می گیرد، ابن هیثم که آزمایش های تجربی را در علم اپتیک وارد کرد، درباره رنگین کمان سعی کرد پدیده را استفاده از بازتابش نور روی یک سطح مقعر (کاو) کروی توضیح دهد، پس از توضیح ابن هیثم ، ابن سینا که این توضیح را (که البته به روش ریاضی بیان شده بود) مورد قبول نمی دانست ، نظریه جدیدی مطرح کرد که تشکیل رنگین کمان را به بازتاب نور خورشید از ذرات آب تشکیل دهنده ابر مربوط می دانست و نه ماهیت یکپارچه ابر بدین ترتیب تناقض در توجیه این پدیده به وجود آمد که باعث شد قطب الدین شیرازی از شاگرد خود کمال الدین پارسی بخواهد تا درباره این موضوع تحقیق کند.
برنارد مت ، مدیر مرکز تاریخ علم و معرفت شناسی دانشگاه لیل و سرپرست گروه کارشناسی ارشد حرفه ای «ژورنالیسم علمی» که تحقیقات کامل او درباره تاریخچه بحثهای مربوط به پدیده رنگین کمان معروف است ، درباره کار پارسی توضیح می دهد که او با ترتیب دادن آزمایش های متفاوت (که ویژگی دانشمندان این دوره است) تفسیری دقیق از نحوه بازتابش و شکست های متوالی نور در ذرات آب موجود در ابر و تشکیل کمانهای رنگین کمان را توجیه می کند.
در حالی که پارسی در قلب تمدن اسلامی اولین نظریه علمی دقیق را برای توجیه پدیده رنگین کمان ارائه می داد در اروپا، دانشمندان سعی داشتند به آنچه ایمان داشتند بیندیشند، در این بین دیتریش فرایبرگ (1260-1328میلادی ) که شاید بارزترین بیانگر مکتب عرفان فیلسوف فرانسوی ، ارنست رنان بود، سعی کرد با دیدگاهی عرفانی اما با استفاده از روش تجربی به توضیح مستقل پدیده رنگین کمان بپردازند.
نتیجه نظرات او در سال 1305در اروپا منتشر شد و این همان زمانی است که پارسی در شرق نیز نتایج تحقیقاتش را منتشر کرد. این دو دانشمند به طور کامل مستقل از هم اما با آشنایی که نسبت به کارهای ابن هیثم داشتند نظرات تحقیقی خود را بهبود دادند و به توضیح بهتری از یک پدیده دست یافتند.
بنابراین میل به حقیقت باعث شد تا در دو فضای فکری و فرهنگی مختلف در یک زمان 2سنت نورشناسی مستقل شکل گرفته و قوام یابند، اگر چه کتاب تنقیح المناظر کمال الدین ، آن گونه که المناظر ابن هیثم در اروپا رواج یافت ، گسترش پیدا نکرد، اما در ایران احتمالا مورد توجه جدی قرار داشت ، تحقیقی که فرید قاسملو عضو شورای مرکز تقویم و بنیاد دایره المعارف اسلامی درباره نسخ خطی موجود تنقیح المناظر در ایران انجام داده نشان از آن دارد در حالی که هنوز هیچ نسخه خطی از المناظر ابن هیثم در ایران یافت نشده است اما 14نسخه خطی تنقیح المناظر یافت شده که با بررسی زمان تالیف آنها احتمال دارد به عنوان بخشی از سنت تدریس اسلامی بوده باشد.
جهان دانش مستقل از آنچه ذهن ما به عنوان مرزها و خطوط فرضی در اطرافمان رسم کرده ایم ادامه می یابد و آنچه در این ماجراجویی بزرگ انسان ، به او قدرت می بخشد تنها عشق به حقیقت خواهد بود.