jamejamonline
گوناگون عمومی کد خبر: ۶۶۰۹۲۸   ۲۰ فروردين ۱۳۹۳  |  ۰۸:۴۳

طنز در روزنامه های کشور کم پیدا می شود و این یعنی روزنامه ها کم لبخند می‌زنند و آنها که روزنامه می‌خوانند هم به تبعیت از رسانه محبوب شان کمتر می خندند.

نوزاد 9‌ماهه تحت‌الحفظ در آمبولانس

حکمت ستون روزنامه خندان، در این است که طنز همه روزنامه های کشور را جمع کنیم و در جام جم آنلاین برسانیم به دست تان تا هر صبح، دستکم در اینترنت گردی روزانه، لبخندی روی لب تان بنشیند.

جام جم: درآمد ناشی به کجا می‌رود؟

یکی از پرسش‌های مهم فلسفی ـ اقتصادی مردمی که در این روزان و شبان، دعوت به انصراف از دریافت یارانه کذایی می‌شوند، این مسأله است که درآمد ناشی از نگرفتن یارانه و ایضاً افزایش قیمت حامل‌های انرژی ـ که همین ایام تعطیلات عید نوروز اتفاق افتاد که حواس ما و شما به دید و بازدید مشغول بود ـ خیلی شفاف بفرمایند که به کجا می‌رود؟

ـ به کجا چنین شتابان؟... (این مطلب را یکی از یارانه‌ بگیران در حال انصراف از دریافت یارانه‌اش، خطاب به یارانه گفت و دیگر چیزی نگفت!)

در مصوبه‌ای که هیأت وزیران در دومین جلسه خود در تاریخ دهم فروردین گذراند، به پاره‌ای از مصارف درآمد حاصل از افزایش قیمت حامل‌های انرژی به این شرح پرداخت:«پرداخت یارانه نقدی و غیرنقدی، کمک به بخش سلامت، کاهش هزینه‌های پرداختی بیماران، کمک به بهبود بخش تولید، حمل و نقل عمومی، بهینه‌سازی مصرف انرژی در واحدهای تولیدی و...» ... که ملاحظه می‌کنید خیلی شفاف است و جای هیچ نگرانی نیست که اگربر قیمت قبوض دریافتی شما افزوده شد یا اگر لطف کردید و از گرفتن یارانه خود منصرف شدید؛ درآمد ناشی از این اعمال افزایشی و انصرافی، به کجا یا به کجاها خواهد رفت.

نگرانی خاطر:

جایی نمی‌روی که دل بدگمان من

تا بازگشتن تو به صدجا نمی‌رود

بسته پیشنهادی: هرچند که خود دولت اطمینان خاطر داده که درآمدهای حاصل از کاهش یارانه و افزایش قیمت حامل‌های انرژی، به جاهای خوب خوب می‌رود؛ اما چون ملت یک کمی هم به ما اطمینان دارد و منتظر است که ببیند ما چه می‌فرماییم؛ از این رو در راستای هر آنچه که فوقاً عرض شد، ذیلاً نیز چیزهایی منتهی در قامت و قالب پیشنهاد عرض می‌شود:

1- نمایش تلویزیونی: دولت تدبیرو امید، جاهای خوبی را که درآمد حاصله قرار است به آنجاها برود، بر روی صفحه تلویزیون نشان دهد. بعضی‌ها تا نبینند، با تمام وجود آرام نمی‌شوند. خب حق هم دارند. پول نفت خودشان است. چطور همیشه آمارها را دقیق و رقیق و از چند زاویه نشان می‌دادیم؟

2- زیرنویس قبض: داخل قبوض آب و برق و باد و... (ببخشید؛ اشاره می‌کنند که باد جزوش نیست)... گاز و...، محل مصرف درآمد حاصله نوشته شود. پشت قبض هم می‌توان کروکی محل مصرف در زیرساختارهای کشور را ترسیم کرد. این شکلی، قبض‌ها هم از حالت خیلی خشکی که دارند، درمی‌آیند. پشت قبض بلاتشبیه عین بازی ماروپله خواهد شد.

3- اعلام شماره: می‌توان یک شماره تلفن یا یک سامانه اینترنتی اعلام کرد که مردم منصرف از دریافت یارانه، بامراجعه به آنجا متوجه شوند که درآمد حاصله هم‌اکنون در کجای کار به سر می‌برد و حالش خوب است آیا؟.... مگر اداره پست عزیز یک همچین امکاناتی ندارد که ارسال‌کننده محموله، می‌تواند محموله خود را ردیابی کند که در کجاست؟

4- وضع قانون: سابق بر این اگر خاطر مبارک شما باشد، قرار بود یک قانونی به تصویب برسد، مبنی بر این که:«از کجا آورده‌ای؟» که البته نفهمیدیم در عمل چی شد یا چی نشد. خب این سوال دولت از ملت بود. البته برخی از ما ملت که اصطلاحا از ما بهتران اقتصادی‌اند. حالا می‌شود فی‌المجلس راجع به وضع این قانون هم به شور و مشورت نشست که این بار، ملت از دولت بپرسد: «به کجا می‌بری؟»... خب آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟

کیهان: گاری (گفت و شنود)

گفت: چرا برخی از رسانه‌ها و مسئولان درباره دستمزدهای میلیارد تومانی و خودروهای 800 و 900 میلیون تومانی فوتبالیست‌ها از بیت‌المال مردم مظلوم این مرز و بوم سکوت کرده و اعتراض و انتقادی نمی‌کنند؟.
گفتم: چه عرض کنم؟ در عوض مسائل حاشیه‌ای و دم‌دستی را با آب و تاب مطرح می‌کنند.

گفت: یعنی با دیدن لیست دستمزدهای نجومی فوتبالیست‌ها که فقط جدول یکی از تیم‌ها منتشر شده و بقیه هم مثل همین است، و مقایسه آن با حقوق و دستمزد اندک مردم مستضعف به رگ غیرت آنها برنمی‌خورد؟.
گفتم: مجله توفیق کاریکاتوری از خلیج فارس داشت که در آن یک کشتی نفتکش غول‌پیکر در حال حرکت به سوی آمریکا بود و یک گاری نفتی به سمت داخل کشور در حرکت بود و دکتر اقبال رییس شرکت نفت رو به گاری کرده و داد می‌زد؛ آهای بردند آهای خوردند.

سیاست روز: شروط ننجون برای انصراف از دریافت یارانه

اینجانب «ننجون» ملقب به «پیرزن معلوم‌الحال» در کمال صحت عقل و در راستای کمک به رئیس‌جمهور و تیم دولت یازدهم با شرایط زیر از دریافت یارانه انصراف می‌دهم باشد که برای سایرین هم درس عبرتی بشوم.

شرط اول:
دولت باید قول بدهد مانند عید نوروز در الباقی مناسبت‌های سال اعم از عید غدیر، عید قربان، سالروز تولد حکیم زکریای رازی، هفته دولت، روز درختکاری، روز زن، روز پیرزن و ... برای اینجانبه «پیامک» ارسال کند. به قول قدیمی‌ها در پیامک لذتی است که در یارانه نیست.

شرط دوم:
آقایان باید قول بدهند سه هزار میلیارد تومان را از مدیرعامل اسبق بانک ملی بگیرند و بشمارند و توی خزانه بگذارند. بعد بروند حق ملت بینوا را از حلقوم «الف – میم – آ» (امیرمنصور آریا) «ب – ز» (بابک زنجانی) و دلالان نفتی، گازی، فولادی، نخودی، لوبیایی و غیره بیرون بکشند.

شرط سوم:
دولت به رییس سازمان هدفمندی یارانه‌ها دستور بدهد که اینقدر مردم را برای انصراف از دریافت یارانه «تهدید» نکند. از بس توی رادیو، تلویزیون، خبرگزاری، روزنامه‌ها و‌... مردم را تهدید کردند که گوشت تن همه در حال ریختن است.

شرط چهارم:
لطفا ترتیبی اتخاذ بفرمایند که وقتی بنده در خواب حرف می‌زنم و نام «محمود» را صدا می‌کنم، بیدارم نکنند. دست خودم که نیست.«محمود» را صدا می‌زنم.

شرط پنجم:
من حاضرم از یارانه و سهام عدالت و سبد کالا صرف‌نظر کنم و از طریق همین تریبون به رییس‌ سازمان هدفمندی اختیار می‌دهم که این سه قلم جنس و هر چیز دیگری را که دلش می‌خواهد ببرد اما کاری به کار گیتار «حسن ش. ز» نداشته باشد. آن بنده خدا گیتارش را خیلی لازم دارد.

شرق: نوزاد 9‌ماهه تحت‌الحفظ در آمبولانس

تماس عجیبی داشتم. یک نوزاد 9‌ماهه به اتهام اینکه به سمت پلیس پاکستان سنگ پرتاب کرده، بازداشت شده. پلیس پاکستان برای جابه‌جایی متهم زنگ زده به پلیس بین‌الملل و گفته: «از پاکستان به اینترپل... درخواست همکاری بین‌المللی... موضوع انتقال کودک 9ماهه به پاسگاه...»

پلیس اینترپل خیال کرده مزاحم تلفنی است، گفته زنگ بزنید به «شیرخوارگاه اینترپل» و بعد گوشی را تلپی قطع کرده.

اینطوری شد که با من تماس گرفتند. من هم گاز آمبولانس را گرفتم و رفتم پاکستان و نوزاد 9‌ماهه را تحت تدابیر شدید امنیتی تحویل گرفتم تا نمی‌دانم ببرمش دادگاه یا پاسگاه یا شیرخوارگاه... خلاصه الان هم صدای گریه‌اش آمبولانس را برداشته. می‌گویید شوخی می‌کنم؟ خبرش را «ایندیپندنت» هم نقل کرده. پدربزرگ این نوزاد نه‌ماهه گفته: «او حتی نمی‌تواند شیشه شیرش را بگیرد دستش.» ولی ما گول این ظاهرسازی‌ها را نمی‌خوریم. چطور است تا وقت هست از زیر زبان این نوزاد نه‌ماهه بکشیم بیرون ببینیم حرف حسابش چیست.

من: عموجون... چرا به پلیس سنگ انداختی؟
نوزاد 9 ‌ماهه: اد بد دودو ددبدد اودودو بدهرده.

من: آیا عمل شما اقدامی تلافی‌جویانه بود؟
نوزاد 9 ‌ماهه: دوووو. دبلدبلدیدودو. دیدو دو. دو دو. دهه.

من: آیا توسط آمریکا یا روسیه یا انگلیس یا پاتایا حمایت مالی شدید؟
نوزاد 9 ماهه: دااااا.

من: توسط طالبان چی؟ حمایت نشدید؟
نوزاد 9 ‌ماهه: دددددد. دا. دااااا.

من: آیا ریگی به کفش شما هست؟
نوزاد: دا...

من: بسیار خب. چه گروه یا چه کسانی سلاح سرد سنگ را در اختیار شما قرار دادند؟
نوزاد 9 ‌ماهه: اد دودوو. دو بو دو. دابادا. دوبو دو دادا. دی دودودو. دبلا. دیبالا. دودالا. دبله؟

من: آیا قبول دارید که وقتی در 9‌ماهگی سنگ به پلیس پرت می‌کنید، بعید نیست در 9سالگی یا 90سالگی عملیات انتحاری انجام دهید؟
نوزاد 9 ‌ماهه: دیدا.

من: آیا معتقدید سنگ مفت گنجشک مفت؟
نوزاد 9 ‌ماهه: دا.

من: پس قبول کردید که پلیس را در حد گنجشک می‌بینید؟ درست است؟ دست شما رو شده.
نوزاد 9 ‌ماهه: دودا... . دا... دا... ئوووووووئه...

من: این چه بویی است؟ اوه‌اوه... آیا شما قصد دارید فضا را آلوده نشان دهید؟ یا این پالسی است که برای همدستان خود فرستادید؟
نوزاد 9 ماهه: ئوووووووئه... اوووووئه... اهه... اهه... ئوووووئه...

من: گریه نکن... زود باش... باید پای این پوشک را امضا کنی...
بله. خوانندگان عزیز، همان‌طور که دیدید ریگی به کفش این بچه است، به نظر ما هم نباید گول هیکل مردم را خورد. همان‌طور که دیدید این نوزاد نه‌ماهه یک جانی بالفطره است که توسط ابرقدرت‌های جهان و گروه‌های تندرو و آشوب‌طلب حمایت مالی و تسلیحاتی می‌شود. الان هم خودش را زده به موش‌مردگی. در ضمن دیدید که ریگی به کفشش هست.

آرمان: چگونه استیضاح نمی‌شوید

دیشب زمانی که قرص‌های دیازپام را توی دستانم گرفته بودم تا بالا بیندازم به این موضوع فکر کردم که به راستی وزرا باید چه کار کنند تا استیضاح نشوند؟! یا اصلا وزرا باید چه کار نکنند تا استیضاح نشوند؟ یا برای برخی مانند وزیر محترم ارشاد که خودشان دوست دارند استیضاح شوند، چه کار باید کنند که استیضاح شوند؟ هرچند آقای علی جنتی راه استیضاح شدن را به بقیه نشان دادند و از این به بعد وزرایی که دلتنگ استیضاح می‌شوند می‌توانند به دیدار افرادی بروند که اعضای جبهه پایداری با آنها قهر کرده اند، حالا نمایندگان محترم مجلس می‌گویند «طرح سوال از وزیر» ما اسم آن را می‌گذاریم «استیضاح مخفی» یعنی زمانی که نمایندگان حوصله پاسخگویی در برابر هیاهوی استیضاح را ندارند، از لفظ «طرح سوال» استفاده می‌کنند. حال که این دریچه باز شده، ما به وزرا توصیه می‌کنیم، امسال که گذشت از سال آینده حواس خود را در تعطیلات نوروز بیشتر جمع کنند.

تا چند ماه قبل روند به این صورت بود که ما فکر می‌کردیم وزیر راه به دلیل عدم سقوط هواپیما، وزیر بهداشت به دلیل عدم تعطیلی دانشگاه‌های پزشکی، وزیر اقتصاد به دلیل بالا نبردن قیمت ارز، وزیر مسکن به دلیل نرساندن قیمت پنت هاوس سابق به سنگ قبر امروز مورد سوال قرار می‌گیرند، اما گویا برخی نمایندگان محترم موشکافانه‌تر به مسائل نگاه می‌کنند و تمرکزشان بیشتر معطوف به پیچش مو است.

چند ساعت بعد بالاخره قرص‌ها اثر می‌کنند و چشمانم گرم می‌شود که یک نفر ناغافل می‌پرد توی خوابم و می‌گوید «اصلا آقای جنتی دلش خواسته به دیدار آقای خاتمی برود» جواب دادم «دلشان خواسته؟ مگه دل بخواهیه؟ یعنی به من و شما ربطی نداره اما من بعید می‌دونم که دوستان در جبهه پایداری همین عقیده شما رو داشته باشند» فرد مورد نظر کمی فکر کرد و گفت «راست میگی ها، به اینجاش فکر نکرده بودم، بهتر بود اول نظر اعضای محترم این جبهه رو می‌پرسیدم» منم جواب دادم «شما بهتر است قبل از اینکه به خواب مردم بروید، کمی در مورد موضوع مورد نظر تحقیق کنید، ظاهرا اعضای محترم این جبهه با حفظ سمت، مسئولیت هماهنگی دیدارهای نوروزی رجل سیاسی را هم دارند» فرد موردنظر متفکر از خوابم رفت.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل: