هیچ کس نمی داندچه کسی رئیس جمهور می شود

آیا ورود آقای هاشمی رفسنجانی به میدان انتخابات ، معادلات هر دو جناح را به هم ریخته؛ و این فرایند سیاسی ، باعث تفرقه در میان بخشهای مختلف شده؛ اگر او به عرصه نمی آمد فضای انتخابات ،دو قطبی می شد؛
کد خبر: ۶۵۶۱۷
دغدغه های آقای هاشمی با حضور فعال او در انتخابات رفع خواهد گردید؛
رای آوردن او در انتخابات 27خرداد، گروهها و جناحهای سیاسی را نگران خواهد کرد؛ چه گروههایی خود را برنده و ذی نفع خواهند دانست و کدام گروهها آرزوهای خود را بر باد رفته خواهند دید؛
آیا رئیس جمهور دوران سازندگی ، آنگونه که برخی چهره های سیاسی گفته اند مردی متفاوت با هاشمی سالهای 58تا 76است ؛ یا همان راه را ادامه خواهد داد؛ شاید پاسخ به این پرسشها فضای انتخابات را شفاف تر سازد.
انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری ، تقریبا با همه رخدادهای مشابه خود در 8دوره پیشین یک تفاوت اساسی دارد.
در نظرسنجی های متعددی که صورت گرفته ، یک وجه مشترک به چشم می خورد: «معلوم نیست چه کسی رئیس جمهور خواهد شد.» دلیل نامشخص بودن نتیجه نظرسنجی ها تنها این نیست که برخی جناحهای سیاسی و طرفداران پاره ای از کاندیداها، کارخانه تولید نظرسنجی دارند و آمار و ارقامی بیان می کنند که واقعیت ندارد.
بلکه دلیل اصلی را باید در سیال بودن و برخورداری فضای انتخابات از نوسانهای شدیدی دانست که گاه تا یکی دو روز به برگزاری انتخابات از نفس نمی افتد. به عبارت دیگر رای بخشی از شرکت کنندگان در انتخابات (که می تواند تاثیر قابل توجهی هم داشته باشد) در دقیقه 90شکل می گیرد.
با این همه ، در تحلیل منطقی فرایند انتخابات ، یکی از روشهای سنجیده و علمی ، روی آوردن به نتیجه نظرسنجی هاست. البته نظرسنجی هایی که هم در مبنا و هم در روش ، خاستگاه علمی داشته باشد.
آمار و ارقام نشان می دهد بین 43تا 45میلیون نفر، واجد شرایط حضور در پای صندوقهای رای هستند. وزارت کشور و مدتی پیش وزارت اطلاعات ادعا کرده اند حدود 50تا 55درصد مردم در انتخابات حضور خواهند داشت.
دلیل افت شدید مشارکت شهروندان را باید در کجا جست ؛ به دلیل نامشخص بودن نتیجه انتخابات ، قاعدتا باید شاهد رقابت بسیار جدی تری نسبت به گذشته باشیم.
بویژه اینکه هر دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب ، تنها در یک رقابت بیرونی با حریف پا به میدان نگذاشته اند بلکه در درون جناح خود نیز ناگزیر به گزینش یک نفر از میان بقیه هستند.
بویژه این که ورود آقای هاشمی رفسنجانی ، شرایط را برای هر دو جناح ، پرابهام تر کرده است. همین ابهام بدان معناست که طرفداران نامزدها باید برای نشاندن نامزد مورد نظرشان بر کرسی ریاست جمهوری ، حضوری بسیار فعال داشته باشند.
به این ترتیب حضور تقریبا 50درصدی مردم در انتخابات آیا واقعی است ؛ پاسخ این پرسش ، یا مثبت است یا منفی.
اگر پاسخ مثبت باشد گریزی نیست جز اینکه سبب مشارکت نه چندان زیاد مردم را در عملکرد سیاسی جناحها در 8سال گذشته جستجو کنیم و اگر پاسخ منفی باشد و مشارکت مردم ، به رقمی مثلا بین 70تا 75درصد برسد، علت آن را باید رقابتی بودن شدید انتخابات دانست.
در یک فرایند طبیعی انتظار می رود حضور 70درصدی شهروندان (حدود 30میلیون نفر) در پای صندوقهای رای محقق شود.
جناح اصولگرا با 4نامزد (دکتر علی لاریجانی ، محمدباقر قالیباف ، دکتر احمدی نژاد، محسن رضایی )، جناح دوم خرداد با 2نامزد اصلی (مهدی کروبی و دکتر مصطفی معین ) و جناح منتسب به کارگزاران با حضور آقای هاشمی رفسنجانی به اندازه کافی از توان یک فراخوان 30میلیونی برخوردارند.
به نظر می رسد برخی اظهار نظرها مبنی بر این که ورود آقای هاشمی به میدان ، انتخابات را از حالت رقابتی بودن خارج می کند، با واقعیت تناسب ندارد.
آقای هاشمی در سالهای 68و 72کاملا بی رقیب به نظر می آمد، اما در انتخابات 27خرداد 84شخص آقای هاشمی و اعضای انتخاباتی او چنین نگرشی ندارند. به عبارت دیگر، آقای هاشمی وارد میدانی نشده که از قبل پیروزی اش را قطعی بداند.


شرکت کنندگان فراوان یا رئیس جمهور پر رای؛
گاه گفته می شود رئیس جمهوری که دارای رای بالا باشد از اقتدار کافی در داخل و بخصوص در عرصه بین المللی برخوردار است.
این ادعا به جهاتی قابل خدشه است و از سویی ، اعلام شکست ، قبل از برگزاری مسابقه به نظر می آید. چه اصراری وجود دارد که چنین ادبیاتی را بر فضای سیاسی کشور حاکم گردانیم که اگر رئیس جمهور مثلا 70 60درصد رای را نداشته باشد ضعیف خواهد بود؛
مگر جرج بوش که با اکثریت ضعیفی بر رقیب خود پیروز شد، در داخل و خارج ایالات متحده امریکا ضعیف ظاهر شده است ؛ در انتخابات اخیر انگلیس ، تونی بلر با اکثریت ضعیف تر از گذشته ، قدم به ساختمان نخست وزیری گذاشت.
آیا شائبه ای درباره میزان قدرت او وجود دارد؛ برخی دولتهای اروپایی محصول ائتلاف های بسیار شکننده هستند، اما هرگز در روابط خارجی و مدیریت داخلی شان ، از موضع ضعف ورود نمی کنند.
در کشورهای در حال توسعه (مثلا هند، ترکیه و...) رخدادهای مشابهی بروز می کند، اما در هیچ یک از آنها حتی تصور این که دولتها ضعیفند به خارج از مرزها منتقل نمی شود.
وانگهی مگر دولت برآمده از دوم خرداد که رئیس آن از محبوبیت چشمگیری برخوردار بود، چقدر در عرصه داخلی موفق عمل کرد و بالاتر از آن ، در صحنه روابط بین المللی ، کدام نقش موثر را آفرید؛
گرچه نمی توان و نباید برخورداری از رای بالا را به عنوان یک ارزش مهم نفی کرد، اما نمی توان و نباید آن را تنها پارامتر برای افزایش قدرت چانه زنی در داخل و خارج دانست. آنچه اقتدار یک دولت را رقم می زند، عملکرد مثبتی است که رضایت شهروندان را به همراه داشته باشد.
این رضایتمندی می تواند به تدریج یخهای بی اعتمادی مردم به حاکمیت را که متاسفانه طی 8سال گذشته به دلیل حضور سیاست پیشگان افراطی و عصبانی ، جامعه را سیاست گریز کرد ذوب کند و بتدریج حضور آنها را گسترده تر کند.
عملکرد مجلس شورای اسلامی در تثبیت قیمت کالاهای اساسی ، فاصله گرفتن شوراهای شهر و شهرداری ها از بازیهای جناحی و ارائه خدمت به مردم از روشهایی هستند که می توانند به بازسازی اعتماد جامعه بپردازند.
شاید همین جا باید گذرا و باشتاب به این نکته اساسی اشاره کرد که جناح دوم خرداد اگر چه مسوولیت ایجاد فضای نسبتا سرد گونه جامعه را نپذیرد و پذیرش حقیقت برایش تلخ باشد، اما تاریخ ، داوری بی رحم است و دورانی که می توانست پس از حماسه دوم خرداد به یکی از درخشان ترین دوره های تاریخ ایران زمین تبدیل شود،به دلیل عملکرد جناح یاد شده به دوره ای غیرقابل دفاع تبدیل شد.


مشارکت حداکثری
به این ترتیب ، آنچه مهم به نظر می آید این است که همه تلاش کنند تعداد شرکت کنندگان در انتخابات ، فزونی یابد.
در چنین فضایی حتی انتخاب رئیس جمهور، ولو در مرحله دوم نقطه ضعف به حساب نمی آید. به عبارت دیگر برخورداری نظام از یک پشتوانه قوی ، در نگاه بین الملل به مراتب چشمگیرتر از آن است که رئیس جمهور مثلا با رای 70-60درصدی برگزیده شود.


آرایش فضای انتخاباتی در جناح دوم خرداد
جناح دوم خرداد، در حال حاضر دو کاندیدای اصلی (معین و کروبی ) دارد. اکبر اعلمی ، کواکبیان ، اصغرزاده ، مهرعلیزاده و... نیز سایر نامزدهایی هستند که دوم خردادی ها برای آنها شانس چندانی قایل نیستند.
رفتار تبلیغاتی معین نشان می دهد که او صرفا برای برهم زدن بازی خراب کردن بازی آمده است. او حتی با این که به لحاظ مدیر و مدبر بودن (و از شروط پیش بینی شده در قانون اساسی برای یک رئیس جمهور) نزد دوستان خود در حزب مشارکت ، مورد تردید قرار دارد، وارد میدان شده است. پیش تر نیز برخی محافل سیاسی معین را «نامزدی برای رئیس جمهور نشدن» خوانده بودند.
این تحلیل درستی است که در واقع افراطیون دوم خرداد که حیات خود را تنها با تنفس کردن در فضای پر تنش میسر می دانند و فضای آرام را مساوی نابودی خود می پندارند، در صدد برآمدند که چند صباحی با سرمایه دکتر معین به صحنه بیایند.
در حالی که بهزاد نبوی تئوریسین کار کشته دوم خرداد، در لابی های سیاسی ، از کروبی حمایت می کند، دم خروس این جناح در مورد دفاع از معین کاملا آشکار می شود.

آنچه هاشمی می خواست
حضور آقای هاشمی رفسنجانی چه تاثیری بر فضای انتخابات گذاشت؛ مدتها پیش از آن که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در تالار وزارت کشور حضور یابد و رسما نامزدی خود را اعلام کند، تاکید کرده بود که اگر اصولگرایان بر سر یک نامزد توافق کنند، وارد رقابت نخواهد شد.
او، البته بعدها شرط دیگری هم به شرط پیشین افزود: «فرد مورد توافق باید رای بالایی داشته باشد.» اصولگرایان شاید در پی یک اشتباه تاریخی و استراتژیک ، نتوانستند به چنین اجماع و وحدتی برسند.
بخشی از این جناح که گمان می کرد نماینده کل جناح است بر طبل جدایی کوبید و تک روی هایش باعث شد برخی نامزدهای اصولگرا خود را از پذیرش الزامات حزبی و گروهی دور نگاه دارند.
دکتر علی اکبر ولایتی اولین نامزدی بود که خود را مستقل خواند. بعدها که دکتر لاریجانی به عنوان نامزد رسمی شورای هماهنگی گروه های انقلاب معرفی شد، بخش جدا شده اصولگرایان ، ائتلافی چهارگانه متشکل از احمد توکلی ، محمود احمدی نژاد، باقر قالیباف و محسن رضایی را تشکیل دادند و قرار گذاشتند که بعد از یک نظرسنجی (که هرگز در مورد زمان آن به توافق نرسیدند) 3 نفر به نفع یک نامزد کنار بروند.
اما از همان روز اول ، احمدی نژاد و محسن رضایی به جعلی بودن نظرسنجی ها اشاره کردند و عملا قراری را که گذاشته بودند نقض کردند.
خروج بهنگام احمد توکلی که در محافل اصولگرایان نوعی مردانگی تلقی شد، راه را برای کنار رفتن تعداد بیشتری از اصولگرایان باز کرد.
قالیباف با آن که گفته است طبق نظرسنجی ها بین 3نفر باقی مانده ائتلاف ، بیشترین رای را دارد، اما نتوانست محسن رضایی و محمود احمدی نژاد را مجاب به کناره گیری به نفع خود کند. بعضی شنیده ها حاکی است حتی اگر این 2نفر کنار بروند، رای خود را به او نخواهند داد.
این فرایند، هاشمی را وارد میدان کرد. ولایتی طبق عهد پیشین ، از صحنه کار رفت.
بیانیه او به هنگام خداحافظی ، این واقعیت ناگفته را رو کرد که منظور دیرینه آقای هاشمی مبنی بر اجماع اصولگرایان ، وحدت بر سر او بوده است.

تایید یا عدم صلاحیت معین ، هر دو برای حزب مشارکت مطلوب است ، گو آن که اگر معین ردصلاحیت شود، تنور افراطیون داغتر خواهد گردید.
در این صورت تندروها خواهند گفت اگر معین در میدان باقی می ماند، ما پیروز انتخابات می شدیم! به بیان دیگر، حزب مشارکت در پی آن است که وزن سیاسی اش در جامعه سنجیده نشود و همچنان در محاق ابهام باقی بماند. با این فرض در صورتی که صلاحیت معین تایید شود، حزب مشارکت قطعا دنبال بهانه ای برای کنار کشیدن از انتخابات جستجو خواهد کرد، زیرا طرفداران معین به خوبی می دانند میزان مقبولیت او در شهرهای بزرگ ، حداکثر بین 3تا 9درصد و در شهرهای کوچک و روستا ها بین صفر تا 5/1درصد است.
فرض ضعیف دیگری هم وجود دارد که معین به نفع کروبی کنار برود. در این صورت ، حزب مشارکت باز هم بازی را برده! زیرا خواهد توانست ادعا کند که تمام رای کروبی از آن او بوده است.
به نظر می رسد سایر کاندیداهای جناح دوم خرداد نیز به دلیل این که در سایه قرار دارند حتی اگر در انتخابات حضور پیدا کنند، عملا توفیق چندانی به دست نیاورند.


وضعیت اصولگرایان
در جناح اصولگرایان ، آن گونه که از اظهارنظرها برمی آید علی لاریجانی قطعا در انتخابات شرکت می کند. یکی از برجستگان حزب کارگزاران می گوید: «او را در این عرصه کاملا مصمم یافتم و مطمئن شدم هیچ مذاکره ای برای منصرف شدن او به نتیجه نمی رسد.
نظرسنجی ها هم وضع او را به تدریج بهتر نشان می دهد». از سوی دیگر محمدباقر قالیباف می خواهد در میدان انتخابات ، بخت آزمایی کند. او هنوز سرخوش از نظرسنجی هایی است که در اواخر فروردین امسال و بعد از توزیع گسترده لوح فشرده صندلی داغ انجام گرفته است.
شعارهایی که دوستان وی برای جلب و جذب نسل سوم طراحی کردند تا اندازه ای کاربرد داشت اما چون نتوانست طراوت و تازگی خود را تداوم بخشد، تا حدی به تثبیت وضعیت او نزد افکار عمومی انجامید.
از سویی قالیباف با برائت جستن از احزاب اصولگرا عقبه تشکیلاتی خود را تا حد زیادی تضعیف کرد، به طوری که حامیان او برای ادامه راه دچار انشعاب شده اند. بخش منشعب به سوی احمدی نژاد متمایل شد که بعید نیست با کناره گیری او، به سمت لاریجانی بچرخند.
در هر حال نظرسنجی ها نشان می دهد که تاکنون ، مجموع نامزدهای اصولگرایان بین 40تا 50درصد آرا را به خود اختصاص می دهند.


موقعیت هاشمی رفسنجانی
اگر نظرسنجی های گذشته را با همه اشکالاتی که بر آنها مترتب است ملاک قرار دهیم ، آقای هاشمی رفسنجانی حدود 30درصد آرا را به خود اختصاص خواهد داد. در صورتی که او وارد میدان نمی شد چه اتفاقی پیش می آمد؛
1-برخی معتقدند حضور نیافتن آقای هاشمی انتخابات را داغ تر می کرد، زیرا صف بندی 2 جناح سیاسی کشور کامل می شد و میدانی به وجود می آمد که این 2 جناح ، وزن واقعی خود را دریابند.

2-گروهی معتقدند بخشی از رای دهندگان ، خواسته خود را در میان 2جناح اصولگرا و دوم خرداد پیدا نمی کردند و به همین دلیل با عدم حضور آنها در انتخابات ، میزان مشارکت عمومی کاهش می یافت.
به نظر می آید هر یک از دو فرض بالا بخشی از حقیقت را پوشش می دهد. به این شکل که آرای آقای هاشمی را هم باید در میان اصولگرایان جست ، هم در میان دوم خردادی ها و هم در میان رای دهندگانی که به این 2 جناح علاقه ای ندارند. به این ترتیب ، حضور آقای هاشمی ، تکلیف آرای سرگردان را روشن می کند و مشارکت پذیری را بالا می برد.


نگرانی جناح ها از ورود هاشمی
گفته می شود هر 2جناح از حضور رئیس مجمع تشخیص مصلحت به میدان انتخابات نگرانند. در بین اصولگرایان ، افرادی وجود دارند که طی هفته های اخیر از ایشان حمایت کرده اند. اما سنتی ترین گروههای منتسب به این جریان ، به دفاع از علی لاریجانی برخاسته اند.
گرچه اسدالله بادامچیان عضو مرکزیت جمعیت موتلفه ، هاشمی رفسنجانی را اصلح دانسته ، اما عسگراولادی صراحتا ورود نامزدهای جوان را پسندیده و تاکید دارد که از نامزد شورای هماهنگی دفاع خواهد کرد.
با این همه این نگرانی در این جناح وجود دارد که بخشی از بدنه آن به آقای هاشمی تمایل داشته باشد. گرچه نظرسنجی های هفته اخیر، تفاوت محسوسی را در آرای رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نمی دهد، اما انتظار می رود با آغاز فعالیت های انتخاباتی ، میزان آرای او تا حدی بالاتر رود اما در میان اصلاح طلبان وضع به گونه ای دیگر است.
آقای کروبی اولین شعار خود را پرداخت ماهیانه 50هزار تومان به شهروندان بالای 18سال انتخاب کرد. اما ورود آقای هاشمی به عنوان چهره ای که قابلیت های رشد اقتصادی بالاتری نسبت به کروبی دارد، می تواند جدول آرا را تغییر دهد و کسانی که به واسطه رویکرد معیشتی به کروبی نزدیک شده اند از او فاصله بگیرند.
با این حال ، در بخش ایدئولوژیک جناح دوم خرداد، امکان رویکرد به هاشمی متصور نیست. اما بخش تکنوکرات این جناح که در قالب کارگزاران و تشکل های همسو با آن معنا پیدا کرده اند، کاملا به سود آقای هاشمی موضع خواهد گرفت.
این عناصر، گرایش تئوریک سیاسی ندارند و معمولا به سوی جناح پیروز چرخش می کنند. اکثر آنها روزگارانی در جناح راست سابق بوده اند و هم اینک به دلیل تمایل حزب کارگزاران به جناح چپ ، چپ روی پیشه کرده اند.


نتیجه انتخابات
مجموعه فرآیندی که به آن اشاره شد نشان می دهد پیش بینی نتیجه انتخابات کار آسانی نیست و انتظار می رود طی روزهای آتی و با گسترش فعالیت انتخاباتی از یک سو و لابی های سیاسی از جانب دیگر، فضای موجود دستخوش تغییراتی شود.
محمد مهاجری


newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها