در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شبکه یک
شبکه یک سیما در آغاز سال با پخش «پایتخت 2» به کارگردانی سیروس مقدم گوی سبقت را از دیگر شبکهها ربود و مخاطبان انبوهی را در تعطیلات نوروزی پای این کار نشاند. پایتخت 2 در قیاس با سری نخست، ضعفهای بیشتری بخصوص در بخش فیلمنامه داشت و بسیاری از شوخیهای نوشته شده برای آن نیز تکراری بود، اما با همه اینها بازیهای هماهنگ گروه بازیگران و نیز ریتم نسبتا تند آن بسیاری از این ضعفها را پوشاند و مجموعه یاد شده را با روند مناسبی پیش برد. در سری دوم پایتخت شوخیهای مربوط به گرفتار شدن نقی، ارسطو و پنجعلی در رستوران بینراهی و شرکت کرد نشان در مسابقه تلویزیونی و برنده شدنشان بسیار خوب از کار درآمده بود و رگههایی از کمدی ناب را با خود دارد. همینطور بخشهای مربوط به گرفتن جایزه از تلویزیون (پکیج فرهنگی!) که با زمانبندی خوب تنابنده و مهرانفر در اجرای شوخیها و کارگردانی خلاقانه مقدم در یاد مخاطبان باقی میماند. با این حال فیلمنامه پایتخت2 بار کمدی کافی را نداشته که بدون شک، شتابزدگی هنگام تولید، نقشی اساسی در این امر داشته است.حال باید در نوروز 1393 منتظر سومین قسمت پایتخت باشیم و کیفیت آن را در قیاس با قسمتهای پیشین بسنجیم.
«کلاه پهلوی» ساخته ضیاءالدین دری، یکی دیگر از کارهای فاخر شبکه یک سیما در سالهای اخیر است که مدت زمان زیادی هم صرف تولید آن شده است. مجموعهای با یک مضمون ارزشمند که به تهاجم فرهنگی بیگانگان به کشورمان در سالهای حکومت رضا شاه میپرداخت و شخصیتهای محوریاش را در دل تاریخ پیش میبرد و در آخر، سرانجامشان را پیش روی مخاطبان خویش قرار میداد. البته این پیام ارزشمند مستتر در قصه گاه آنچنان که باید و شاید بهتصویر کشیده نشد و تعدد شخصیتها به روند پیشبرد قصه لطمه وارد کرد؛ هرچند در قسمتهای پایانی، بسیاری از این ضعفها برطرف شد و کلاه پهلوی بایک پایانبندی درخشان به پایان رسید. بازی متفاوت امین حیایی در نقشی پرفراز و نشیب، یکی از نقاط قوت مجموعه بود.
«بچههای نسبتا بد» دومین ساخته سیروس مقدم است که امسال روی آنتن شبکه یک رفت و در گونهای کاملا متفاوت با پایتخت ساخته شده بود. این مجموعه داستانی آشنا و کاملا کلیشهای را درباره دزدی کلان چند جوان آس و پاس روایت کرد، بهطوری که مخاطب بهمرور با زندگی هرکدام از آنها و مشکلاتشان آشنا میشد. مقدم برای روایت قصه کهنه سریال خود به سراغ ترفندهایی همچون روایت غیرخطی و شکستن زمان به دفعات رفته و بازیگوشیهای تکنیکیاش را در بچههای نسبتا بد، تمام و کمال به نمایش گذاشت. البته این فرم روایی چندان برای تماشاگر آشنا نبود، اما با وجود این، بازیهای خوب اشکان خطیبی و میلاد کیمرام جذابیتهای آن را دو چندان کرد.
شبکه دو سیما
این شبکه با مجموعه تلویزیونی «همه خانواده من» به کارگردانی داریوش فرهنگ سال 92 را آغاز کرد. مجموعهای خانواده محور با ریتمی کند که ارزشهای مهمی همچون احترام به خانواده و بزرگترهای آن را محور قرار داده و طنزی ملایم را چاشنی آن کرد. در قصه این سریال لطفالله فرشچیان در آستانه نوروز، همه خانواده را دور هم جمع کرده و صحبت از وقفنامهای میکند که در آن نیمی از حجره بزرگ فرشفروشیاش را به خیریهای متعلق به خانواده گلابچیان بخشیده است. همین مساله کشمکشهایی را میان دو خانواده رقم میزند که در نهایت با درایت لطفاللهخان و نوه گلابچیان به خیروخوشی به پایان میرسد. فرهنگ در این مجموعه نتوانسته موفقیت 30 سال قبلش را در «سلطان و شبان» تکرار کند و مخاطبان نوروزیاش را راضی نگه دارد که بخش مهمی از آن به فیلمنامه کم افت و خیزش بازمیگردد.«خانهای روی تپه» ساخته داریوش یاری از معدود مجموعههای تلویزیونی امسال با محوریت نوجوانان است که شخصیت رسول را بهعنوان قهرمان و راوی قصه به مخاطب معرفی میکند. رسول روایت دیگری از مجید «قصههای مجید» هوشنگ مرادیکرمانی است که پس از مرگ پدر، خود را در قبال مادر و تنها خواهرش مسئول میداند و در این راه تلاش زیادی به خرج میدهد. بزرگترین حسن مجموعه خانهای روی تپه، سادگی و بیتکلفی آن است که به مخاطب احترام میگذارد و قصهاش را با کمترین لکنت ممکن برایشان روایت میکند.
شبکه سه
در سالهای اخیر شبکه سه، همواره مجموعههای متنوع و خوبی را روی آنتن برده که گاه هنگام پخش خیابانهای شهر را خلوت کردهاند. مجموعههای تلویزیونی «پژمان» ساخته سروش صحت و «آوای باران» به کارگردانی حسین سهیلیزاده از کارهای پرمخاطب این شبکه در سال جاری بودند که البته دومی موفقیت خیرهکنندهتری داشت. پژمان یک کمدی جذاب با سبک و سیاق برادران قاسمخانی بهعنوان نویسندگان فیلمنامه است که براساس فوتبالیستی بازنشسته به نام پژمان جمشیدی ساخته شده و خود نیز در این نقش حضور پیدا کرده است. بخش مهمی از شوخیهای درخشان پژمان از دل فوتبال ایران و مناسبات خاصش گرفته شده که برای مخاطب آشنا با فوتبال ایران آشنا به نظر میرسد. جمشیدی در این مجموعه با سعه صدر فراوان یک بازی تمام عیار ارائه کرده و بسیاری از شوخیهای ریزودرشت قاسمخانیها حول محور خود را با ظرافت خاصی به تصویر کشیده است. برای مثال میتوان بهضریبهوشی پایین این کاراکتر در مجموعه اشاره کرد که بخش مهمی از شوخیهای فوقالعاده سریال بر این اساس شکل گرفتهاند. همچنین نباید از تیتراژ آغازین و پایانی درخشان پژمان با اجرای متفاوت و دوست داشتنی گروه دنگ شو بسادگی گذشت که تا مدتی در خاطر مخاطبان پژمان باقی میماند.
«آوای باران» اثر حسین سهیلیزاده از کلیشههای روایتی قدیمی و امتحان پسدادهای بهره گرفته که به شکل هوشمندانهای با برخی قصههای مشهور همچون «سیندرلا» و «الیورتوئیست» تلفیق شدهاند. سهیلیزاده که قواعد ملودرام را بخوبی میشناسد، قصه خود را براساس خیانت برادرزاده طاها و به زندان انداختنش شکل داده و در یک بازه زمانی بیست ساله روایت کرده است. جلالی و کاظمیپور در مقام نویسندگان فیلمنامه مجموعهای از تیپها و تیپ ـ شخصیتها را خلق کردهاند و از برخورد این شخصیتها با یکدیگر، درام را پیش بردهاند.
شبکه تهران
مجموعههای تلویزیونی «مهرآباد» ساخته فرید سجادی حسینی به تهیهکنندگی علی تقیپور، «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» به کارگردانی محمود معظمی و تهیه کنندگی اکبر تحویلیان و «باغ سرهنگ» ساخته فلورا سام به تهیهکنندگی مجید اوجی شاخصترین مجموعههای شبکه تهران در سال 92 بودند که اولی و آخری در گونه کمدی و شاید برای شما هم اتفاق بیفتد در گونه ملودرام تولید شدهاند. مهرآباد از جمله کمدیهای متفاوت تلویزیونی است که امید سهرابی به شکل خاصی آن را طراحی و شخصیتهای قصه را بر این پایه خلق کرده است. شخصیتهایی با میزان قابل توجهی اغراق که سرنوشت آنها به یکدیگر گره خورده و مخاطب را برای آگاهی از آن بهدنبال خود میکشانند. مهرآباد، گروه بازیگران خوبی دارد که بسیاری از لحظات شیرین این سریال مدیون آنهاست؛ از علی سرابی و مهران احمدی گرفته تا هومن سیدی که یکدستی خاصی در بازی آنها موج میزند.
. باغ سرهنگ ساخته فلورا سام دیگر مجموعه کمدی شبکه تهران است که به شکل متفاوتتری بهمقوله کمدی پرداخته و شخصیتهای فانتزیتری را با توجه به ظرفیتهای قصه خلق کرده است. خوانندهای جوان که برای درآوردن آلبوم خود با مشکلات مالی روبهروست تصمیم میگیرد برای حل این مشکل از وام ازدواج خود استفاده کند. این زوج که پولی برای اجاره مسکن ندارند سرانجام در باغ متروکه سرهنگ که نسبت دوری با آنها دارد، ساکن میشوند و در این میان ماجراهای عجیبی برایشان رخ میدهد. مجید صالحی در نقش سرهنگ که از گذشته به زمان حال آمده، تلاش زیادی برای خلق شخصیتی متفاوت بهخرج داده و برای این کار به صداسازی نیز روی آورده است، اما نیما فلاح و سحرولدبیگی نیز در باغ سرهنگ بامدل نقشهای قبلی خود ظاهر شدهاند. تکلحظههای درخشان و برخی شوخیهای جذاب از ویژگیهای این مجموعه شبکه تهران بهشمار میرفت.
محمد جلیلوند
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: