در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شب گذشته بیش از 50 بازی دوستانه در نقاط مختلف دنیا برگزار شد که بعضی از آنها واقعا کم اهمیت بود؛ دیدارهایی مثل هند ـ بنگلادش، برونئی ـ روآندا، مالاوی ـ زیمبابوه و کوزوو ـ هائیتی، اما همین بازیهای فاقد جذابیت، احتمالا تماشاگرانی بیشتر از بازی ایران ـ گینه داشت که یک پای آن یکی از 32 تیم شرکتکننده در جام جهانی بود.
تازه نزدیک به پنج ماه هم از آخرین باری که تیم ملی فوتبال ایران با تمام ستارههایش در ورزشگاه آزادی به میدان رفت، میگذشت. هرچند در همان بازی روز بیست و سوم مهر با تایلند هم طبق اعلام بلندگوی ورزشگاه فقط 18 هزار نفر برای حمایت از تیم ملی به آزادی رفتند، اما دیروز تعداد حامیان تیم ملی به زحمت به 5000 نفر میرسید؛ 5000 نفر برای تیمی که همه بازیکنانش ستاره بودند!
همه میدانیم مردم ایران مردم ورزشدوستی هستند. فقط کافی است یک هفته از رقابت های لیگ فوتسال یا لیگ والیبال را پیگیری کنید تا از هجوم تماشاگران به سالنها متعجب شوید. حتی کم اهمیتترین مسابقهها هم گاهی با حضور 6000 ـ 5000 ر تماشاگر برگزار میشود. مطمئنا همین مردم ورزشدوست، برای حمایت از تیم ملی فوتبال کشورشان هم سر و دست میشکنند، مشروط بر آنکه بازیهای تیم ملی از انحصار تهرانیها خارج شود.
همین سه روز پیش بود که 15 هزار جوان البرزی برای تماشای بازی تیم جوان شده ایران و کویت ورزشگاه انقلاب کرج را پر کردند. ما ورزشگاههای خوبی چون یادگار امام(ره) تبریز، ثامن الائمه(ع) مشهد و غدیر اهواز را هم داریم که اگر میزبان بازیهای تیم ملی باشند مملو از تماشاگر میشود.
البته باید قبل از آن به وضع چمن این ورزشگاهها رسیدگی شود تا همچون ورزشگاه آزادی، از حداقل استانداردهای لازم برای میزبانی از یک مسابقه ملی برخوردار شود. چاره کار هم تخصیص یک بودجه مشخص است؛ بودجهای که میتواند یک آشتی ملی بزرگ را میان تماشاگران و تیم ملی فوتبال ایجاد کند و در کنار آن، در رشد سطح کیفی فوتبال ایران هم تاثیرگذار باشد.
رضا پورعالی / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: