در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فیلم تلویزیونی، سینمایی و البته ویدئویی، در یک نقطه کاملا مشترک هستند؛ اینکه باید در زمانی محدود و مشخص، روایتگر یک قصه در قالب اثری تصویری، داستانی و نمایشی باشند. در واقع فیلم تلویزیونی با سریال تلویزیونی یا مجموعه اپیزودیک تفاوت دارد و از سویی با تلهتئاتر از لحاظ ضبط و محدودیت بصری متفاوت است.
خاصیت سرگرمکنندگی میتواند در فیلم تلویزیونی و سینمایی مشترک باشد و اینگونه نیست که هر فیلمی که برای تلویزیون ساخته شود، لزوما باید سرگرمکننده باشد، گرچه به واسطه مخاطبان گسترده این رسانه، فیلمی که برای نمایش در تلویزیون ساخته میشود، باید بتواند با طیف گستردهتری از مخاطبان ارتباط برقرار کند.
اینکه فیلم سینمایی میتواند تفکربرانگیز باشد و فیلم تلویزیونی لزوما نباید وارد مباحث اندیشهای شود نیز از آن انحرافاتی است که در تعریف این دو مقوله معمولا به اشتباه از آن بهعنوان یک نقطه افتراق نام برده میشود! آنچه مسلم است یک اثر نمایشی داستانی میتواند صرفا سرگرمکننده باشد و میتواند احساسات و ذهن مخاطب را به شکلی دیگر به کار گیرد و این، به تلویزیونی یا سینمایی بودن یک فیلم ربطی ندارد.
سایر مواردی که قرار است روی کاغذ اتفاق بیفتد، غالبا در این دو مقوله بهعنوان لازمه تولید یک اثر مطلوب داستانی باید از انسجام و قوت لازم برخوردار باشد. بهعنوان مثال هیچگاه قرار نیست شخصیتپردازی یا دیالوگنویسی را نکته بارز یک فیلم سینمایی دانست و اینگونه عنوان کرد که این موارد برای فیلم تلویزیونی ویژگی به حساب نمیآید! بیشک روایت داستانی، شخصیتپردازی و دیالوگنویسی بهعنوان شاخصههایی که به باورپذیری یک اثر کمک میکند، آنقدر جدی و موثر است که نمیتوان آنها را نادیده گرفت.
اما جدای از این اشتراکات، باید به ویژگیهایی اشاره کرد که به واقع میتواند از منظر رسانهای و مخاطبشناسی، میان این دو مقوله فاصله ایجاد کند و دو راه مختلف را برای سازندگان فیلم تلویزیونی و سینمایی ترسیم کند.
در دنیای رسانه، گرچه قدمت تئاتر از سینما و سینما از تلویزیون بیشتر است، اما امروزه، هم تئاتر دارای جایگاه است هم تلهتئاتر. با وجود فراگیر شدن ویدئو، ماهواره، تلفن همراه، اینترنت، ستآپ باکس و سایر ابزار ارتباطجمعی مدرن، هم پرده و سالن سینما مردم دنیا را درگیر کرده و هم شبکههای تلویزیونی، رادیویی و مجازی. پس اینگونه نیست که با ورود رسانههای مدرن جا برای فعالیت رسانههای قدیمیتر تنگ شده باشد، چراکه اگر اینگونه بود باید رادیو، سالها پیش کنار میرفت. البته در این میان باید بین «ابزار» و «رسانه» تفاوت قائل شد. قطعا با مدرن شدن ابزار، ابزار کهنه کنار میرود، اما رسانه باقی میماند. بهعنوان نمونه، گیرندههای تلویزیونی قدیمی، امروز جای خود را به ابزار پیشرفته و دیجیتال داده، ولی رسانه تلویزیون سرجای خود باقی مانده است. همین قضیه را میتوان در ابزار تولید یک فیلم تلویزیونی نیز در نظر گرفت. شناخت ابزار در تولید یک فیلم تلویزیونی، قطعا به روزآمدی اثر و ارتباط بهتر مخاطب کمک خواهد کرد، اما شناخت قواعد و تکنیک تولید اثر بسیار مهمتر از بهکارگیری ابزار خواهد بود.
اندازه قاب، شاید مهمترین نکتهای باشد که بهعنوان نقطه تفاوت بین دو رسانه تلویزیون و سینما مطرح است. شاید یک مثال تئاتری هم بتواند این میزان تفاوت را بیشتر نمایان کند. آیا هیچگاه دقت کردهاید هنگام تماشای یک تئاتر، با اینکه نمای نزدیکی از چهره یک بازیگر دیده نمیشود و لوکیشنها به شکل قراردادی در یک محیط بسته قرار گرفته، چقدر تماشاگر در اجرای یک تئاتر حضور دارد؟ چقدر انرژی میگذارد و در اجرای یک نمایش مشارکت دارد؟ این میزان تفاوت را میتوان در مقایسه تلویزیون و سینما هم سراغ گرفت. نمای باز بر پرده سینما یک معنا میدهد و در قاب تلویزیون اصلا شاید نتواند به فضاسازی منجر شود. نمای بسته در سینما میتواند پیچیدهترین حسها را در کمترین لحظهها به مخاطب انتقال دهد، اما در تلویزیون ـ که همه حواس مخاطب را درگیر نمیکند ـ این اتفاق رخ نمیدهد. تفاوتهای تکنیکی در ساخت فیلم تلویزیونی و سینمایی، سایر نکات فنی ـ از تصویربرداری گرفته تا نورپردازی، صدابرداری و صداگذاری و حتی گاه موسیقی و تدوین ـ راتحت تاثیر قرار میدهد. در اینجا قطعا همانطور که اشاره شد شیوه بازی بازیگران نیز متفاوت خواهد بود. یکی از ویژگیهای اثر سینمایی، فرهنگ و آدابی است که تماشاگر هنگام تماشای فیلم در سالن سینما باید رعایت کند و این که در نهایت سکوت و در یک سالن تاریک، تمام تمرکز و حواس خود را به دیدن یک فیلم بدهد، اما در مواجهه با فیلمی تلویزیونی، قطعا به سالن تاریک و رعایت سکوت نیاز چندانی نیست. از آن سو، خاصیت سری فیلمهای تلویزیونی میتواند در سرعت تولید و پخش آنها و روزآمدی فضای داستانی باشد که کارکرد رسانهای بیشتری به آن میدهد و فیلم تلویزیونی را از فیلم سینمایی (با کارکرد هنری ـ صنعتی بیشتر) جدا میکند.
اگر از دیگر تفاوتهای میان فیلم تلویزیونی و سینمایی مانند بافت تصویری، تفاوت برنامهریزی در تولید و... بگذریم، باید به ماندگاری این رسانههای مکمل در کنار یکدیگر اشاره کرد.
بیشک فیلم تلویزیونی را نه باید صرفا بهعنوان دستگرمی جوانان برای ساخت فیلمهای سینمایی در نظر گرفت و نه آن را حیاط خلوت فیلمسازان سینمایی دانست. فیلم تلویزیونی بیش از هر چیز، نیازمند حضور فیلمساز تلویزیونی پشت دوربین است؛ فیلمسازان متبحری که اولویتشان فعالیت در تلویزیون باشد، رسانه و مخاطب تلویزیونی را بخوبی بشناسند و بتوانند کارهای خلاقانه، جذاب و پرشماری را در فواصل زمانی کم تولید کنند.
در سالهای اخیر، هم در بخش خصوصی تهیهکنندگان نسبت به تولید فیلم تلویزیونی توجه نشان داده و هم شبکههای مختلف و هم سیمافیلم از این مقوله حمایت کردند. توجه مدیران تامین برنامه در شبکههای مختلف نسبت به پخش تلهفیلمهای ایرانی به جای فیلمهای خارجی نیز قطعا در رونق تولید فیلمهای تلویزیونی تأثیر مثبت داشته است. علاوه بر این، باید تأثیر مثبت برپایی جشنوارهها را هم در نظر داشت؛ تأثیری که باید بتوان در ارتقای کیفیت فیلمهای تلویزیونی آن را مشاهده کرد.
میثم اعلایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: