در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او به دلیل زبان خاص آثارش توانسته مخاطبان بینالمللی بیابد و در شش سال اخیر در رویدادهای مهم هنری (آرت فیرها) مانند کانتِمپورِری استانبول، آرت مسکو، کانتِمپورِری مونیخ، آرت اِسکوپ بازل سوئیس، پاریس فوتو، ابوظبی آرت و آرت دوبی مورد توجه قرار گرفته است. همچنین آثارش در موزهها و گنجینههای معتبری نظیر هنرهای معاصر تهران، موزه لسآنجلس (لاکما)، موزه فرجام در دبی و بنیاد هنری دِوی در هند نگهداری میشود. علیخانزاده در «رفتن اما بازماندن» آثارش را چند قدم به جلو برد و با روایتی تازه از تعامل مخاطب با آثارش توانسته فرمی نو برای محتوایش بیابد.
زن، زمان، عکس و آیینه
زنان، نوآوری در عکسهای دهه ٢٠ و ٣٠ شمسی خانوادههای ایرانی، استفاده از آینه و نیز مفهوم گذر زمان که به عنوان یک حسرت جمعی همه آدمها به از دست رفتن آن واقفند، چهار مولفه اصلی آثار علیخانزاده هستند. در واقع این هنرمند با جستجو در آلبومهای خانوادگی دهههای ٢٠ و ٣٠ خورشیدی غریبه و آشنا، برخی عکسها را برمیگزیند و پس از مطالعه زیباییشناسانه، آنها را با آینهها و نیز دیگر شاخصههای آثارش در میآمیزد و اثری امروزی و تفکربرانگیز میآفریند که ریشه در بازیابی خاطرات کهن دارد. او به واسطه حضور آینهها دست مخاطب را میگیرد و او را به قلب تاریخ، همجوار شخصیتهای دهه ٢٠ و ٣٠ ایران مینشاند.
بازتعریف زیبایی
آثار تازه سمیرا علیخانزاده تفاوت جالب توجهی با آثار گذشتهاش داشت. او پیش از این روی بخشی از صورت به خصوص چشمان شخصیتهای عکسها، آینه قرار میداد و آنها را با رنگ و چاپ به فضای نقاشی وارد میکرد، اما همین چیدمان آینه در بومها سبب میشد پا را از نقاشی نیز فراتر بگذارد و به قول تئوریسینهای هنری به هنرمندی بینارشتهای بدل شود. اما در این نمایشگاه تازه، فرم ارائه آثار علیخانزاده تازه شد. او فقط یک پرتره از بانویی را برگزید که اگر زنده بود حالا نود و شش ساله بود. علیخانزاده پرتره این بانو که قیافهاش شبیه آن دسته از آدمهایی است که انگار آشنا به نظر میرسند به قول سینماییها در نماهای مختلف در آینههای گرد و مربع منقش کرد و با بهرهگیری از فناوری و نیز مواد غیرمتعارفی مثل توریهای استوانهای خود را به عنوان هنرمند بینارشتهای بیش از همیشه تثبیت کرد.
عکسها از چه میگویند؟
دهههای ٢٠ و ٣٠ از منظر تاریخی و نیز تحولات اجتماعی روزگار خاصی در ایران است. در کنار انبوه رویدادها و تغییرات بنیادین که حتی رخت و لباس و رفتار مردم را نیز با تغییرات مشهودی مواجه کرد، جادوی دوربین عکاسی و عکاسخانهها به زندگی ایرانیان اضافه شد و آنقدر پدیده عکس گرفتن در میان مردم فراگیر شد که برخی خانوادههای ایرانی دستکم سالی یک بار کفش و کلاه میکردند و دستهجمعی پیش روی جناب عکاسباشی ژست میگرفتند تا خود را برای آیندگان جاودانه کنند؛ بیآنکه بدانند در حال خلق مواد اصلی آثار یک هنرمند چند دهه بعد هستند.
علیخانزاده در مورد استفاده از عکسهای قدیمی میگوید: مدتهاست با این عکسها و چهرهها مشغولم. بعضیهایشان را میشناسم، بیشترشان را نه. اما با چشمها و نگاههای همهشان گفتوگو میکنم، به زبان دیدار و تصویر، با بازی دیدن و ندیدن، دیده شدن و دیده نشدن، مثل بودن و نبودن. همیشه وقتی عکسهای قدیمی خانوادگی یا پرسنلی را نگاه میکردم، لذت میبردم و آن دوران، لباسها و آرایش موهایشان برایم جالب بود.
در آن زمان بر رو یا پشت خیلی از عکسها تاریخ عکسبرداری و اسم افرادی را که در عکس بودند مینوشتند. در واقع گاهی گرافیک جذابی هم در عکس دیده میشد. علاقه من به این عکسها که بیشتر متعلق به دهه 20 تا 30 بودند، ادامه داشت تا آنکه کمکم عکس موضوع اصلی آثارم شد. در آن سالها خانوادههای ایرانی از لحاظ رفتار و ظاهر به سمت مدرنشدن پیش میرفتند و بسیاری از تغییرات را میتوان در عکسهای آنها دید.
به نظرم این عکسها از نظر زیباییشناسی هم بسیار درخور توجه هستند. او درباره چگونگی پدیدآمدن این سوژه چنین توضیح میدهد: وقتی دانشجو بودم بهصورت اتفاقی تعداد زیادی عکس خانوادگی قدیمی از طرف تنها بازماندگان خانوادهای که قصد مهاجرت داشتند و اسباب و وسایلشان از جمله این عکسها را نمیخواستند، به دستم رسید. از همان موقع عکسها را فتوکپی میکردم و بصورت کلاژ در کارهایم به کار میبردم. بعد از دوران دانشجویی و آشنایی با همسرم متوجه شدم او هم به دلیل علاقهای که به عکسهای قدیمی دارد، آرشیوی از آنها را نگهداری میکند. دو تابلو از این نمایشگاه از مجموعه آرشیو اوست. چون دوستان و آشنایان میدانند روی موضوع عکسهای قدیمی متمرکز هستم عکسهای قدیمی خودشان یا اقوامشان را در اختیارم میگذارند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: