در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از آنجا که نوع اعتیاد شخصیت اصلی از جنس مواد محرک و توهمزاست، قصه قابلیتهای کمیک هم دارد که البته فیلمساز سعی میکند کمتر سراغ آن رفته تا برچسب کمدی بودن نخورد. از طرف دیگر آقاخانی تلاش میکند قصه به سمت فضای سانتیمانتال نرفته و همدلی احساسی مخاطب را برنینگیزد.
لامپ صد با نام قبلی «هیولا» داستان زندگی فرزین را روایت میکند که دچار اعتیاد به موادمخدر است و خانوادهاش را در طول داستان درگیر ماجراهایی میکند. فیلم در دو لوکیشن عمده خانه و بیابان روایت شده و تاثیر اعتیاد را در روابط عاطفی و مناسبات خانوادگی پی میگیرد، اما تعلیق و کشمکشهای دراماتیکی در قصه به حدی نیست که در حد و اندازه یک فیلم سینمایی بگنجد و در خوشبینانهترین حالت میتوان آن را یک تلهفیلم خوب دانست.
لامپ صد گرچه فیلم شخصیتمحور است، اما بیش از آنکه به خود پرسوناژ بپردازد، به اعتیاد و دشواری رهایی از آن میپردازد. اینکه ترک اعتیاد برخلاف تصویری که برخی فیلمها ارائه میدهند، کار راحتی نیست و گاهی در حد موقعیت مرگ قرار میگیرد، همان موقعیتی که فرزین با رفتن به بیابان خود را در چنین شرایط اجباری قرار میدهد تا امکان بازگشت خود را به اعتیاد کم کند. شاید یکی از مهمترین نقاط قوت فیلم تصویری است که محسن تنابنده از شخص معتاد ارائه میدهد که چندان کلیشهای و تکراری نیست و تا حدودی توانسته این کلیشه را بشکند. با این حال، لامپ صد ریتم کندی دارد و نمیتواند چراغ جشنواره سی و دوم را روشن کند، اما نقطه عزیمت خوبی برای سعید آقاخانی است تا این نوع از فیلمسازی را تجربه کند.
سیدرضا صائمی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: