در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برای این که یک مسابقه تلویزیونی بتواند مخاطب را به خود جذب کند، نیاز دارد مرتب بهروز شود. چطور مسابقات را با فضای کنونی و سلیقه عمومی تطبیق میدهید؟
اکنون شرایط و فضای جدیدی بر مسابقات حاکم است. قبلا تماشای سریالها و برنامههای نمایشی در یک ساعت مقرر برای مردم اهمیت ویژهای داشت، اما این روزها با وجود امکان دسترسی سریع به برنامهها به روشهای مختلف مثلا از طریق اینترنت، دیگر لازم نیست مردم زمانشان را هماهنگ کنند که یک برنامه را حتما در یک زمان خاص تماشا کنند.
اما مسابقات به خاطر هیجانی که دارند و زنده بودن آنها، برنامههایی هستند که اگر به صورت ضبط شده تماشا شوند، دیگر جذابیت ندارد. در تمام دنیا مردم برنامهریزی میکنند تا جُنگها و مسابقات تلویزیونی را بهصورت زنده تماشا کنند. اینگونه از برنامهها در دنیا از طریق جوایز، شرکتکنندگان خاص و تمهیدات نمایشی، بسیار عظیم و پرمخاطب شده است. اما در ایران از لحاظ تجربه و برنامهریزی نسبت به آنچه در دنیا اتفاق میافتد، عقب هستیم.
چرا مسابقات ما نسبت به دنیا عقبتر است؟ فکر میکنید چه ویژگی و خصوصیتی باید در مسابقات اعمال شود تا به سطح جهانی برسد؟
تنها یک مسابقه به نام «101» بود که اجرای آن را آقای ناصر ممدوح به عهده داشت و کارگردان و تهیهکنندهاش من بودم که در سطح بینالمللی قرار داشت. تنها این مسابقه است که در مقایسه با ترکیه، ابوظبی، آلمان و کشورهای دیگر بسیار موفق و آبرومند بود. علت آن هم توانایی برنامهسازان در جهت فراهم کردن دکور و فضا و از همه مهمتر استقبال سازمانها، گروهها و مردم بود.
حدود 30 هزار نفر در این مسابقه شرکت کردند. نماهایی از این مسابقه در شبکههای خارجی هم به عنوان یک مسابقه موفق ایرانی نمایش داده شد. اما مساله اینجاست که با تغییر مدیریتها، نگرشها تغییر میکند و برنامههای موفقی که میتوانند برای دیگر برنامهسازان تبدیل به الگو شوند، تعطیل میشوند. در صورتی که مسابقهای مثل «میلیونر» سالهاست در دنیا اجرا میشود. در ایران مسابقه «ستارهها» با اجرای آقای ایرج نوذری تولید و پخش شد، اما بعد از دو سال به خاطر تغییر مدیریت تعطیل شد.
یعنی یکی از آسیبها این است که تا مسابقات بخواهند بین مردم جای خود را باز کنند و پربیننده شوند، تعطیل میشوند؟
بله. دقیقا همینگونه است. بههمین دلیل است که تجربیات منتقل نمیشود و برای هر کار جدیدی باید سرمایهگذاری و تبلیغات جدیدی انجام داد و انرژی مضاعفی خرج کرد.
استفاده از الگوهایی مثل مسابقه میلیونر میتواند راهگشا باشد؟
بله. اینگونه از مسابقات یک الگو و تجربه جهانی است که همه جای دنیا استفاده میشود. در مورد محتوا، هر کشوری با توجه به منشورهای اخلاقی و مسائل خاص، برنامهریزی متفاوتی دارد. مثلا ممکن است همه جای دنیا پرسشهایی در مورد جوایز هالیوود باشد، اشکالی ندارد که در ایران این محتوا تغییر کند. اما در ایران در مورد ساختار هم حساسیت وجود دارد، تهیهکنندهها دستشان چندان برای طراحی مسابقات جدید باز نیست. باید به فرق ساختار و محتوا توجه کنیم. مثلا از قدیم تاکنون در کشورهای مختلف برنامهای به نام «بفرمایید شام» تولید و پخش میشود که به خاطر ظرفیتهای نمایشی زیادی که دارد، بینندههای میلیونی هم دارد. اما در ایران با مشکل ممیزی مواجه است، چون مدیران معتقدند این مسابقه روش دوستبازی را تبلیغ میکند و مردم را تشویق میکند از خانواده فاصله بگیرند و با یک نفر دیگر دوست شوند. اما ساختارها و فرمهای دیگر هست که میتوان آنها را در قالب مسابقات تلویزیونی طراحی کرد.
چه مسابقاتی بیشتر برای مردم جذاب است؟ آنهایی که جنبه سرگرمکنندگی دارند یا جنبه علمی و آموزشی؟
در تلویزیونهای موفق دنیا برای مسابقات آموزشی و آنها که تفریحی هستند، نمونههای موفقی وجود دارد. اما در ایران همین موضوعات در قالب مسابقات غیرجذاب تولید میشود که نمیتواند مردم را مشتری خود کند. البته مردم ما بیشتر علاقهمند هستند مسابقاتی را که شاخصههای علمی و آموزشی در آنها وجود دارد، تماشا کنند، اما این مسابقات باید در وهله اول برای آنها جذابیت داشته باشد.
جایزه و میزان آن چقدر میتواند در جذب مخاطب تأثیرگذار باشد؟
جایزه یکی از مهمترین عواملی است که هم به افراد مطلع انگیزه میدهد که اطلاعاتشان را در یک مسابقه تلویزیونی به نمایش بگذارند و هم به مردم عادی انگیزه میدهد ببینند سرانجام مسابقه چه می شود و جایزه نصیب چه کسی خواهد شد. اما واقعیت این است که در صداوسیما راهکاری برای جوایز مسابقات پیشبینی نشده است؛ اگر هم پشتیبانهای مالی بخواهند جوایز بزرگ را برای برندگان در نظر بگیرند، مشکلات محاسباتی و قراردادی پیش میآید. جوایزی با مبلغ اندک هم برای مردم چندان جذابیت ندارد و به همین دلیل مسابقات چندان شور و هیجان ندارد.
به نظر میرسد حضور یک مجری باتجربه و شناخته شده میتواند به موفقیت برنامه کمک کند. بهطور کلی مجری چقدر در موفقیت یک برنامه موثر است؟
در بخش برنامههای سرگرمکننده، مجریهای تلویزیون محدود هستند. مجریهای تازهکار باید آموزش داده شوند و تعدادشان آنقدر زیاد شود که هم ما حق انتخاب داشته باشیم و هم بین آنها، عرصهای برای رقابت بوجود بیاید و به پیشرفت منجر شود.
برای کشف و معرفی نیروهای جدید، میشود مسابقاتی برگزار کرد تا کسانی که استعداد مجریگری دارند، شناسایی شوند.
سری مسابقاتی هم به عنوان مسابقات استعدادیابی در دنیا وجود دارد که ما در این بخش هم کمکاری کردهایم. با این همه اکنون طرح اولیه مسابقهای تحت عنوان کشف استعدادهای درخشان در زمینه شوخطبعی و لطیفهپردازی را تصویب کردهایم که امیدواریم برای پخش در ایام عید آماده شود. این برنامه به کشف چند مجری قوی و شوخطبع میانجامد، اما دو مشکل اساسی وجود دارد؛ اول اینکه در بخش آموزش که در این مسابقه در نظر گرفته شده، باید از افرادی که کارشناس و متخصص هستند، استادان دانشگاه در زمینه ادبیات، کسانی که مدیریت هدف را بلدند و کسانی که در زمینه طنز و شوخطبعی تجربه دارند، دعوت کنیم و در مضامینی که مشخص کردهایم، شرکتکنندگان را آموزش بدهند، اما این کار بودجه زیادی لازم دارد و صداوسیما اکنون این بودجه را ندارد. مساله دوم اینکه ساز و کار صداوسیما به شکلی نیست که اگر کسی را معروف کرد تا چند سال خودش را موظف به همکاری با او بکند. مردم هم به ستاره احتیاج دارند. از آن طرف مردم ما روی اخلاق، زندگی شخصی و منش هنرمندان حساس هستند. به همین خاطر مجریان و هنرمندان مدام زیر ذرهبین هستند. در این شرایط واقعا نمیدانم چه کسی مقصر است و گره کار کجاست؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: