در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این روزها که به نوروز 93 نزدیک میشویم و از سویی راهاندازی شبکه تلویزیونی نسیم، به یکی از مهمترین شبکهها برای سرگرمکردن مخاطبان این رسانه بدل شده است، لزوم دقت در تعریف طنز و پرهیز از کلیشههای برنامهسازی در این عرصه بیش از پیش جدی به نظر میرسد.
اگر بخواهیم بر عرصه طنز تلویزیونی متمرکز شویم و راهکارهای تازهای را برای جذابیت، اثربخشی و ارتباط کارهای طنز با مردم ـ بویژه نسل نوی مخاطبان رسانه ملی ـ جستجو کنیم، باید ضمن توجه به این دو مساله مهم، یک بار دیگر، دو راه طی شده در این زمینه را مرور کنیم تا به نتایج بهتر و در دسترستری برسیم.
یکی از روشهایی که به طنز تلویزیونی رونق داده و میتوان باردیگر به آن رجوع کرد، استفاده از طنزپردازان متخصص است. تجربه سالهای اخیر نشان داده معمولا افرادی که به عرصه طنز تلویزیونی به عنوان محملی برای آزمون و خطا مینگرند، نتیجه مثبتی برای تلویزیون ندارند چرا که اثرشان جز تکرار ضعیف کلیشههای امتحان پس داده نمیتواند جذابیت تازهای برای مخاطب تلویزیونی داشته باشد. باید به این نکته هم توجه داشت که طنزپرداز متخصص، لزوما به معنای تکرار و تکرار در استفاده از چند چهره ثابت نویسنده یا کارگردان در این عرصه نیست و اگر دقت لازم صورت بگیرد و بتوان فرصتها را بدرستی تقسیم کرد، میتوان از نوجویان و چهرههای نوی علاقهمند به حضور در این عرصه نیز بهره گرفت.
یکی دیگر از این راهکارها، رجوع به منابع غنی طنز در ادبیات ایران و تنوع در شکل ارائه طنزهای تلویزیونی (در قالب انیمیشنهای کودکانه، تلهتئاترها، برنامههای ترکیبی برای سنین مختلف و...) است. شیوهای که بارها جواب داده و قطعا به دلیل ریشههای محکم فرهنگی ـ ادبی کشور، رجوع به این ریشهها ـ به شرط برخورداری از سواد، هوش، خلاقیت و توان لازم ـ هیچگاه بینتیجه نخواهد بود.
یادآوری این نکته ضروری است که منظور از بازگشت به گذشته، هیچگاه افتادن به ورطه تکرار نیست و تجربه ثابت کرده تکرار مکررات، نتیجهای جز ابتذال و دلزدگی مخاطب از برنامههای تلویزیونی به همراه نخواهد داشت. مقصود این است که برنامهساز طنز تلویزیونی ضمن روزآمدی، شناخت نسل نوی مخاطبان این رسانه و نگاه به آینده، همواره به ریشههای ادبی و گذشته کارآمد برنامهسازی در این عرصه رجعت کند و این توانایی را داشته باشد که از تجربههای مفید بهره ببرد. آنگاه است که دیگر شاهد نخواهیم بود برنامهساز طنز تلویزیونی برای خنداندن مخاطب مجبور باشد نیمساعت تلاش کند و دست آخر هم جای آن که لبخند را به گوشه چهره بیننده تلویزیونی بیاورد، موجب شود اخمهای او در هم برود و عطای دیدن برنامه طنز را به لقای آن ببخشد!
علی افشار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: