در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هیاتهای اقصی نقاط توپ نداشتند و در تب بیپولی میسوختند، اما برای ولاسکو شیر کبوتر و جان آدمیزاد فراهم شد و فقط یک سال به اندازه طول تاریخ نود ساله والیبال ایران سفرها و حضرهای تدارکاتی رفت و دو ماه به قدر یک سال مربیان آرژانتینی حقوق گرفت که حقش هم بود و مورد تحسین و تشویق ما عاشقان والیبال قرار گرفت.
در لیگ جهانی در گروه خود بین شش تیم پنجم شدیم، ولی به اندازه قهرمان دنیا پاداش دادیم و فریاد ولاسکو متشکریم همه گوش فلک را پر کرد. البته پیروزی بر غولهای والیبال جهان آمریکا، کوبا، آرژانتین، صربستان و... غروربرانگیز و ستودنی بود. این مربی خوشسابقه در ایران احیا شد تا جایی که بعد از سه دهه با پیشنهاد کشورش مواجه شد و به آرزوی دیرینهاش رسید و تیم ملی ایران را در آستانه آزمونهای واقعی مسابقات قهرمانی جهان و بازیهای المپیک تنها گذاشت تا جایی که آنتونیو کوییرا، رئیس فدراسیون والیبال آرژانتین اعلام کرد با ولاسکو تا سال 2016 قرارداد امضا کرده است.
پرنده رفتنی است
طبیعی است غریبهها میآیند و میروند، همان گونه که سردار نصرالله، پارکها، کوروداوویچها رفتهاند، ولی امروز که ولاسکو آهنگ رفتن کرده است اما نکته اینجاست که ما کدام مربی را ساختهایم که حتی به طور موقت هم شده روی نیمکت مربیگری تیم ملی بنشیند و مورد تائید و تاسی ملیپوشان ما باشد. حالا هم ولاسکو، برناردی را برای جانشینی خود معرفی کرده است.
برناردی از دوستان صمیمی ولاسکو است که وقتی تیمملی ایران با ولاسکو به ایتالیا رفته بود برای دیدن سرمربی آرژانتینی به اردوی ایران روانه شد. برناردی، بهترین بازیکن قرن و یکی از دریافتکنندههای مطرح والیبال جهان در گذشته بود که فروردین ماه به تهران میآید و المپیک 2016 سرمربی تیمهای ایران خواهد بود. براساس گفتههای داورزنی رئیس فدراسیون والیبال، ولاسکو و ربادنگو، مشاور فدراسیون این مربی را تائید کردهاند.
تاکید دوباره
بار دیگر تاکید میکنیم به هیچ وجه قصد نفی مدیریت و خدمات ولاسکو را نداریم، اما خودباختگی را تائید نمیکنیم. هیچ کشوری به اندازه ایران جوانان مستعد، علاقهمند و بلندپرواز ندارد و این اصل را ولاسکو در سالهای اولیه حضورش در ایران نیز چند بار بیان کرده بود. بنابراین ما هم این ارزش و سرمایه ملی را باور کنیم و به جای مرثیهسرایی برای رفتن غریبهای به نام ولاسکو از فدراسیون والیبال حمایت کنیم تا بهترین مربیان دنیا را فرا بخواند و ایضا در عقد قراردادهای جدید طوری عمل کند که به سود خارجیها نباشد. اگر در مفاد قرارداد ولاسکو قید شده بود او اجازه مذاکره با هیچ کشور ثالث را ندارد، امروز به چنین مشکلی برخورد نمیکردیم.
والیبال ایران بازیهای آسیایی کره جنوبی، قهرمانی مردان جهان و المپیک برزیل را پیشرو دارد. لااقل فرصت چند ماهه باقیمانده را از دست ندهیم، وقت طلاست و در تمام نقاط دنیا فقط المپیک ملاک ارزیابی عملکردهاست هرچند عدهای سعی کردهاند لیگ جهانی و مسابقاتی از این دست را مهمترین رویداد عالم توپ و تور بخوانند.
تکلیف مربیان داخلی چیست؟
لیگ برتر والیبال ایران با شدت و حدت ادامه دارد و ملیپوشان ما از طرف جوانان جویای نام غافلگیر شدهاند. کمتر هفتهای است که شاهد شکست تیمهای پرستاره نباشیم و در این رهگذر جنگ دارا و ندار بسیار دیدنی است. عجیب این که نه ولاسکویی است تا کوچینگ عالی مربیان جوان را ببیند و نه کمیتهای که بر ظهور پدیدههایی همچون امین علوی، سعید شیرود، محمدرضا حیدری، حمید حمودی، رضا قرا، صابر جواهری و سیامک مرندی نظارت و مشاهده کند تنی چند از پنجه طلاییهای تیم ملی چقدر بدخلقی میکنند. آنها انگار تافته جدابافته هستند که حق دارند به داوران و ناظران توهین کنند، مربیان تیمهای حریف را تحقیر کنند و به جای بازیکنان جوان برای آنها خط و نشان بکشند.
این بازیکنان با ادا و اطوار خود بلبشویی را به وجود آوردهاند و البته در این اوضاع آشفته فقط امیر غفور، ستاره ارزشمند و اخلاقمند تیم ملی استثناست که نه فقط بازیکنانی را که او را دفاع کرده یا توپهایش را میگیرند تهدید نمیکند، بلکه برایشان دست هم میزند و ای کاش دیگران هم یاد بگیرند. یک پیام فلسفی میگوید: درخت هر چه پربارتر باشد سرش پایینتر است، اما در پیرامون تیم ملی ما چه فردی را میشناسید که اهل اخلاق و فلسفه باشد، متاسفانه دور، دور اتومبیلهای آخرین سیستم و بیتوجهی به اخلاق است.
جمشید حمیدی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: