در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در همان زمان کیم ایل سونگ با حمایت شوروی در بخش شمالی به قدرت رسید و در راس نهادی به نام کمیته موقت خلق قرار گرفت. سال 1946 حزب کارگر کره شمالی نیز در واقع از دل آن نهاد بیرون آمد؛ حزبی با ایدئولوژی کمونیستی که با وضع قوانینی جدید بر پایه این ایدئولوژی در همان سال مالکیت خصوصی را لغو و دو سال پس از آن یعنی نهم سپتامبر 1948 موجودیت کشور جدیدی به نام جمهوری دموکراتیک خلق کره را اعلام کرد.
از سوی دیگر، کشورهای غربی و در راس آنها آمریکا که به هیچ عنوان تاسیس کشوری کمونیستی را برنمیتافتند، پس از کش و قوسهای فراوان و تنشهای متاثر از آغاز دوران جنگ سرد میان نیروهای چپ و راست در بخش جنوبی شبهجزیره، در اقدامی متقابل و ظاهرا با نظارت سازمان ملل متحد انتخاباتی برگزار کرده و به این ترتیب پانزدهم آگوست 1948 یعنی کمتر از یک ماه قبل از تاسیس رسمی کره شمالی، کشوری به نام جمهوری کره جنوبی شکل گرفت و به این ترتیب بود که جدایی دو کره کامل شد.
کره شمالی، اما بیست و پنجم ژوئن 1950 به همسایه جنوبی خود حملهور شد و در همان روز شورای امنیت سازمان ملل در غیاب شوروی و به پیشنهاد آمریکا قطعنامهای را به تصویب رساند که طی آن آمریکا و 15 کشور عضو سازمان ملل به اعزام نیرو به شبهجزیره کره و بیرون راندن نیروهای کره شمالی موظف شدند. با این حال نیروهای کره شمالی بارها و بویژه پس از حضور غیررسمی نیروهای ارتش چین موفق به تصرف سئول پایتخت کره جنوبی شدند و البته نیروهای غربی نیز حداقل یک بار پیونگیانگ پایتخت کره شمالی را به تسخیر خود درآوردند. اما سرانجام
کره جنوبی در کنترل نیروهای غربی ماند و نیروهای کره شمالی نیز به پشت مرزهای خود عقبنشینی کردند تا این که سال 1953 مذاکرات ترک مخاصمه آغاز و بیست و هفتم ژوئن 1953 پیمان آتشبس میان دو کره به امضا رسید. جنگ تقریبا سه ساله کره علاوه بر ویرانیهای بسیار صدها هزار کشته و مجروح و مفقودالاثر و اسیر نیز از خود بر جای گذاشت. اما کره شمالی پس از پایان این جنگ با بهرهگیری از منابع طبیعی کشور و حمایتهای چین و شوروی، برنامههای گستردهای را برای بازسازی و توسعه کشور آغاز کرد؛ برنامههایی که بخشی از آن با موفقیت به پایان رسید و بخشی دیگر بویژه پس از پایان جنگ سرد هرگز به پایان نرسید.
خانواده کیمها
نگاهی به زندگی و کارنامه رهبران کره شمالی یعنی خانواده کیم میتواند برای آشنایی بیشتر با تاریخ کوتاه و ساختار حکومتی این کشور مفید واقع شود.
کیم ایل سونگ، بنیانگذار کره شمالی سال 1912 متولد و مدت کوتاهی بعد همراه با خانواده خود به ایالت منچوری چین مهاجرت کرد. سال 1926 اما درس و مدرسه را رها کرده و به عنوان سرباز نیروهای ویژه تحت آموزش مربیان نظامی شوروی قرار گرفت و در پایان جنگ دوم جهانی با درجه سرگردی ارتش سرخ به شمال شبهجزیره کره بازگشت.
پس از آن بود که با حمایتهای شوروی در حزب کمونیست و دولت کره شمالی به قدرت رسید و او بود که سال 1950 حمله به خاک کره جنوبی را سازماندهی کرد و به اجرا گذاشت. پس از پایان جنگ کره بسیاری از رقبا و بویژه نیروهای وفادار به شوروی را حذف و نوعی سیستم حکومت فردی را که بسیار به آن اعتقاد داشت بنیان گذاشت. اوایل دهه 60 میلادی و تحت رهبری کیم در کره شمالی نوعی کیش شخصیت پا به عرصه وجود گذاشت که همچنان بر این کشور حاکم است و شخص کیم و جانشینانش در حکم قدیس و حتی بیش از آن به شمار میآیند.
در دوران حکومت کیم ایل سونگ، کره شمالی دچار نوعی انزوای سیاسی و اقتصادی شد و در پایان دهه 80 این کشور در واقع همواره میان دو بلوک کمونیست و رقیب یعنی شوروی و چین در نوسان بود.
این وضع، فروپاشی اقتصادی کره شمالی را رقم زد و به همین دلیل کیم ایل سونگ تصمیم گرفت روابط خود با کره جنوبی را بهبود بخشد. به همین منظور حتی پیشنهاد داد نشست مشترکی میان رهبران دو کره تشکیل شود، اما این نشست هرگز برگزار نشد زیرا اولین رهبر کره شمالی هشتم جولای 1994 بر اثر سکته قلبی درگذشت.
پس از مرگ وی، بزرگترین پسرش یعنی کیم جونگ ایل به قدرت رسید و او نیز با اعتقاد شدید به سیستم حکومت فردی به نوعی رویه حکومتی پدر را استمرار بخشید و سه سال پس از درگذشت کیم ایل سونگ و در حالی که به صورت رسمی کیم جونگ ایل رئیسجمهور کشور محسوب میشد، به دستور شخص جونگ ایل اعلام شد کیم ایل سونگ فقید به عنوان رئیسجمهور ابدی کره شمالی محسوب میشود و این عنوان تا ابد برای وی باقی خواهد ماند.
دومین رهبر کره شمالی یعنی کیم جونگ ایل سال 1942 و از قرار معلوم(بر خلاف تاریخ رسمی کره شمالی) در شهر خاباروسک روسیه متولد شد. او در دوران حکومت خود عناوین بیشماری را یدک میکشید که از جمله آن میتوان از دبیرکل حزب کارگر، دبیرکل کمیته دفاع ملی، فرمانده کل ارتش خلق کره و رئیس دولت یاد کرد.
افزون بر آن، ریاست مجلس خلق و دفتر سیاسی حزب نیز از آن او بود. کیم جونگ ایل از اواسط دهه 1970 به عنوان جانشین پدر در نظر گرفته شد و از همان زمان تحت آموزشهای ویژهای قرار داشت و پستهای مهمی به وی واگذار شده بود. سال 1990 از کیم جونگ ایل به عنوان مرد دوم در ساختار قدرت کره شمالی یاد میشد و تا قبل از مرگ پدر عملا بسیاری از وظایف او را در مهمترین نهادهای کشور برعهده گرفته بود. دومین رهبر کره شمالی ظاهرا برخلاف پدر علاقه زیادی به هنر و بویژه هنر سینما نشان میداد.
کیم جونگ ایل در دوران حکومت خود با شعار «ارتش فراتر از هر چیز» برای تقویت ارتش این کشور فعالیتهای زیادی کرد و تحت همین شعار بود که وی هرگونه بازسازی و نوسازی را به بعد از تحقق این شعار موکول میکرد و در همان دوران بود که عناصری از اقتصاد بازار آزاد به درون سیستم اقتصادی کره شمالی راه یافت، اما قحطی و گرسنگی در بخشهای وسیعی از کشور مانعی جدی در راه اجرای برنامههای موردنظر کیم جونگ ایل به شمار میآمد. بالاخره سال 2012 کیم جونگ ایل نیز پس از سالها بیماری درگذشت و قدرت در کره شمالی به سومین و کوچکترین پسر وی کیم جونگ اون رسید.
رهبر جوان و تقریبا سی ساله کره شمالی نیز به همان سیستم گذشته وفادار بوده و در برابر غرب مقاومت سرسختانهای از خود نشان میدهد.
سیستم سیاسی حاکم
ظاهرا حزب کارگر در کره شمالی از قدرتی ویژه برخوردار است، اما اینگونه شهرت دارد که حزب به دولت دستور میدهد و دبیرکل که همان رئیس دولت و رهبر کشور است به حزب دستور میدهد. این شیوه و سیستم به صورت رسمی در سراسر کره شمالی حاکم است. از سوی دیگر مجلس خلق به عنوان مهمترین نماد کشور معرفی میشود؛ مجلسی که اعضای چند صد نفره آن به عنوان نهاد واسط و کمککننده حزب عمل کرده و تصمیمهای لازم را میگیرد و از آن گذشته وظیفه قانونگذاری را هم دارد.
از این جهت شاید بتوان مجلس خلق را مهمترین نهاد کره شمالی دانست، اما بیتردید مهمترین و اثرگذارترین نهاد تصمیمگیری در این کشور که البته آن هم تحتکنترل کامل شخص رهبر قرار دارد، نهادی است به نام کمیسیون دفاع ملی که در واقع به صورت دو فاکتور امور کره شمالی را در اختیار دارد. اختیارات ویژه این نهاد پس از تغییر قانون اساسی در سال 1998 به رسمیت شناخته شد و رئیس کمیسیون که اکنون همان کیم جونگ اون است، در واقع قدرت انحصاری را در قوه اجراییه و مقننه و قضاییه در اختیار داشته و همینطور فرماندهی کل ارتش را در انحصار خود دارد. در این میان ارتش کره شمالی از نظر شمار افراد آن بزرگترین ارتش جهان محسوب میشود و یکی از قدرتمندترین ارتشهای دنیا در شرق آسیاست. کره شمالی علاوه بر قدرت نظامی ارتش به سلاحهای اتمی نیز مجهز بوده و از این راه توانسته امنیت خود را در مسیر بازدارندگی تضمین کند.
نگاهی به عملکرد سومین فرد از خاندان کیمها نشان میدهد که قرار نیست در شیوه حکمرانی کره شمالی شاهد تغییراتی تازه باشیم. به بیان دیگر کره شمالی قصد دارد همچنان به سیستم حکومت تکحزبی در داخل و سیاست ضدامپریالیستی خود در خارج وفادار بماند؛ موضوعی که البته آمریکا و متحدان منطقهای این کشور را خوش نیامده و هر روزه علیه آن دست به تدابیری تازه میزنند.
محمدعلی فیروزآبادی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: