هنر این ادیبان که موجب ماندگاری و تاثیر شگرف آنها بر مخاطب شده در اصل، چکیده کردن مفاهیم عمیقی است که اگر قرار باشد پیرامون آنها به بحث نشست، شاید ساعتها و روزهای متمادی هم کفاف تحلیل و واکاوی را ندهد، اما این بزرگان مصداق بارز کم گوی و گزیده گوی چون درّ هستند.
این مقدمه را از آن نظر گفتم، چون یکی از شبیهترین نمونهها برای موضوع اصلی مورد نظر ما در این مطلب، یعنی فیلم کوتاه، همین اشعار کوتاه است که وجه شبهاش در ایجاز و همچنین ژرفای معانی است، هر چند در نگاه نخست این تصور ایجاد میشود که چنین آفرینشهای هنری و ادبی به مراتب سادهتر از دیگر دستهبندیهای مرتبط با خود هستند، اما باید به این نکته توجه داشت که دنیای فیلمهای کوتاه فارغ از هرگونه حاشیه و اطناب سخن با توجه به محدودیت زمان و تولید به تصویر در میآید و طراح، فیلمنامهنویس و کارگردان باید تمام توان خود را به کار گیرد تا با یک به گزینی و چیدمان دقیق خرده تفکرات خود، برای تشکیل یک اندیشه کلی قابل قبول و ارائه یک محصول متفکرانه به مقصود و هدفی قابل تامل دست یابد. از زاویهای دیگر، فیلمهای کوتاه که در اصل با نگاهی به تاریخ سینما میتوان به ریشه وجودی چند دههای آنها پی برد و در آثار پایهگذاران سینما و نامداران این عرصه (فارغ از اهمیت زیبایی شناسانه تمام آن آثار) از ژرژ ملی یس و گریفیث گرفته تا دیوید لینچ و اسکورسیزی با چنین آثاری مواجه شد، بستری هستند برای پا گرفتن و آغاز رشد و بلوغ هنری اشخاصی که پای در عرصه فیلمسازی و سینما میگذارند. عرصهای که به جرات مفهوم ناب سینمای مستقل که بسیاری برای فرار از ضعف محتوایی و تاکتیکی به فقدان آن متوسل میشوند را تنها در گستره فیلمهای کوتاه میتوان یافت.با این تفاسیر این عرصه ضمن حفظ جدیت و وجهه خود به اتمسفری آکادمیک برای رشد و نمو جوانان و فضایی تجربهگرایانه برای به فعلیت رساندن تواناییها و استعدادهای افراد دغدغهمندی است که از فرم تا محتوا در پی دنیایی جدید و بکر هستند و بیتردید خروجی این تولیدات بر سینمای بدنه کشور و در کل فضای آینده فیلمسازی ما تاثیر خواهد داشت. کما اینکه در دهههای گذشته این جریان بخوبی توانسته ضمن تولید و عرضه محدود محصولات قد علم کرده و خود را به اثبات برساند و گواه این مدعا نیز برگزاری چند جشنواره فیلم کوتاه مانند جشنواره فیلم کوتاه تهران، سینما حقیقت، جشنواره فیلمهای صد ثانیهای و بسیاری دیگر است که هر ساله با ترافیک مراجعان و ظهور نخبگان روبهرو میشود و ویترینی برای نمایش خلاقیت آنان میشود. با این همه باید به اثرگذاری و نفوذ چنین آثاری بر مخاطب اذعان کرد و براحتی از کنار آنها نگذشت، هرچند مهمترین خلل موجود بر سر راه پیشروی فیلمهای کوتاه در جامعه، فقدان فضاهای مناسب برای پخش مداوم و مرتب این آثار است تا بهصورت هدفمند و راهبردی، مخاطب را در یک تعامل مثبت برای پذیرش این مخازن فرهنگی و بهره وری از آن قرار داد. لذا باید برای دستیابی به یک راهکار عملیاتی و اجرای آن، ابعاد گوناگون را مدنظر داشت. فارغ از اینکه در حال حاضر سیستم پخش فیلمهای کوتاه فاقد یک ساماندهی دقیق است و بسیاری از آنها از چرخه داخلی خارج شده و به جشنوارههای خارجی هدایت میشوند، باید به این مهم توجه کرد که اختصاص سالنهایی برای پخش چنین آثاری در طول سال میتواند به ترمیم یکی از این خلأها منجر شود.
از سوی دیگر هنگامی که بحث مخاطب به میان میآید نباید از پتانسیلهای موجود در رسانه ملی بهعنوان یک مرکز توجه و تجمع گذشت، هر چند در مدیریت سالهای گذشته به این مقوله یعنی پخش فیلمهای کوتاه بیش از پیش پرداخته شده و جای امیدواری دارد که با طراحی یک برنامه صحیح و فراخواندن برنامهسازان و متولیان مرتبط با این امر و موشکافی در ابعاد گوناگون تبلیغاتی، تحلیلی و تولید، عادت مواجهه با فیلمهای کوتاه را برای مخاطب ایجاد کرد تا بهعنوان یک کالای فرهنگی اثرگذار روی آن حساب ویژهای باز کند، هرچند غیر از این نیست و تلویزیون باید طبق سیاست فرهنگسازی و ارزش مداری دست به کار شود و نباید از سرمایههای موجود در کشور غفلت کرد، آثاری که پس از عبور از فیلتر جشنوارههای داخلی و تائید و تحسین آنها از لحاظ محتوا و ساختار، گرد نسیان روی آنها مینشیند و فقط بهعنوان یک کالای تزئینی بر تاقچه خانه صاحب اثر تکیه میزند، هرچند تولیدکننده آن با کمترین چشمداشت مادی بهدنبال دیده شدن اثر خود و ارتباط با مخاطب میگردد و این را میتوان یک نیاز دوسویه برای تلویزیون و صاحبان فیلمهای کوتاه دانست، حتی از نمونههای خارجی نیز نمیتوان چشم پوشید که بسیاری از آنها سرشار از مفاهیم انسانی، ارزشی و اخلاقی است که ما در طول سال پی آن میگردیم.
پس رسانه ملی که در دهههای اخیر توان پیشروی و همگامی خود را نشان داده و یکی از بزرگترین دغدغههای خود را غنای فکری مخاطب میداند، باید با ایجاد فضایی پویا برای استخراج تولیدات کوتاه فاخر و ارائه مدون و حساب شده آنها به مخاطب، بار دیگر گامی رو به تعالی برداشته و استعدادهای پنهان نسل حاضر را برای درخشش در آینده فیلمسازی سینما و تلویزیون کشور امیدوارتر کند. در نتیجه به نظر میرسد از تمام جهات اسباب ایجاد یک جاده فرهنگی دوطرفه هموار است و تنها باید نهادهای مرتبط که در تولید و کشف استعدادها در این زمینه فعال هستند با جدیت راههای مناسب را برگزیده و با حمایت مسئولان فرهنگی کشور و عزم و ارادهای مضاعف پا به مرحله عرضه بگذارند که در این مسیر نقش رسانه ملی حائز اهمیت است تا بسیاری از ارزشهای انسانی مورد نظر را بدون حاشیه و دردسر و کوتاه و گزیده با زبان فیلمهای کوتاه و در کالبد جعبه جادویی مقابل دیدگان مخاطب قرار دهد.
میثم محمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم