در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کافی است سری به شبکههای اجتماعی بزنید. اگر توفیق این را داشته باشید که نویسنده، شاعر یا مترجم مورد علاقه خود را در فهرست دوستان خود در فضای مجازی داشته باشید، این موضوع را بیشتر درک میکنید.
چیزی که در این یادداشت میخواهیم از آن صحبت کنیم، پز است. نوعی ادای روشنفکری که پوشالی و کاذب است.
در همین شبکههای اجتماعی چیزهای عجیب و غریبی میتوان مشاهده کرد. مثلا نویسنده یا شاعر جوانی که با زور موفقشده یک کتاب از خود آن هم با هزینه شخصی منتشر کند، امکان دوست شدن با دیگران را بسته است. بنابراین هواداران این شخص معروف! باید ایشان را اصطلاحا فالو Follow کنند. از طرف دیگر شاهدیم همین فرد عزیز که با زور پول پدرش کتابش را منتشر کرده، عکس خودش با فلان استاد خوشنویس را منتشر کرده و خلقالله از همه جا بیخبر هم چه لایکی نثارش میکنند. چرا؟ چون آن استاد گرفتار احتمالا برای چندرغاز پول به خوشنویسی عنوان کتاب این جوانک تن داده است. یا مثلا استاد دیگری مقدمه کتاب حضرتش را نوشته است. از نمونههای دیگر عکسهای دوستان است.
عکسهایی که با فیلتری خاص باید نشان دهد ایشان روشنفکری هستند که عقایدشان دهه 80 منهتن را یادآوری میکنند. با چنان پزی عکس میگیرند که بیا و ببین.
دست زیر چانه، خودکار لای انگشت، عنقریب قرار است مهمترین شاهکار ادبیات جهان را دقایقی دیگر خلق کنند. یا یکی دیگر از پزها گرفتن عکس با مقبره بزرگان ادبیات جهان است.
با هزار بدبختی که از چشم مخاطب پنهان است ویزای شنگن میگیرند، به اروپا میروند و سر قبر اونوره دوبالزاک کبیر در گورستان پرلاشز عکس میگیرند.
مخاطب هم وظیفه دارد لایک کند و بگوید: خوش به حالتان استاد. یا در سفر اروپای خود سری هم به کافهای که ارنست همینگوی در آن املت قارچ میخورد و با پیکاسو گپ میزد، بزنند و بگویند آهای ملت ببینید من الان همان جایی هستم که گرترود استاین داشت تی اس الیوت را گنده میکرد.
از این جور روشنفکران زیاد داریم. روشنفکرانی که 30 سال پیش وقتی صادق چوبک با عصا داشته راه میرفته، جلوی او پریدهاند و از قضا یک عکس در همان لحظه گرفته شده و جزو افتخارات ایشان شده است.
روشنفکرانی که در همین کافههای دود گرفته تهران دور هم مینشینند و مکتب فرانکفورت و فلسفه هایدگر و قبض و بسط تئوریک شریعت را یکجا نقد میکنند و در عین حال اسطوخودوس میل میکنند.
مردم هم که خیلی وقت و حوصله ندارند سر از کار این جماعت دربیاورند. همینقدر که فرصت کنند کتابی در طول سال دست بگیرند، باز هم ارزشمند و قابل احترام است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: