
در عصری که دنیا به سوی دورگهها و حتی چندرگهها گرایش مییابد و استفاده از آنها در تیمهای ملی ورزشهای مختلف را برمیتابد، این غناییالاصل تبعه ایتالیا که با رسیدن سال نو میلادی بیست و چهار ساله شد، همه دلایل و بهانهها را به دست داده است تا جهان برخلاف باورهای راسخ شدهاش در این خصوص، از او و نظایر وی پرهیز کند.
اگر تا 20 سال پیش گفته میشد ایتالیای معتقد به تبعیض نژادی روزی روی به رنگینپوستان برای تقویت فوتبالی میآورد که از عصر جولان ریوراها، ماتزولاها و حتی دلپیروها و باجوها فاصله گرفته و آشکارا نزول کرده، همگان در این کشور به این امر میخندیدند، اما امروز دیگر به چشم یک شوخی به این قضیه نگاه نمیشود. بعد از بازی هافبک رنگینپوست پیشین لاتزیو برای آتزوریها در اواسط نیمه دهه 1990 و سپس رویکرد ایتالیاییها به اسوالدو و آمائوری برزیلی در اواخر دهه 2000 و اوایل دهه کنونی، مردم این کشور به خود قبولاندند حتی میتوان از بالوتلی هم سود جست. از مهاجم 89/1 متری پیشین اینتر و منچسترسیتی و فوروارد یک سال اخیر آث.میلان که هر چند فن بالایی دارد، طاقتی کم هم مقابل متلکهایی دارد که فقط به سبب رنگ پوستش از روی سکوها نثار او میشود. چند سال پیش وقتی فریاد «میمون» یا «سیاهبرزنگی» در استادیومها بلند میشد، بالوتلی اختیار از کف میداد و چون دستش به تماشاگران نمیرسید بازیکنان تیم رقیب را میزد و با داور چالش میکرد و البته اخراج میشد. او به انگلیس رفت تا قدری نفس بکشد، اما آنجا هم در تسخیر کسانی است که فقط سفیدپوستان را آدم میدانند!
اینچنین بود که «بالو» یک سال پیش به ایتالیا بازگشت و نهتنها ستاره تیم بشدت نزول کرده روسونری شد، بلکه از دلایل عمده نایبقهرمان شدن لاجوردیها در یورو 2012 بود و چزاره پراندلی، سرمربی آتزوری میگوید این مرد ناآرام سلاح اصلی او برای درخشش در جام جهانی 2014 هم است. در عصری که مولفههای زندگی و نگرههای بشر در غرب عوض شده و باورهای مخدوش و تبعیضگرایانه فعلی باب شده باید هم ستاره زمان بالوتلی باشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم