در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
صفت عجیب و ترسناک برای هر مسافری وسوسهانگیز است. اگر شما بدانید در نقطهای جنگلی در ایران همیشه صدای جیغ میآید میتواند انگیزهای برای سفر شما به آن منطقه شود، یا اگر بدانیم در دره ستارههای قشم همواره صدای پچپچه میآید و وهم عجیبی را شکل میدهد همین طور؛ یا عجیبتر از آن، که در نقطهای از ایرانمان جایی داریم شبیه مثلث برمودا. اینها ابزاری است که کارشناسان گردشگری میتوانند به واسطهاش جاذبههایی را بهشهرت برسانند و مقصد تکراری سفر ایرانیان را تغییر دهند.
کویر وحشت
دوستداران سمنان، به شوخی یا جدی گاهی این منطقه را با نام «قاره سمنان» یاد میکنند، زیرا میگویند این منطقه به اندازه قارهای جاذبههای گردشگری دارد که هر چند دیدنی و شگفتاند، اما کمتر کسی مقصد سفرش را آن منطقه تعیین کرده است. به هر حال این استان یکی از شگفتانگیزترین، اسرارآمیزترین و ترسناکترین مناطق در ایران را در خود جای داده است، جایی که به «ریگ جن» معروف بوده و به «مثلث برمودای ایران» شهرت یافته است.
کویر «ریگ جن» در جنوب غربی و غرب دشت کویر، جنوب سمنان، جنوب شرق گرمسار، شرق منطقه حفاظت شده کویر، شمال انارک و غرب جندق قرار گرفته است. هیچ گونه چشمه یا چاه آبی در این منطقه وجود ندارد و در بیشتر نقشهها هم نامی از این منطقه برده نشده است. نبود منابع آب در گستره وسیع ریگ جن به همراه وجود موانع طبیعی از جمله باتلاقهای نمک و تپههای ماسهای مرتفع، عواملی است که این منطقه را در طول قرنها از دسترسی انسان دور نگه داشته است.
قدیمیها معتقد بودند، این سرزمین نفرین شده و پایگاه شیطانها و ارواح پلید است. مردمی که در اطراف این کویر زندگی میکنند بر همین باور هستند. محلیها، چوپانها و ساربانها معتقدند که اگر کسی پایش به «ریگ جن» برسد، ناپدید و از سوی ارواح و موجودات ماورایی به قلب «ریگ جن» فرستاده میشود! یکی از کاوشگران میگوید که حتی شترهای اهالی کویر هم وقتی به این منطقه میرسند، میایستند و حرکت نمیکنند. این باورها را میتوان در نوشتههای افرادی هم دید که چند بار سعی کردند از این منطقه بکر و ترسناک بگذرند و نتوانستهاند. نه «سون آندرس هدین» یکی از بزرگترین کویرنوردهای جهان در اواخر قرن نوزدهم یعنی در زمان ناصرالدین شاه توانست به این مهم دست یابد و نه «آلفونس گابریل» جغرافیدان اتریشی که 90 سال پیش سعی کرد اما نتوانست از این منطقه بازدید کند. هر چند طلسم مثلث برمودای ایران ده سال پیش شکست و علی پارسا ماجراجوی ایرانی پس از چند بار تلاش ناکام بالاخره توانست از این کویر وحشتناک بگذرد.
درختانی که جیغ میکشند
شاید اغراق نباشد اگر بگوییم جنگلها 80 درصد لوکیشن فیلمهای ژانر «هارور» یا ترسناک را تشکیل میدهند، در ایران هم جنگلی وجود دارد که بدون هیچ حقهسینمایی وحشتآفرین است؛ جنگلی که به جنگل جیغ شهرت یافته است.
البته خیلی دنبال عوامل ماورایی در توجیه برخی از این پدیدههای عجیب نباشید. شاید روزنامهنگارها و رسانهها سعی در اغراق چنین پدیدههایی داشته باشند، اما بدون شک دلایل منطقی و درستتری این پدیدهها را توجیه میکند. هر چند برخی از این دلایل هنوز برای همگان روشن نیست و همین است که میتوان از هیجان و ترس دیدن این مناطق بدون آگاهی از دلایلشان لذت برد، اما حکایت جنگلی که صدای جیغ از آن به گوش میرسد هم حکایت جالبی است.
در جنوب شهر مشهد، یک جنگل در جوار روستای «سربرج» قرار دارد که هنگام شب، صدایی عجیب و وحشتآور از میان درختان آن به گوش میرسد. مردم محلی میگویند که بهمحض تاریک شدن هوا، صدایی شبیه سوت یا جیغ از میان درختان این منطقه به گوش میرسد.
برخی از ساکنان منطقه این صداهای وحشتآور را از ملخهایی میدانند که به این منطقه هجوم آورده و شبها به درختان پناه میبرند. برخی دیگر نیز عواملی ناشناخته از جمله تغییرات آب وهوایی را دلیل به وجود آمدن این صداها عنوان میکنند. صداهایی که از درختان این منطقه به گوش میرسد هیچ شباهتی به صدای جیرجیرک نداشته و صدای باد هم نیست. شاید این جنگل برای آنهایی که قصدشان از سفر تجربه ترس است و ترشح آدرنالین، کمپ زدن در آن گزینه خوبی برایشان باشد.
پچپچه با ستارهها
جزیره قشم فارغ از تمام زیباییهای شگفتانگیزش با روایتها و حکایتهای مردم بومی آن منطقه، قصههایی دارد که جذابیت بسیاری از این جاذبهها را دو چندان میکند؛ یکی از آنها دره ستارهها یا به نام محلیاش «ستاره افتیده» است.
اهالی میگویند در دره ستارگان ستارهای بر زمین افتاده و قطعهای از زمین را منفجر کرده! حتی ماندن در این نقطه از جزیره پس از غروب آفتاب هم برای عدهای دلهرهآور است. در غرب روستای «برکه خلف» در فاصله پنج کیلومتری از ساحل جنوبی قشم دره ستارهها با تندیسها و بریدگیهای شگفتش قرار دارد. حتی ماندن در این نقطه از جزیره پس از غروب آفتاب برای عدهای سخت نگرانکننده است. چون میپندارند با سکوت شب موجودات فرازمینی در این دره گردهم میآیند. برخی دیگر هم بر این باورند که جایی میان سنگها و در سکوت وهمانگیز آنها میتوان یکبار هم که شده به زندگی فردی فکر کرد چه در گذشته و چه در آینده. برخی دیگر نیز معتقدند که علت شکل ویژه این دره و بهوجود آمدن انواع حجمها و پدیدههای فرسایش در آن، وزش بادهای تند و گردش هوا در لابهلای ستونها و حفرههای آن است.
جاده مرگ، بولیوی
جاده یونگاس شمالی (جاده مرگ) یک جاده ۶۱ یا ۶۹ کیلومتری است که از لاپاز تا کورویکو امتداد یافته و در ۵۶ کیلومتری شمال شرقی لاپاز در منطقه یونگاس بولیوی واقع شده است. این جاده افسانه ای به خاطر خطرناک بودنش و کشته شدن ۲۰۰ تا ۳۰۰ مسافر در سال در این جاده معروف شدهاست.
جاذبههایی که شما را میترساند
در همه جای دنیا مکان های عجیبی وجود دارند که بسیار ترسناک هستند و قلب انسان از دیدن آنها به تپش می افتد. این مکان ها، طبیعی یا دستساز بشر هستند. به هر حال توفیری چندانی هم ندارد، مهم این است که جزو ترسناک ترین جاذبه های دنیا هستند.
دروازه جهنم،ترکمنستان
در سال ۱۹۷۱ وقتی زمین شناسان در حال حفاری در این منطقه بودند، تصادفاً یک غار زیرزمینی پر از گاز طبیعی پیدا کردند. زمین زیر دستگاه حفاری متلاشی شد و حفره بزرگی به قطر ۵۰ تا ۱۰۰ متر باقی گذاشت. برای پیشگیری از تخلیه گاز سمی، دانشمندان تصمیم گرفتند که این حفره را به آتش بکشند. زمین شناسان امیدوار بودند که آتش بعد از چند روز خاموش شود، ولی از آن موقع تا حالا این آتش روشن است.
معدن بیماریزا
آزبست مجموعه ای از شش ماده معدنی سیلیکاتی است که به خاطر مقاومت نسبت به آتش و قابلیتهای جذب صوت آن شناخته می شود. از طرفی قرار گرفتن در معرض این مواد موجب ابتلا به سرطان و یک سری بیماری های دیگر می شود. این ماده آنقدر خطرناک است که اتحادیه اروپا همه اقدامات معدنی و استفاده از آزبست را در اروپا ممنوع کرده است؛ ولی برای آنهایی که کنجکاوند این ماده را از نزدیک ببینند چیزی از دست نرفته است. میتوانید در کانادا، از معادن تتفورد دیدن کنید.
میثم اسماعیلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: