در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

سراغ تهیهکننده برنامه را که میگیرم، جوانی که بشدت سرگرم کار اجرایی و جابهجا کردن چند میز و صندلی است، جلو آمده، خوشامد گرمی میگوید و خود را ابوالفضل اکبری معرفی میکند. تهیهکننده جوانی که به قول خود در تولید برنامههایش هیچ ابایی هم از کار اجرایی ندارد و نتیجه کار بیش از هرچیز برایش اهمیت دارد. به هرحال اکبری این روزها سری جدید برنامه ورزش از نگاه دو را با رویکرد و ساختاری متفاوت روی آنتن شبکه دو برده است؛ برنامهای که به بررسی همه رشتههای ورزشی میپردازد و به اعتقاد او قدیمیترین جُنگ ورزشی تلویزیون است. ورزش از نگاه دو با حضور چهرههای مختلف ورزشی و هنری و طرح سوژهها و موضوعاتی جذاب از همان آغاز پخش مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت و نشان داد که میخواهد متفاوت باشد.
گفتوگوی جامجم با ابوالفضل اکبری را میخوانید.
چه شد که تصمیم گرفتید این برنامه را در استودیویی خارج از سازمان تولید و پخش کنید؟ به هرحال تولید برنامه زنده در این شرایط سختیهای بسیار بیشتری خواهد داشت.
آقای پیمان قانع، طراح دکور برنامه شیوه کارش به گونهای است که به قول معروف اصلا دستش به کم نمیرود، آن هم شاید بهدلیل اینکه میداند اگر دستش به کم برود من رد میکنم. ما تجربه کاری زیادی با یکدیگر داشته و بارها در برنامههای مختلف با هم کار کردهایم، زمانی هم که از او خواستم دکوری را برای برنامه طراحی کند، طرح فعلی را به من تحویل داد، ساخت آن طرح مستلزم این بود که یکی از استودیوهای سازمان را بهطور کامل در اختیار بگیریم و دکور را در آنجا طراحی کنیم. از سویی بیشتر استودیوهای سازمان درگیر اجرای برنامههای روتین بود و از سوی دیگر استودیوی سری قبل برنامه فضای محدودی داشت و این امکان را به ما نمیداد که این دکور در آنجا ساخته شود. به همین دلیل تصمیم گرفتیم تا با جلب نظر مسئولان شبکه دو این دکور را به استودیویی در بیرون از سازمان منتقل کنیم. هرچند این کار در سازمان رایج است، اما معمولا برای مقاطع کوتاه چندماهه اتفاق میافتد؛ ولی اینکه برنامهای را برای یک سال بخواهیم در فضایی خارج از سازمان تولید کنیم بسیار سخت بود. سرانجام پس از مدتها جستجو توانستیم سالنی را برای این کار در اختیار بگیریم، اما برای تبدیل آن به استودیویی مناسب، وقت و انرژی زیادی گذاشتیم و از صفر شروع کردیم. برای آمادهسازی این سالن از نظر ساخت دکور، نور، صدا و دیگر امکانات مورد نیاز هزینههای بسیار زیادی به ما تحمیل شد.
اما به نظر میرسد که این زحمات نتایج خوبی داشته، مثلا دکور برنامه در مقایسه با دیگر برنامههای ورزشی بسیار شکیلتر و زیباتر است.
فکر میکنم در سالهای گذشته به اندازهای که سازمان صداوسیما گسترش پیدا کرده به همان اندازه استودیو ساخته نشده است. این مشکل فقط مربوط به ما نمیشود، مشکل تمام تهیهکنندههاست. مثلا اگر برنامه نود توانسته مخاطبان زیادی جذب کند به این دلیل است که توانسته یک استودیو را بهطور کامل در اختیار بگیرد، اما آیا تهیهکنندههای دیگر هم میتوانند این کار را انجام دهند؟ معمولا چنین چیزی امکان ندارد و همه ما تهیهکنندهها معمولا درگیر این فضا و مشکل میشویم. فکر میکنم اکنون سازمان باید به این سمت برود که یکسری استودیوهای تخصصی را چه در داخل سازمان و چه در بیرون سازمان یا حومه شهر تهران راهاندازی کند، هزینه زیادی هم نمیبرد. به هرحال این موضوع خیلی برای برنامهساز اهمیت دارد؛ زیرا دکور اولین برخورد بیننده با برنامه است و تاثیر زیادی در استقبال از یک برنامه دارد. به نظرم میتوان این اتفاق را شکل داد و قدمهای خوبی در این زمینه برداشت.
سری جدید برنامه کاملا با سری نخست آن متفاوت است. میتوان گفت که این برنامه بسیار صریحتر و متفاوتتر از قبل شده و دیگر خنثی و منفعل نیست.
واقعیت آن است که در ابتدا اصلا نمیخواستم این برنامه را قبول کنم، یعنی اینکه دغدغهای داشته باشم یا طرحی در این باره ارائه کنم، اصلا هیچیک از اینها نبود. حتی در جلسهای که با مدیران شبکه دو داشتیم به آنها گفتم هیچ دغدغهای برای ساخت این برنامه و برای تهیه یک کار ورزشی ندارم. واقعا با همین تصمیم به آن جلسه رفته بودم که بهانهای آورده و این کار را قبول نکنم، دنبال راهی میگشتم تا این اتفاق نیفتد. اما بعد از گفتوگوی مفصل با آقای آذرمکان، مدیر گروه ورزش شبکه دو ایشان من را متقاعد کرد که بیایم و این کار را انجام دهد. نمیدانم چطور شد که این پیشنهاد را پذیرفتم، شاید بهدلیل گیرایی سخن ایشان و احترامی که برای آقای بخشیزاده قائل هستم، در نهایت تهیه این برنامه را پذیرفتم، اما شرط و شروط زیادی گذاشتم و گفتم باید دکور خوب بزنید، تعداد دوربینها و نور را استاندارد کنیم، این فرصت و فضا را داشته باشیم که روی محتوا کار کنیم. اگر قرار بود طبق همان روال قبلی پیش برویم که گفتوگوی من با شما هم شکل نمیگرفت. به هرحال دوستان هم با محبت ویژهای که داشتند همه شرطها را قبول کردند و برنامه جدی شد. تا به امروز اگر میگفتم ما تهیهکنندهها خیلی از مدیران سازمان جلو هستیم، اما اکنون باید بگویم که خیلی از آنها عقب هستیم. این اولین تجربه من است که میبینم مدیران شبکه اینقدر از من حمایت میکنند و محبت دارند، آنها همیشه چند قدم از من در حمایت جلو هستند و من این را به فال نیک میگیرم. به هرحال وقتی کار را شروع کردیم پیشنهادی که دادم این بود که این برنامه سری جدید ورزش از نگاه دو نباشد، چون معتقدم در تبلیغات اگر اسم کالایی بکر و جدید باشد خیلی راحتتر میتوان کار کرد تا اینکه با پیش زمینه قبلی حالا چه مثبت یا منفی، ولی دوستان و مدیران شبکه اصرار داشتند که نام برنامه ورزش از نگاه دو بماند، چون به هرحال برنامه قدیمی شبکه و اولین برنامه ورزشی سازمان است. آقای شفیع همیشه میگوید ورزش و مردم قدیمیترین برنامه ورزشی است، اما اگر تاریخچه برنامههای ورزشی را رصد کنیم، میبینیم که ورزش از نگاه دو قدیمیترین برنامه ورزشی سازمان است. به هر حال این برنامه برَند سازمان است و ما هم به آن احترام گذاشتیم و برنامه را با نگاه و رویکردی دیگر ادامه دادیم.
ساختار کنونی برنامه و گفتوگومحور بودن آن چطور شکل گرفت؟
درباره ساختار برنامه، تمرکزمان بیشتر روی پرونده محوربودن برنامه و تولید آن بر اساس مسائل و جریانات روز ورزش بود. اگر میخواستیم متفاوت باشیم باید نگاهمان متفاوت بود. سرانجام به این نتیجه رسیدیم که اگر یک موضوع یا پروندهای را در قالب دو قسمت در هفته مطرح و جمعبندی کنیم میتوانیم خیلی موفق باشیم. اگر میخواستیم صرفا پروندهای را باز، موضوعی را مطرح و بعد خداحافظی کنیم که دیگر تفاوتی با دیگر برنامههای مشابه نداشتیم. البته این کار و رویکرد هم خیلی ترس داشت؛ زیرا این اتفاق تا حالا در هیچ برنامهای چه ورزشی و چه غیر ورزشی به این شکل نیفتاده بود. این کار ریسک بزرگی بود، میتوان گفت یک ریسک حساب شده، ولی باید در میآمد. به هرحال به دل ماجرا رفتیم و در این میان اتفاقی خوب هم که افتاد این بود که مدیران شبکه، پخش برنامه را به زمان مشخصی محدود نکردند و چند بار هم قرار بود برنامه روی آنتن برود که به دلایل مختلف هربار به تعویق میافتاد. این اتفاق فرصت بیشتری را در اختیار ما گذاشت تا خود را آمادهتر کنیم. همه چیز آرام آرام و در همین فاصله شکل گرفت. مثلا در هنگام ساخت آنونسها و در گفتوگو با مهمانان برنامه بود که بخش خط قرمز شکل گرفت و ماهیت خود را پیدا کرد. شاید ساختار برنامه حاصل یک پس زمینه فکری بود، اما کار در اجرا شکل گرفت و اتفاق افتاد. هنوز هم داریم برنامه را بالانس و سعی میکنیم آن را اصلاح کنیم تا آن اتفاق مورد نظر شکل بگیرد. بنابراین وجه تمایز برنامه ما دکور آن نیست، مولفههای گوناگونی برای ساخت برنامه موفق مطرح است از جمله دکور، بخشها و مجری. ما هم سعی کردیم همه این عناصر با همدیگر همخوانی داشته باشد؛ دکور خوب و تیتراژ متفاوت داشته باشیم، با یک نگاه اجتماعی به ماجرا نگاه کنیم و اصلا خود را در یک محیط بسته قرار ندهیم. سعی کردیم به سوژهها و موضوعات خاص نگاه کنیم و از آن طرف علاوه بر سرعت عمل، دقت و پردازش متفاوت سعی کنیم از تاثیرگذارترین افراد جامعه در حوزههای مختلف استفاده کنیم، این وجه تمایز ماست. ما روی بخشها هم خیلی حساس هستیم و آنها را واقعا با ذرهبین نگاه و تعریف میکنیم. پلانهایی را خلق کردیم که برای مخاطب و حتی خود مدیران ورزشی هم جذاب بوده و خوشحالی و رضایتشان را نشان دادهاند.
نحوه انتخاب موضوعات و مهمانان برنامه به چه صورتاست؟
موضوعات و مهمانان در بحثها و مشورتهایمان در اتاق فکری شامل مدیران سازمان و کارشناسان ورزشی نهایی میشود. روال کارمان به این صورت است که در ابتدای هر هفته موضوعاتی را که جریان روز هستند، مشخص و اولویتبندی میکنیم و از میان آنها به انتخاب موضوع نهایی میپردازیم. مهمانها را هم براساس نسبت درگیری در ماجرا و موضوعات انتخاب میکنیم. خوشبختانه تعامل خوبی را در این زمینه ایجاد کردهایم و این برگ برنده ماست.
حضور این تعداد هنرمند از بازیگر گرفته تا خواننده در برنامهای که رویکردی ورزشی دارد چندان ضروری به نظر نمیرسد، با دعوت از این چهرهها بهدنبال جذب مخاطب هستید؟
ورزش به عده خاص یا شخص خاصی محدود نمیشود، بیشتر مردم از طیفها و اقشار گوناگون آن را دوست دارند و ما هم میخواهیم از همه ظرفیتها استفاده کنیم. از سوی دیگر اثرگذاران ورزش فقط اهالی آن نیستند و بسیاری از چهرههای هنری علاقهمند به ورزش هستند و آن را دنبال میکنند اما اینها یک پتانسیلی هستند که کمتر بهصورت جدی به آنها نگاه کردیم. ما میخواهیم از این چهرهها برای فرهنگسازی استفاده کنیم به هرحال اینها گروه مرجع هستند و از مقبولیت نزد مردم برخوردارند از طرفی هم اطلاعات خوبی دارند. ما اینها را برای نمایش نیاوردیم، هدف ما تاثیرگذاری بر مخاطب است. گاه اثر حضور این چهرهها و صحبتهای آنها از یک چهره ورزشی هم بیشتر است. شاید مخاطبی که از تماشای دائم چهرههای ورزشی خسته شده از طریق یک استاد دانشگاه یا یک بازیگر جذب برنامه شود و پیامهای برنامه را نیز بگیرد. به هرحال این چهرهها درباره ورزش صحبت میکنند نه درباره هنر. ما هم با این کار مخاطبی را که شاید از ورزش دور است، مجبور کردیم پای برنامه نشسته و از ورزش خبردار شود.
ورزش از نگاه دو برخلاف بسیاری از برنامههای مشابه، نگاهی عمیقتر به مسائل این حوزه دارد و با بررسی پروندهای بیشتر بهدنبال آسیبشناسی مسائل ورزش است.
رویکرد برنامه ما اخلاقی است. ما در این برنامه علاوه بر بازگو کردن بسیاری از حقایق به سمت اخلاقگرایی میرویم که همه این اتفاقها به یک جریانسازی منجر شده است. خوشحالم که ما در این زمان کوتاه موفق به جریانسازی شدیم. من رسانهها را رصد میکنم و میبینم بسیاری از سوژههای دیگر رسانهها در برنامه ما شکل میگیرد و بیشتر رسانهها دنبالهرو ما هستند، این اتفاق بزرگی در حوزه رسانه است. چیزی که شاید سالیان سال مغفول بود. یکی از رسانهها از همان ابتدا موضعی انتقادی نسبت به برنامه ما گرفته اما من نرفتم با این رسانه تعامل کنم و ترجیح دادم همچنان در مقام مخالف بماند چون همین انتقادها و مخالفتها هم به ما کمک میکند، اگر همه فقط تعریف کنند که فایدهای ندارد. من خیلی خوشحالم که بسیاری از دوستان و همکاران در برنامههایشان میگویند که ما خط قرمز نداریم، درواقع دیالوگ برنامه ما را دائم تکرار میکنند. خوشحالم که خیلی از همکاران ما برای اینکه از این فضای رقابتی عقب نمانند به تکاپو افتادهاند. یک اتفاق خوبی که افتاده، این است که یک استانداردسازی در ساخت برنامههای ورزشی درحال شکلگیری است. در بحث رسانهها هم همین که توانستیم جریانساز باشیم، خیلی خوب است.
پس اصلا دنبال جنجال و پرداختن به حاشیههای ورزش نیستید؟
جنجال با پرداخت درست تفاوت دارد، همانطور که جنجال زرد با جنجال درست فرق میکند. میتوان با یک قهرمان ملی گفتوگو کرد و از واقعیتها و پشت صحنهها گفت اما به کسی هم ضربه و آسیب نزند. مثلا در برنامهای که به موضوع لیونل مسی پرداختیم خیلیها به من زنگ زدند گفتند شما و شبکه بی.بی.سی برنامه مشابه داشتید، اما چون شما زودتر از آنها به این موضوع پرداختید، ما برنامه شما را به آن ترجیح دادیم. اینها برای ما امتیازهای مثبت است، ما دنبال سرعت عمل، دقت و پاسخگویی هستیم. بنابراین، این جنجال منفی نیست و بازخوردهای مثبتی را در داخل و خارج کشور گرفتیم. این نشان دهنده حرکت رو به جلوی برنامه است.
واقعا همانطور که در برنامه دائم تکرار میشود برای شما هیچ خط قرمزی نیست؟
خوشبختانه سازمان هیچوقت باید و نبایدی برای من نگذاشته و از این نظر در تنگنا نبودهام که چه بگویم یا نگویم. شاید برخی از مخاطبان اینگونه فکر میکنند که مدیران بالادستی یکسری بایدها و نبایدهایی را به برنامه تزریق میکنند اما واقعا چنین نیست. مدیران در این برنامه هیچ بایدی برای من نگذاشتند. موضوعاتی که به آن میپردازیم موضوعاتی است که شاید از نگاه همکاران من خط قرمز است اما قصد ما نظارت است و میخواهیم کارکرد نظارتی رسانه را نمایان کنیم. به نظرم ما مشکل خط قرمز و ممنوعیت نداریم بلکه بیشتر مشکل برنامهساز داریم، من نمیگویم برنامهساز قدر و گردن کلفتی هستم، هیچوقت این حرف را نمیزنم، هنوز خیلی راه دارم، میخواهم بگویم که سازمان مجوز میدهد منِ اکبری چندان حال و حوصله بحث و جدل، مهمان و حاشیه را ندارم. کسی حال و حوصله این شرایط را ندارد ولی ما یک کمی سرمان درد میکنه برای این بحثها.
همانطور که اشاره کردید در ابتدا اصلا نمیخواستید ساخت این برنامه را بپذیرید، حالا که واکنشها و بازخوردهای مثبت را میبینید به ادامه کار ترغیب و علاقهمند شدهاید؟
علاقهمند نشدم، از زندگی شخصیام افتادم.
به هرحال فعالیت در حوزه رسانه سختیهای خودش را دارد.
سختی کار من بهدلیل حساس شدن کار صد برابر شده و عملا تمام کارهای زندگیام تعطیل شده است. الان دوست دارم برنامه یک ماه تعطیل شود تا به کارهای جاری زندگیام برسم و سرو سامانی به آنها بدهم. لحظهشماری میکنم بتوانم یک مقدار استراحت کنم.
به هرحال ساخت برنامه زنده تلویزیونی با این همه مخاطب چنین عواقبی هم دارد.
راستش را بخواهید من بیشتر دوست دارم یک برنامه را طراحی کنم تا اینکه آن را ادامه دهم. اگر به من باشد دوست دارم یکی الان بیاید برنامه را از من تحویل بگیرد، خط کلی و روال برنامه مشخص است طبق آن جلو برود و من هم بروم برنامه دیگری را بسازم. طراحی برنامه را از نگهداری آن بیشتر دوست دارم. به هرحال این برنامه هم نتیجه تلاش گروهی یک تیم است و خوشحالم که این کار تیمی جواب داد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: