در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

برای همین هم وقتی ساعتها با کودک صحبت میکنید و برایش دلیل و منطق میآورید تا حرف شما را بپذیرد، باز هم ممکن است در پایان گفتوگو حرف خودش را بزند و مطابق آن عمل کند. در این میان، آموزش برخی از نکات یا پاسخ به پرسشهایی که برای بچهها مطرح میشود نیز موضوعاتی است که میتواند والدین را نگران کند. آموزش مفاهیم دینی و صحبت کردن درباره آن، یکی از همین موارد است که خیلیها از روبهرو شدن با آن میترسند و نمیدانند چطور باید عمل کنند. چنین افرادی ممکن است راه اشتباه را انتخاب کنند و گاه از روشهایی مانند اجبار، کنترلهای بیش از حد یا تهدید کمک بگیرند که این شیوهها بیشک، نتیجهای معکوس خواهد داشت.
از واقعیتها کمک بگیرید
بچهها مانند بزرگسالان فکر نمیکنند و نمیتوانند آنچه را که دیده نمیشود، براحتی و مانند بزرگترها درک کنند. برای همین هم طبیعی است پرسشهای مختلفی درباره این موضوعات و بخصوص خداوند مطرح کنند. اگر والدین نسبت به این موضوع آگاهی داشته باشند و بدانند چرا فرزندشان چنین سوالاتی را میپرسد، مسلما بهتر میتوانند پاسخش را بدهند، اما خیلیها بدون در نظر گرفتن این موضوع و به دلیل نداشتن آگاهی کافی، پاسخهای نادرستی به فرزندشان ارائه میکنند.
دکتر پروین ناظمی در گفتوگو با جامجم در اینباره یادآور میشود: بچهها دستکم تا سنین کمتر از یازده سالگی تفکر انتزاعی ندارند و با توجه به این موضوع زمانی که میخواهیم مطلبی را با کودک در میان بگذاریم، باید توجه داشته باشیم تفکرش انتزاعی نیست و نمیتواند آنچه را که نمیبیند، براحتی بپذیرد. این روانشناس ادامه میدهد: بر همین اساس، آموزش مفاهیم اعتقادی و صحبت کردن درباره آنچه قرار است به عنوان فرهنگ و مذهب به کودک ارائه شود، هم از نظر شناختی که باید به کودک بدهیم و هم از نظر مفاهیمی که در این زمینه لازم است برایش تعریف کنیم، کاری به نسبت دشوار خواهد بود و به توجه بیشتری نیاز خواهد داشت. البته با توجه به شناختی که نسبت به شیوه تفکر بچهها در این سنین داریم، میتوانیم از حقایق و واقعیتهای قابل لمس کمک بگیریم و از آنچه به صورت عینی در مقابل کودک وجود دارد و برایش قابل درک است، برای آموزش این مفاهیم استفاده کنیم. بنابراین زمانی که پرسشی در مورد مفاهیم دینی برای کودک مطرح میشود یا وقتی که میخواهید این موضوعات را به او آموزش دهید، به توصیه این روانشناس باید از مفاهیم عینی که در دسترس کودک و قابل لمس است، کمک بگیرید. به عنوان نمونه حتی میتوانید از وجود خود بچهها استفاده کنید و این موارد را به آنها بیاموزید، میتوانید به آنها بگویید کارهای خوبی که انجام میدهند، خدا را خوشحال میکند و در مقابل کارهای بدشان ممکن است رفتاری برخلاف میل خداوند باشد. البته در تمام این موارد هم باید متناسب با سن و درک کودک با او صحبت کنید تا منظور شما را بخوبی متوجه شود.
زور و اجبار نتیجهای ندارد
عدهای از افراد تصور میکنند اگر فرزندشان با تهدید و اجبار پدر و مادر با دین آشنا شود، دیگر هیچ وقت آن را کنار نخواهد گذاشت و وظایفش را فراموش نخواهد کرد. در حالی که اگر بچهها از ترس یا اجبار چنین کارهایی را انجام دهند، شناخت واقعی و درستی را که باید نسبت به دین پیدا کنند، به دست نخواهند آورد.
پس به جای اینکه دائم او را تحت نظر داشته باشید یا مجبورش کنید وظایف دینی را براساس خواستههای شما انجام دهد، خوب است این نکته را به خاطر بسپارید که بچهها بخصوص در سنین خاصی در کودکی، از پدر و مادر تقلید میکنند و دوست دارند رفتارشان مانند آنها باشد. بنابراین میتوانید از همین ویژگی استفاده کنید و این نکات را به فرزندتان بیاموزید. این مدرس دانشگاه میگوید: گاهی هم پدر و مادر تصمیم میگیرند فرزندشان را به مکانهای خاصی مانند مراسم عزاداری نبرند و تصور میکنند چنین برنامههایی برای کودک مناسب نیست. در صورتی که گاهی خوب است بچهها مراسم و مکانهای متفاوتی را ببینند و آنها را در عمل تجربه کنند؛ زیرا در همین برنامهها با فرهنگ و مسائل دینی جامعه بیشتر و البته بتدریج آشنا خواهند شد و در ارتباطات اجتماعی نیز میتوانند این موضوعات را تجربه کنند. از طرفی هم، هر وقت اجبار و اصرار والدین وجود داشته باشد، بچهها ترجیح میدهند از زیر بار مسئولیت فرار کنند و کار را انجام نمیدهند یا فقط برای رفع تکلیف آن را بدون دقت کافی به پایان میرسانند.
آموزش عملی به جای جملات سخت و امری
هزار بار هم که به فرزندتان بگویید دروغ گفتن کار خوبی نیست، باز هم به شما دروغ خواهد گفت وقتی همین رفتار را از طرف شما میبیند. هر روز هم که به او تذکر دهید درباره دوستانش بدگویی نکند، اگر خودتان دائم ایراد دیگران را در جمع مطرح کنید، او هم به کارش ادامه خواهد داد. این یک واقعیت است و نمیتوان آن را نادیده گرفت. به عبارتی میتوان گفت آموزش رفتارهای دینی و توضیح دادن درباره اعمال خوب و بد، کار چندان سختی نیست اگر پدر و مادر بتوانند در عمل این کارها را اجرا کنند و در زندگی الگوی مناسبی برای فرزندشان باشند.
دکتر ناظمی با اشاره به این موضوع، یادآور میشود: وقتی بچهها گناه یا کار نادرستی را از پدر و مادرشان نمیبینند، آن کار را انجام نخواهند داد و دیگر لازم نیست کسی برای آنها درباره بد بودن و گناه بودن آن کار توضیح دهد. در مورد رفتارهای صحیح هم همینطور است و هنگامی که کودک میبیند پدر و مادرش اعمال و وظایف دینی را به طور معمول انجام میدهند، خودش هم در عمل آنها را میآموزد و در زندگی تجربه میکند. بنابراین لازم نیست از مفاهیم سخت و جملههای سنگین برای آموزش مسائل دینی استفاده کنید، زیرا این کار نه تنها به شناخت بیشتر بچهها کمکی نمیکند که حتی ممکن است باعث دلزدگی آنها نسبت به این مسائل نیز بشود. وی به والدین توصیه میکند برای تربیت دینی کودکان، در اولین قدم الگوهای خوبی برای فرزندانشان باشند. البته تا زمانی که کودک چنین کارهایی را انجام میدهد باید مشوقهایی هم برایش در نظر گرفته شود تا مثبت بودن این رفتار همیشه در ذهنش باقی بماند. در حقیقت، تا زمانی که وجدان اخلاقی بچهها شکل بگیرد و درونی شود، آنها اول به صورت تشویقی این موضوعات را میآموزند، سپس کمکم برایشان قراردادی میشود و پس از آن بتدریج در وجودشان نهادینه خواهد شد. بر همین اساس نیز تاکید میشود ابتدا حتما تشویق کردن را در نظر داشته باشید تا به کمک آن، چنین رفتارهایی در وجود بچهها نهادینه شود.
مدرسه، خانه یا جامعه؟
تربیت دینی بچهها برعهده خانوادهشان است یا مسئولان مدرسه؟ این پرسشی است که شاید برای خیلیها مطرح شود و بر همین اساس هم هر یک از آنها مسئولیت این کار را ممکن است به دیگری واگذار کند. در صورتی که دکتر ناظمی میگوید مهمترین و اساسیترین الگوها در این زمینه، پدر و مادر کودک هستند. وی با اشاره به این موضوع، خاطرنشان میکنند: متاسفانه گاهی خانوادهها این مسئولیت را به عهده دیگران میگذارند و تصور میکنند مهدکودک، مدرسه، جامعه و... مسئول آموزش مفاهیم دینی است؛ در حالی که پایههای هر رفتار صحیح مذهبی و خداپرستی در محیط خانواده شکل میگیرد. البته گاهی ممکن است بچهها تصمیم بگیرند در سنین نوجوانی، متفاوت با خانوادهشان عمل کنند، ولی در این شرایط هم به گفته دکتر ناظمی، هر چقدر اطلاعات درست و آگاهی صحیح از طریق خانواده به آنها ارائه شود و به کمک یک فضای باز و تشویقی کودکان را تربیت کنند، فرصت شناخت بیشتری از این نظر برایشان ایجاد خواهد شد. این روانشناس با اشاره به تضادی که ممکن است برای بچهها ایجاد شود، میگوید: تضادهای رفتاری در خانواده بدترین صدمات را به کودک وارد میکند و در مقابل، زمانی که هماهنگی لازم میان پدر و مادر وجود داشته باشد و آنها با صداقت رفتار کنند، هیچ مشکلی در این زمینه ایجاد نخواهد شد.
نیلوفر اسعدیبیگی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: