در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تلهفیلم «آقا خوبه» به کارگردانی علی عطشانی از جمله فیلمهایی است که از زاویهای جدید به موضوع دفاع مقدس نگاه میکند. موضوع فیلم از این قرار است: فرخ عقبمانده ذهنی و بیتاب است که شخصی به نام لیلا را پیدا کند تا به تعبیر خودش از طرف آقا خوبه، نامهای را که سالهاست در باغچه خانه پنهان کرده به دست او برساند.
در خلال فیلم مشخص میشود نامه، وصیتنامهای است از طرف مردی به نام علیرضا (علی دهکردی) که به دست فرخ داده تا سر وقتش به همسرش لیلا (فاطمه گودرزی) برساند اما فرخ که به خاطر بیماریاش، هوشیار و توانا نیست و در عین حال قول داده از این نامه با کسی حرفی نزند، پس از گذشت سالها از قرار هنوز نتوانسته کاری برای رساندن نامه انجام دهد و به همین دلیل پریشانحال است و مدام خواب آقا خوبه را میبیند. تا این که با پیگیری برادر و زنبرادرش (علی اوسیوند و لاله صبوری) و همینطور داییاش (اصغر نقیزاده) پرده از این راز برداشته میشود و با کمک و همکاری آنها نامه به دست لیلا میرسد.
روایت فیلم به شکلی است که از راهی غیرمعمول، نقبی به داستان آشنای دفاع مقدس میزند. در ابتدای فیلم با مطرحشدن موضوع پنهانکاری فرخ، سخت است پیشبینی کنیم، این ماجرا به دفاع مقدس مربوط میشود. حضور اصغر نقیزاده ـ که همیشه در نقش رزمنده ظاهر میشود ـ تنها نشانهای است که ذهن را به سمت دفاع مقدس و ارتباط آن با داستان فرخ سوق میدهد. گذشته از این نکته، آنچه مسأله دفاع مقدس را مطرح میکند، با یک فلاشبک ناگهانی طولانی شکل میگیرد. با تصادف فرخ و بستری شدن او در بیمارستان، فیلم بیبهانه به گذشته برمیگردد و ماجرا را از جنبهای دیگر در فضای جنگ تعریف میکند.
فلاشبک طولانی که حدود نیمی از فیلم را در بر میگیرد، به زندگی علیرضا و لیلا و همینطور ارتباط آنها با فرخ میپردازد. این فلاشبک توضیحدهنده، خودش یک داستان کامل و مستقل است چنان که حتی یک بار هم مثلا با نشان دادن داستانی که در زمان حال پیشروی میکند، در روایت آن شکستی از لحاظ زمان و ریتم ایجاد نمیشود یعنی داستان فلاشبک آنقدر زمان به خودش اختصاص میدهد و پیوسته پیش میرود که به نظر میآید از زمان حال و اتفاقات آن که اصل داستان است، گسسته شده است.
به خاطر این که ارتباط آن با زمان حال یادآوری شود، از رنگهای نگاتیو که شامل طیفی از رنگهای ملایم و تصاویر رنگپریده میشود استفاده شده که نشان از جریان داشتن داستان در زمان قدیم دارد. در به تصویر کشیدن این فلاشبک، خلاقیت یا سلیقه چندانی دخیل نیست و داستان به صورت خطی از ابتدا تا انتها تعریف میشود و به زمان حال ربط پیدا میکند. این شکل استفاده از فلاشبک، شیوهای قدیمی است که بارها در فیلمهای مختلف استفاده شده و حالا دیگر شکلی تکراری و کلیشهای به خود گرفته است.
آقا خوبه یک تراژدی غمانگیز است که حتی پایان خوش آن هم چندان خوش نیست. مثلا اگر در پایان معلوم میشد علیرضا در این سالها اسیر بوده و به خانهاش برمیگشت، میشد فیلم را یک ملودرام شمرد که درنهایت قصه آدمهایش ختم به خیر میشود. اما مقصد نهایی داستان و آنچه برای لیلا خوشحالکننده است، فقط دریافت وصیتنامه همسرش است که این به تنهایی آنقدر غمانگیز هست که بهرغم به نتیجه رسیدن، از تلخی داستان کم نکند. وجود آدمی مثل فرخ در فیلم هم به تلخ شدن آن دامن میزند.
بازی گرفتن از یک معلول ذهنی به عنوان نقش تعیینکننده در فیلم، دل و جرأت زیادی میخواهد چرا که این بچهها (که با وجود زیاد شدن سن، همچنان کودکیشان از بلوغشان محسوستر است) در دنیای شخصی خودشان سیر میکنند و چندان با نقش بازیکردن راحت نیستند اما بازی فرخ در این فیلم، نشان میدهد نباید خیلی هم از این بچهها ناامید بود و آنها را دست کم گرفت. درست است که نمیتوان از آنها انتظار داشت نقشهای متفاوت و پیچیده را به نمایش بگذارند، اما میتوان چشم امید به معصومیت تأثیرگذار آنها داشت.
در این فیلم، چهره معصوم و وضعیت ترحمبرانگیزی که فرخ به خاطر محدودیتهایش در آن گرفتار است، درماندگی و استیصال او را عمیقتر و پررنگتر میکند. میتوان گفت تأثیرگذارترین و ناراحتکنندهترین صحنه فیلم، جایی است که فرخ از پیداکردن گیرنده نامه ناامید میشود و درمانده رو به آسمان گریه میکند و با زبان گرفته و نامفهوم خودش با خدا حرف میزند و از بین حرفهایش میشود فهمید که میگوید: «خدایا... چیکار کنم؟ چرا هیچکس کمکم نکرد... .» شاید از ابتدا قرار بود نقطه اوج فیلم جای دیگری باشد، مثلا در انتهای آن؛ اما عجز فرخ آنقدر ملموس است که احتمالا هر بینندهای به یاد دفعاتی میافتد که در زندگی خودش هیچکس کمکش نکرده است یعنی او را درک و به حال او بغض میکند و این درک و همدلی که تا پایان ادامه پیدا میکند، آقا خوبه را به نمونهای تأثیرگذار و دوستداشتنی در میان فیلمهای مشابه خودش تبدیل میکند.
شروینه شجریکهن / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: