در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فاطمه شش سالش بود که مردی شیشهای که با مادر او ارتباط داشت، چشمها و زبانش را با فندک سوزاند و او را زیر مشت و لگدهایش گرفت.
نیلوفر دو ساله نیز که هنوز زبان باز نکرده بود تا بتواند دیدههایش را بازگو کند، گریهها و بیتابیهایش از پویا، مردی قاچاقچی که به مادر مطلقه و معتاد نیلوفر سرپناه داده بود، قاتلی بیرحم ساخت. مادر نیلوفر، معتاد و خمار، بیعارتر از آن بود که وقتی گریههای دخترش، پویا را دیوانه میکند و دخترک را به باد کتک میگیرد، واکنش نشان دهد. همین شد که در روز حادثه، نیلوفر بیتاب و بهانهگیر زیر ضربات شیلنگهایی که پویا به سرش کوبید، جان داد.
این دو کودک نماینده هزاران کودکی هستند که در پستوی خانهها، زیردست بزرگترهای معتاد و خمار شکنجه میشوند و اگر شانس بیاورند و همچون فاطمه و نیلوفر مرگی هولناک را تجربه نکنند، در نهایت آدمهایی شکستخورده و منزوی میشوند که از ترس دنیای پیرامون ممکن است خود نیز به دامان اعتیاد بلغزند.
ایکاش خانواده نداشتند
ساکت و بیصداو ترسان و لرزان، جور خانوادهای را میکشند که مواد مخدر را بیش از همه چیز دوست دارد. کودکان خانوادههایی که یک یا چند نفر در آن دلداده موادند، تنهای تنهایند با این که آدمهای زیادی دور و برشان پرسه میزنند؛ آدمهای بیخاصیت.
خانوادهای که سرنوشتش به اعتیاد گره خورده است اسمش خانواده است، اما خانواده نیست چون نه از دل آن آرامش بیرون میآید و نه دلگرمی و امید. خانواده آلوده به مواد، خوره جان است و بیشتر بچهها را میخورد، چون کودکان بیدفاع، خودشان میمانند و خودشان، با پدر یا مادری که کام گرفتن از مواد را به بوسیدن صورت فرزند و نوازش او ترجیح میدهد.
ترس، نگرانی و در انتظار حادثه نشستن، ویژگی اعضای خانوادههای آلوده به اعتیاد است. در این خانهها آرامش وجود ندارد و چون رفتار بزرگترهای معتاد آن، ارزش و اعتباری ندارد، پس نمیشود روی قول هیچکس حساب کرد. همین است که کودک این خانوادهها تنهای تنها میشود و مجبور به زدن دستها بر زانوی خود و بلندشدنی نامطمئن.
خانه برای این کودکان جای گرمی نیست که بشود با خیال جمع در آن اظهار نظر یا درددل کرد، چون هر دهان بازکردنی میتواند به فاجعهای تبدیل شود و زیر پای کودک را خالیتر از قبل کند.
التهاب دائم، ره آورد این شرایط برای کودکان است که اگر چه سکوت میکنند و چشم و گوششان را به ظاهر بر این نابسامانی میبندند، ولی از آنها آدمهایی ساخته میشود با روحی آسیبدیده که از همه دارایی دنیا فقط کنجی میخواهند برای فرار و پناه گرفتن و دمی برای آسودن، بیترس، بیخشم و بیغصه.
کودکآزاری همین است
شکنجه جسمی مشهودترین نمود اعتیاد در خانواده است که هر سال کودکان زیادی را قربانی میکند، اما مهمتر از آن شکنجههای روانی حاصل از اعتیاد است که کودک را میشکند و همانطور شکسته و ترک برداشته به دنیای بزرگسالی میسپارد. امروز با کودکآزاریهای مشهود مقابله میشود و کودکان بدسرپرست زیر بال و پر نهادهای حمایتی میروند، اما هنوز مشکل، آن دسته از آزارهای پنهانی است که یا کسی از آنها باخبر نمیشود یا جرات فاشکردن آن وجود ندارد.
گزارشهای رسمی نشان میدهد اعتیاد مهمترین عامل افزایش کودکآزاری از سوی مادران است؛ مادرانی که به احتمال زیاد در آمار رسمی یک میلیون و 300 هزار نفری معتادان شمرده نشدهاند، ولی موجودات خطرناکی هستند که مسبب آزار کودکانشان خواهند بود.
گفته میشود مادران و پدران معتاد انگیزهای برای نگهداری از نوزاد (یا کودک) خود ندارند و وقتی هر دو بهطور همزمان معتاد هستند این انگیزه قویتر میشود به طوری که یا به مرگ کودک ناآرام و بیمار خود فکر میکنند یا برای خلاصشدن از شرش، به او نیز مواد میخورانند.
کودک توان تحمل این همه فشار را ندارد، این همه سرخوردگی، سرکوبشدن و دلهره داشتن. بررسیها تائید میکند افرادی که با پدر و مادری معتاد بزرگ شدهاند در بزرگسالی گرفتار حالتهای منفی هستند که لحظهای ذهن آنها را آزاد نمیگذارد؛ احساساتی همچون درماندگی و بیچارگی، افسردگی، اضطراب، از دست دادن اعتماد به نفس، وابستگی و زودرنجی و پرخاشگری.
احتمال کشیده شدن این افراد به سمت اعتیاد نیز زیاد است یعنی پیمودن همان راهی که بزرگترهای خانواده رفتهاند و برای کودک الگو شده است. این را چرخه تکرار مینامند که بیشتر کودکان آسیبدیده از اعتیاد راهی جز آن نمیشناسند و برای فرار از ترسهای دائمیشان به آن پناه میبرند. سن اعتیاد در کشور در حال کمشدن است، تعداد کودکانی که هر سال قربانی اعتیاد یکی از اعضای خانواده میشوند نیز رو به فزونی است، میزان ورودی کودکان بدسرپرست (به دلیل اعتیاد به مواد مخدر صنعتی) به مراکز بهزیستی هم سیری صعودی دارد که نشان میدهد اعتیاد در ایران تا چه اندازه به کودکان آسیب میزند و آسیبدیدگان از اعتیاد تا چه اندازه به حمایت نیاز دارند.
مریم خباز / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: