این فرضیه خیلی زود رنگ باخت و با تلاش کارآگاهان جنایی شهرستان خواف، راز جنایتی هولناک برملا شد.
کارآگاهان اداره آگاهی شهرستان خواف واقع در استان خراسان رضوی صبح دهم آبان امسال در جریان ناپدید شدن مردی میانسال قرار گرفتند. همسر این مرد که با حضور در اداره آگاهی از ناپدید شدن همسرش خبر داده بود، به پلیس گفت: عصر روز گذشته شوهرم با خودروی پرایدش از خانه خارج شد و دیگر از او خبر ندارم. هر چه با تلفن همراهش تماس میگیرم، خاموش است. به بیمارستانها و کلانتریها هم سر زدم اما اثری از شوهرم به دست نیاوردم.
تحقیقات ماموران برای پیدا کردن مرد میانسال با شکایت همسرش آغاز شد. بررسیها در این رابطه ادامه داشت تا اینکه خانواده داوود با مراجعه به اداره آگاهی، اظهارات جدیدی را مطرح کردند. همسر داوود به افسر پرونده گفت: پسری که حدود بیست ساله به نظر میرسید، همراه دو جوان دیگر به خانه ما آمدند و در حالی که دو برگه قولنامه در دست داشتند، گفتند همسرم خانه و خودرویش را به آنها فروخته است.
قولنامههایی که در دستشان بود، گواه ادعایشان بود اما چنین چیزی امکان ندارد. مگر میشود داوود خانه و خودرویش را فروخته و به من چیزی نگفته باشد؟ یعنی او با فروش اموالش ما را ترک کرده است؟ شاید هم شوهرم واقعا همه چیز را فروخته و ما را رها کرده است اما پای قولنامههایی که آنها آورده بودند، فقط اثر انگشت بود و من امضای شوهرم را ندیدم و به همین دلیل هم به موضوع شک کردم.
کارآگاهان با اطلاع از این موضوع وارد عمل شدند و پسر جوانی را که سراغ خانواده داوود رفته بود، بازداشت کردند. از سویی قولنامههایی که آنها در اختیار داشتند، بررسی و طبق نظریه متخصصان خطشناسی و اسناد مجعول معلوم شد دستخط مقتول در قولنامه جعل شده اما اثر انگشت موجود زیر قولنامهها، حقیقی و متعلق به داوود است.
متهم جوان که به اداره آگاهی انتقال یافته بود، با برملا شدن راز اسناد جعلی تصمیم گرفت حقیقت را بازگو کند. او گفت: چند وقتی بود که داوود را میشناختیم و او را زیر نظر داشتیم. روز حادثه به عنوان مسافر سوار خودروی پراید او شدیم.
ما خودروی داوود را دربست گرفتیم و با این بهانه از شهر خارج و در محلی خلوت با او درگیر شدیم و وی را به قتل رساندیم. پس از جنایت برای آنکه هویت او مشخص نشود، جسد را سوزاندیم و در گودالی در پنج کیلومتری شمال شرقی شهر سنگان دفن کردیم. البته قبل از اینکه جسد را آتش بزنیم، اثر انگشتش را پای قولنامههایی جعلی که از قبل تهیه کرده بودیم، زدیم تا با آن قولنامهها، اموال مقتول را تصاحب کنیم و چون جسد را از بین برده بودیم، این فرضیه مطرح میشد که داوود اموالش را فروخته و خانوادهاش را ترک کرده است.
سرهنگ یزدانی، فرمانده انتظامی شهرستان خواف درباره این پرونده میگوید: بهدنبال اعتراف پسر جوان، دو همدست او نیز بازداشت شدند و طبق اعتراف متهمان، راهی محل قتل شدیم. در حفاری از محل با یک دستگاه لودر جسد مقتول کشف و راز این جنایت برملا شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم