jamejamnashriyat
کد خبر: ۶۲۶۶۵۹   ۲۵ آذر ۱۳۹۲  |  ۱۶:۵۰

«ترنج» سومین فیلم از سه‌گانه مجتبی راعی پس از فیلم‌های «تولد یک پروانه» و «سفر به هیدالو» محسوب می‌شود که پخش آن را حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی ‌به عهده دارد. گرچه ​ترنج​ تاکنون به فروش چشمگیری دست‌نیافته، اما براحتی می‌توان آن را فیلمی ‌موقر، سالم و آموزنده دانست که دیدنش نه بیننده را دلزده می‌کند و نه او را دست خالی از سینما به بیرون می‌فرستد.

​ترنج​ آن هم در فضای غالب امروز سینمای ایران که میان داستان‌های آبکی آپارتمانی و آثار شعاری مبتذل و جعلی و البته جشنواره‌ای سازهای وطنی که قبله‌شان آن طرف آب است، گرفتار آمده، اثری است که در همین حد از مجاهدت و سینماورزی‌اش هم قابل ستایش است. این‌که در این شوره‌زار کسی پیدا شود و از بهشت و رهایی و رستگاری بگوید و بسراید.

​ترنج​، داستان استادی مینیاتوریست به نام بیوک بهاری است که برای شرکت در مراسم نکوداشتش به فرانسه می رود و در بازگشت احساس می‌کند ​ روح از بدنش جدا شده است. این احساس، زندگی او را متحول کرده و فکر این‌که مرگ بیشتر از هر زمانی به او نزدیک شده، لحظه‌ای رهایش نمی‌کند.

​ترنج​ بیش از آن‌که یک فیلم قصه‌محور و مبتنی بر فیلمنامه باشد یک اثر شاعرانه و تصویرمحور بر مبنای یک ایده است. آنچه برای کارگردان مهم بوده و تلاشش را برای به منصه ظهور رساندن آن در پی داشته این است که بتواند یک مابه‌ازای تصویری و روایی برای حرفی که می‌خواسته بزند پیدا کند و در این میان، آنچه به حاشیه رفته قصه بوده است و آنچه کمتر وجود خارجی پیدا کرده فیلمنامه.

فیلم یک روایت معناگرایانه است از یک موقعیت آیینی‌ـ‌ هنری. تصویرگری نقش عشق در قاب مینیاتور ایرانی و بازتاب روح و روحیه عارفانه یک هنرمند تصویرگر در موقعیتی تلنگروار. این تمام آن چیزی است که در ​ترنج​ می‌بینیم به‌علاوه عبور از برزخی که برای این مرد هنرمند پدید می‌آید و این برزخ، خود به یکی از هسته‌های اصلی فیلم تبدیل می‌شود. ارزش اصلی ​ترنج​ هم در واقع، نه در نوع فیلمنامه و اجرای فیلمنامه‌اش در یک روایت سینمایی، بلکه در همین ایده بکر و خجسته و جذابی است که تدارک دیده. حال این‌که این ایده تا چه حد به سینما تبدیل شده و توانسته هویت سینماورزانه قابل قبول و نزدیک به استانداردی پیدا کند بحث دیگری است.

در ​ترنج​ دست حق از آستین هنر بیرون می‌آید و نفس هنرمند، مرشدی می‌شود برای او تا از کنگره عرش صلایش زند. نقاش دل به یار و پا به کار می‌نهد و زیر این رواق مقرنس، به مدد دل دیوانه خویش، نقش عشق می‌زند. فیلم، حرکتی مومنانه و نجیب است در خلق تصویری حقیقی و دلنشین از عبور انسان از مرز برزخ و رسیدن به آرامش و طمانینه و زیبایی خلق چنین هویتی آن هم در قالب هنر و سیمای مینیاتور ظریف و دل و دیده‌نواِ ایرانی.

میثم رشیدی مهرآبادی ‌/‌ جام‌جم

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
هشدارهای مهم برای خانه تکانی

هشدارهای مهم برای خانه تکانی

به روزهای پایانی سال نزدیک می‌شویم و در این روزها تقریبا تمام زنان ایرانی بر اساس یک سنت بسیار پسندیده که به آن خانه تکانی گفته می‌شود، مشغول نظافت و پاکسازی منازل خواهند شد.

قطعنامه صادر می‌شد دلیلی برای ادامه برجام وجود نداشت

قطعنامه صادر می‌شد دلیلی برای ادامه برجام وجود نداشت

در مورد موضوع عقب‌نشینی غرب از صدور قطعنامه علیه جمهوری اسلامی می‌توان گفت نوعی عقلانیت بین اعضای شورای حکام یا حداقل حرکت به سمت عقلانیت از سوی آنها وجود دارد و در این ارتباط هشدار افراد عاقل در جامعه جهانی منجر شد آنها از صدور قطعنامه ضدایرانی خودداری کنند؛ چرا که در صورت صدور قطعنامه، دیگر دلیلی برای حضور جمهوری اسلامی در برجام بی‌خاصیت وجود نداشت و به این ترتیب دست ایران برای کنار گذاشتن آن بازتر می‌شد.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
حراجی جراحی!

درآمد بالا و ریسک کم عمل جراحی زیبایی سبب شده برخی پزشکان برخلاف تخصص‌شان به این بازار رو بیاورند

حراجی جراحی!

پیشخوان

بیشتر