در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مجموعه تلویزیونی «مدار صفر درجه» اثر حسن فتحی نمونه خوبی درخصوص استفاده بهینه از لوکیشنهای خارج از کشور است. در فیلمنامه این مجموعه، اعزام حبیب پارسا در مقام دانشجو به پاریس برای تحصیل، این فرصت را در اختیار فتحی و گروهش قرار داد تا به بهترین شکل، از این فضا در جهت پیشبرد داستان بهره ببرند. البته این بخشها با توجه به تفاوت هزینهها در بوداپست مجارستان تصویربرداری شد که با توجه به بافت قدیمی لوکیشنهای بوداپست و شباهتهای معماری بخش قدیمی بوداپست و پاریس، این کار به هیچوجه توی ذوق مخاطب نزد.
در مجموعه تلویزیونی «وفا» نیز محمدحسین لطیفی بخوبی از فضای لبنان و بیروت استفاده برد و این مساله در سکانس پایانی کار بوضوح به چشم آمد.
«شکرانه» ساخته سعید سلطانی، یکی از موفقترین مجموعههای ماه رمضان سالهای اخیر بود که بخش عمدهای از آن در تاجیکستان تصویربرداری شد و بهواسطه فارسیزبان بودن مردم آن کشور، جذابیتهای بسیاری برای مخاطب ایرانی به همراه داشت.
سفر قهرمان داستان با بازی پوریا پورسرخ به دوشنبه و درگیر شدنش با ماجراهایی پیچیده، کشش بیشتری به کار داد و جذابیتهای بکر این شهر کوچک، زیبایی بعدی اثر را دوچندان کرد.
مجموعه جاسوسی ـ پلیسی «آینههای نشکن» نیز در بخشهای پایانی خود و براساس روند داستان، از دبی در امارات عربی متحده به عنوان لوکیشن اصلی بهره مناسبی گرفت و بخش مهمی از حادثهپردازیهایش را آنجا شکل داد.
استانبول یکی از شهرهایی است که تا امروز بسیاری از سازندگان مجموعههای تلویزیونی برای تصویربرداری بخشهایی از کار خود به آنجا رفتهاند. هممرز بودن ایران و ترکیه و بهصرفه بودن، دو عامل اصلی این اتفاق بوده که بسیاری از گروههای سینمایی و تلویزیونی را به این سمت سوق داده است.
فیلم «دیپلمات» ساخته داریوش فرهنگ و «بازی با مرگ» حمید تمجیدی (که بخش دوم سریال موفق «مزد ترس» بود) نیز در ترکیه تصویربرداری شد؛ دو طرحی که براساس سیاستهای سیمافیلم در قالب مجموعه تلویزیونی و نسخه سینمایی ساخته شدند و در هر دو، بازیگرانی از ترکیه ایفای نقش کردند.
«مرگ تدریجی یک رویا» ساخته فریدون جیرانی از فضای توریستی استانبول گذر کرد و روی دیگر این سکه را به مخاطبان خود نشان داد. سفر مارال عظیمی و دختر خردسالش به این شهر برای مهاجرت به انگلستان ماجراهای تلخی را رقم زد که در نهایت به فاجعهای بزرگ ختم شد. جیرانی در اینجا بخوبی زیر پوست این شهر رفت و فضایی متفاوت با آنچه پیش از آن دیده بودیم، خلق کرد.
در نقطه مقابل، مجموعه پلیسی «ماتادور» به کارگردانی فرهاد نجفی قرار دارد که بخشهای اندکی از آن، در ترکیه و قبرس فیلمبرداری شده، اما مخاطب ضرورت چندانی برای این کار احساس نکرد.
«در چشم باد» ساخته مسعود جعفریجوزانی یکی از دیگر نمونههای استفاده از لوکیشن خارجی در یک مجموعه تلویزیونی است که بخشهای اندکی از آن در آمریکا میگذرد. میانسالی بیژن ایرانی (شخصیتمحوری این مجموعه تلویزیونی) این بهانه را در اختیار کارگردان قرار داده بود تا بخشهایی را در آمریکا جلوی دوربین ببرد. تا اینجای کار مشکلی وجود ندارد، اما وقتی با خروجی این بخش هنگام پخش مواجه میشویم، کاملا یکه میخوریم. اقامت دو ماهه فیلمساز و گروهش در این کشور با همه سختیهای موجود در زمینه اخذ ویزا و هزینههای اقامت، تنها به تصویربرداری چند سکانس داخلی و چند نمای خارجی در کوچههای خلوت محدود شد که این نماها در هر کشور دیگری حتی ایران قابل بازسازی بود.
قسمتهایی از مجموعه تلویزیونی «پیدا و پنهان» ساخته شهرام شاهحسینی و آرش معیریان هم که بتازگی روی آنتن شبکه تهران رفت، با توجه به ارزان بودن شرایط تولید، در ارمنستان ضبط شد که با توجه به خط قصه، این حضور کاملا ضروری به نظر میرسد و کارگردان هم از لوکیشن خارجی خود، به نحو احسن بهره گرفته است.
«آوای باران» حسین سهیلیزاده نیز آخرین نمونه از مجموعههای تلویزیونی ایرانی است که بخشهایی از آن، در ترکیه و با حضور بازیگرانی از این کشور ساخته شده است.
تلویزیون در همه این سالها، تجربههای کمابیش موفقی در زمینه تولید بخشهایی از سریالهای تلویزیونی در خارج از کشور داشته، اما این تجربهها، به انجام تولیدات مشترک به معنای واقعی نینجامیده است؛ در حالی که با توجه به فعالیت نیروهای فنی خبره و کارگردانهایی در سطح استانداردهای تلویزیونی منطقه، قابلیت همکاری مشترک سازندگان سریالهای ایرانی با دیگر کشورهای همجوار وجود دارد که البته تاکنون به دلایلی نه چندان روشن، این همکاریها در سطحی گسترده صورت نگرفته و مخاطبان مجموعههای یاد شده صرفا شاهد ضبط بخشی از کار در دیگر کشورها هستند.
محمد جلیلوند
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: