بهمن هاشمی مجری است یا دوبلور؛

شاید سبک و سیاق اجرایش به مذاق عده ای خوش نیاید؛ ولی خودش می گوید: «تا الان هیچ کس را ندیدم که از اجرایم انتقاد کند و همیشه از من تعریف کرده اند. چرا که آنقدرها هم مطرح نیستم.
کد خبر: ۶۲۵۴۳
به همین خاطر به اندازه ای که جلوی دوربین هستم ، مورد انتقاد قرار می گیرم». صرف نظر از اجرایش ، آنچه مسلم است این که صدای گرم و گیرای بهمن هاشمی طی 4-5سال گذشته روی بسیاری از سریال ها و فیلمهای سینمایی قرار گرفته و بعضا ماندگار شده است. جشنواره فیلمهای سینمایی نوروز را بار دیگر با اجرای او دیدیم.


بهمن هاشمی خودش را دوبلور می داند یا مجری؛
من خودم را خدمتگزار مردم می دانم... هر دو کار را انجام می دهم ولی بحث این است که مردم کدامیک را بیشتر می پسندند. با این حال اصل کارم صداست.

یعنی به کار دوبله تعلق خاطر بیشتری دارید؛
هر دو را دوست دارم. برایم فرقی نمی کند.

با کار دوبله وارد سازمان صداوسیما شدید؛
نه ، کاملا برعکس. یعنی با اجرای تلویزیونی در سال 1370شروع کردم. برنامه ای با عنوان تهران ساعت 20 بود که با منوچهر نوذری و هرمز شجاعی مهر اجرا می کردیم.
این برنامه هر شب از شبکه دوی سیما پخش می شد و من اجرای بخشهای ورزشی آن را به عهده داشتم. بعد هم مجری برنامه «کنکاش در ورزش» و «جهان ورزش» شدم. بعد از خسرو خسروشاهی خواهش کردم که مرا وارد عرصه دوبله کند.
قرار شد تست بدهم. من هم تست دادم و گفتند صدای خوبی برای دوبله داری و این طوری شروع شد. اولین کلمه ای هم که گفتم یک «بفرمایید» بود.

به نظرم یکی از نقشهایی که دوبله کردید و برای مردم ماندگار شده ، شخصیت «بن ماری» در سریال «ناوارو» است. نظر خودتان چیست؛
بله موافقم. آن کارم را خیلی دوست دارم. ضمن این که برای تهرانی ها هم تیتراژ ابتدایی سریال هشدار برای کبرا 11 خیلی ماندگار شد.

خاطرم هست یک بار گفته بودید به این کارتان خیلی علاقه دارید. هنوز هم این حس را نسبت به آن دارید؛
بله. خیلی زیاد چون این کار خیلی در ذهن مردم مانده و هم این که کلا خواندن تیترهای سریال ها و فیلمهای سینمایی را خیلی دوست دارم و دیگری شخصیت «ژاک مارسیا» در مجموعه های سینمایی تلویزیونی ناوارو بود که بعد از آن بسیاری از مدیر دوبلاژها رلهای سیاهپوست را به من دادند.

اجرای جشنواره فیلمهای سینمایی شبکه دوی سیما چطور برایتان پیش آمد؛
این پیشنهادی بود که از طرف تامین برنامه شبکه دوی سیما داده شد و برای اولین بار در سال 81 از عید غدیر تا عید قربان طی 10 شب این برنامه به تهیه کنندگی خودم اجرا شد.
که طی آن هر شب یک فیلم سینمایی به انتخاب مردم پخش شد و بعد از آن هم این برنامه به مناسبت های مختلف از شبکه دوی سیما پخش شد که الان فقط جمعه شبها این برنامه را داریم.

بخش مسابقه جشنواره فیلمهای سینمایی شبکه دو با هدف سنجش اطلاعات عمومی مردم درباره برنامه های شبکه دو طراحی شده یا فقط جایزه دادن به هر کسی که در این مسابقه شرکت می کند؛
ببینید، مسابقه بخشی جدا از فیلمهای سینمایی است. ما فکر کردیم برای دیدن فیلمها یک انگیزه ای در بیننده ایجاد کنیم. بنابراین قبل از آن به مدت 15 دقیقه یک مسابقه طراحی کردیم که مردم به بهانه شرکت در آن پای فیلم سینمایی هم بنشینند و آنها را به این شکل جذب کنیم.

و ظاهرا این مسابقه خیلی کم و بندرت بازنده دارد.
من همه را در این مسابقه برنده کردم. ببینید مسابقه ای که در 15 دقیقه اجرا می شود یک مسابقه سرگرمی است نه آموزشی ، در عین این که با دادن پاسخ درست آموزش هم می دادیم. ولی چون طی یک مدت کوتاه این مسابقه برگزار می شود، حضورذهن بیننده به دلیل اضطرابش از بین می رود.
بسیاری از آنها از راههای دور و روستاها در این مسابقه ها شرکت می کنند. من انگیزه ام این است که حضور در این مسابقه برای آنها یک خاطره مثبت به جا بگذارد وگرنه 5هزار تومان جایزه بزرگی نبود که بخواهیم چون سوال را جواب نداده به او ندهیم.

اجرایتان در این برنامه بداهه است؛
کاملا. البته به خواسته های مدیریت شبکه توجه می کنم و سعی می کنم در مواردی که از من خواسته شده صحبت کنم ؛ ولی به طور کلی اجرایم از آن چهارچوب سفت و سخت خارج است و حتی درباره مناسبت ها، اعیاد و... نیز خیلی طبیعی صحبت می کنم.
همان طور اجرا می کنم که با شما صحبت می کنم یعنی اگر موقع صحبت با شما تپق می زنم آنجا هم تپق می زنم. یا اگر سینه ام را صاف می کنم ، آنجا هم انجام می دهم. من هیچ تفاوتی میان شخصیت عادی خودم با آنچه در صفحه تلویزیون هستم نمی بینم.

جمله «شما ذکاوت دارید، شبکه دو به شما ارادت دارد و...» ابتکار خودتان بود؛
بله. دقیقا چون همیشه احساس می کنم در اجرای تلویزیونی بیننده به دنبال یک چیز جدید و یک کار نو است.

شما که دنبال نوآوری و کارهای جدید هستید، فکر نمی کنید این جمله بعد از مدتی تکراری شده؛
خب من آن را طی سه ماه جشنواره تابستانی فیلمهای سینمایی شبکه دو می گفتم و تمام شد. این هم مثل تیتراژ یک برنامه تکراری است.
اگر یک سریال صدبار تمام شود باز آخرش اسم تهیه کننده و نویسنده را می نویسند. هر چند که شنیدم خیلی از بیننده های کودک و نوجوان شبکه دو منتظر همین صحنه بودند که من بگویم «از شما ذکاوت ، از هاشمی ارادت.»

موقع اجرا همیشه لباسهای شاد و متنوع می پوشید. انتخاب رنگ و مدل آنها به عهده خودتان است یا طراح لباس برنامه ؛
خودم انتخاب می کنم و طراحی نیست. با خودم فکر می کنم که قرار است چند دقیقه جلوی دوربین بایستم هیچ چیز من نباید بیننده را آزار بدهد و باید چشم نواز باشد.

طی چند سال اخیر تیتر خیلی از سریال ها و فیلمهای سینمایی را شما گفتید. این مساله دلیل خاصی دارد؛
صرف نظر از علاقه ای که خودم به این کار دارم ، لطف مدیر دوبلاژهاست که شامل حال من شده. بعد از «هشدار برای کبرا 11 که ناصر طهماسب محبت کرد و اجرای آن را به من داد، در ادامه هم دوباره گفتن تیتر ریال «موتورسواران پلیس» را به من محول کرد.
بعد از آن تیتر بسیاری از سریال و فیلمهای سینمایی را گفتم. این کار سلیقه ای است و مدیر دوبلاژها از روی کارهای قبلی رلهای بعدی را به تو می دهند تا تجربه هم نکنی مدیر دوبلاژها این ریسک را نمی کنند که رلهای بزرگ را به تو بدهند.
باید کارت را ببینند وقتی متوجه شدند که حست و گفتارت خوب است ، ولی کمی اشتباه داری که می توان به مرور زمان آن را برطرف کرد، نقشهای بعدی را هم به تو می دهند.
تیترها را هم حتما با صدای من خوششان آمده یا دوستان دیگر کار داشتند و نتوانستند و این نبوده که فقط مختص من بوده. همه رلها و تیترها قابل تقسیم به تمام آقایان است. به نظر من هرکسی که گوینده شده صدایی داشته که آمده است.

این روزها صدایتان را روی تبلیغات رادیو و تلویزیون هم می شنویم.
بله ، گهگاه کارهای تبلیغاتی هم می خوانم. به هر حال دوبلورها هم گوینده اند. نمی توانیم بگوییم باید قشر خاصی بیایند و بنشینند تبلیغات بگویند.
واقعا باید از صداهایی که جذاب و موردپسند مردم هستند، استفاده شود. این مساله هم به انتخاب صاحب کالا برمی گردد. اوست که انتخاب می کند صدای حسین باغی باشد یا طهماسبی.
صداهایی هم هستند که هنوز مطرح نشدند و آرام آرام و به مرور زمان در حال مطرح شدن هستند. مثل صدای من و جوانهایی که دوست دارند بیایند جلو و گوینده شوند. باید آرام آرام حرکت کرد.
چرا که می شود با صبر و شکیبایی یک گوینده شد ولی کیفیت و درجاتش با ممارست و تمرینات بیشتر به دست می آید.
ضمن این که معتقدم تا صدای من از کنار صداهای گوینده های با 40سال سابقه بیرون نیاید نمی توانم گوینده شوم. چرا که شناخته نمی شوم. همین الان یک سری از جوانهای علاقه مند فیلمهایی را برای رسانه ها دوبله کردند. ولی اصلا گل نمی کند.
چون صدای جدید وقتی از کنار صدای گوینده های 40-50 ساله بیرون بیاید، یواش یواش شناخته می شود. یعنی باید صدای من از کنار صدای کاملی ، بهرام زند، خسروشاهی ، منوچهر اسماعیلی ، حسین عرفانی ، خانم رفعت و خانم شکوفنده بیرون بیاید تا شناخته شود.
چرا که صدای آنها شناخته شده است. این طبیعت کار است. اگر برای بیننده صدای زهره شکوفنده یا خانم رفعت و آقای خسروشاهی جذاب است ، دیگر برایش عادت شده.
حالا وقتی صدای من هم کنار صدای آنها باشد برای بیننده ها عادت می شود.

سعیده محبی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها