در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ایران را دوست دارید یا فقط به بهانه جشنوارههای تئاتری کودک به اینجا سفر میکنید؟
سه سال پیش وقتی اولین دعوتنامه را برای داوری بینالملل از ایران دریافت کردم، اطرافیانم همه از من پرسیدند حالت خوب است؟ و همین که متوجه شدند میخواهم همسر و فرزندم را هم با خودم بیاورم، گفتند دیگر معلوم است تو تب داری. تو میدانی شرایط اجتماعی آنجا چگونه است و همه رسانهها میگویند آنجا اوضاع و احوال خوبی ندارد. دخترم شانزده ساله و خیلی هم کنجکاو بود. او دوست داشت با وجود همه تعریفهای بدی که میشنود، ایران را تجربه کند.
وقتی به ایران آمدیم و برخوردهای مختلف را دیدیم متوجه شدیم به یک دنیای دیگر آمدهایم. اول از همه مهماننوازی ایرانیها بود که مرا جلب کرد. گرمی و انرژی ایرانیها فراموشنشدنی است. آدمها بدون اینکه از همدیگر احساس خجالت داشته باشند با همدیگر و با ما با احترام برخورد میکردند.
در نخستین سفر چه چیزهای دیگری توجه شما را جلب کرد؟
ما در سفر به ایران به گنجینههای فرهنگی شما دسترسی داشتیم. آرامگاه باباطاهر یا تپههای هگمتانه و کلیساهای مسیحی که در تپههای آن وجود دارد برایم خیلی جالب بود، من در ایران توانستم به کنیسه یهودیها که در آنجا عبادت میکنند، بروم و حتی با خاخام یهودیها صحبت کنم. من خیلی درباره قبول اقلیتها در اسلام شنیده بودم، اما آن را به این صورت لمس نکرده بودم که این نمونهها را دیدم و فهمیدم چیزهایی که ما میشنیدیم بیشتر غرضورزی بوده و اخباری که درباره ایران مینویسند هیچکدام درست نیست.
و از طرف دیگر به نظرم نوجوانها و جوانهای شما واقعا قابل تقدیر هستند، چون معلومات عمومی بالایی دارند و اغلب میتوانند انگلیسی صحبت کنند و از نظر چهره و صورت هم واقعا نسل زیبایی هستند.
حالا وقتی همکارانتان درباره ایران میپرسند به آنها چه میگویید؟
وقتی بعد از اولین سفرم به ایران نزد آنها رفتم، مدام درباره اینجا سوال میپرسیدند و من هر چیزی را باید بارها تعریف میکردم. ما به این نتیجه رسیدیم نقاط مشترک زیادی بین ما و مردم ایران وجود دارد که برایمان غیرقابل باور بود، چون حتی فکرش را هم نمیکردیم این همه نقطه اشتراک بین ما و شما وجود داشته باشد.
مدتی است روی همکاریهای دوجانبه در سطوح بالاتر کار میکنیم. موضوع این است که ما و دوستان ایرانیمان دنبال موارد مشترک گشته، آنها را پیدا کرده و نقاط اختلاف را رها کردهایم.
شاعران ایرانی را میشناسید؟
داستانهای هزار و یک شب را میشناسم و شهرزاد را خیلی دوست دارم. همچنین بزرگترین فرزند خلف فرانکفورت «یوهان ولفگانگ گوته» در شرح «دیوان شرق» درباره حافظ نوشته و گفته ادبیات او اثر عمیقی روی اشعارش داشته است. او تنها شاعر آلمانی است که به ادبیات ایران مشغول و احترام زیادی برای حافظ قائل بود. بنابراین حافظ را هم از طریق گوته میشناسم و فکر میکنم خیلی دوستداشتنی بوده که گوته را تا این حد به خودش جلب کرده است.
برسیم به تئاتر کودک؛ چند سال است در این زمینه فعالیت میکنید؟
تقریبا 42 سال است در زمینه تئاتر کودک فعالیت میکنم.
چه شد تئاتر کودک را انتخاب کردید؟
من ابتدا با نوجوانان و کودکان تئاتر خیابانی کار میکردم. در نوزده سالگی اولین تئاتر خیابانیام با موفقیت روبهرو شد و جایزه سراسری آلمان را برنده شدم. من در زمان تحصیل دانشگاهیام ادبیات آلمان و رشته تئاتر را انتخاب کردم و مثل یک فارغالتحصیل معمولی کارمند یک سالن تئاتر شدم.
همان زمان به این نتیجه رسیدم کار کردن با بچهها و برای بچهها و نوجوانان بیشتر به مذاق من سازگار است. بعد با گروههای تئاتری ارتباطات برقرار کردم و حدود 25 است رئیس خانه تئاتر فرانکفورت هستم.
خانه تئاتر فرانکفورت یک نهاد دولتی است؟
این خانه تئاتر به هیچ نهادی وابسته نیست. نمایشهایی که در آنجا به نمایش در میآید تحت هیچ شرایطی کنترل نمیشود و کارگردانها به صورت دلخواه کارهایشان را اجرا میکنند. خودم هم یک گروه هنری دارم که تقریبا سیزده ساله شده است و از هنرمندان و متخصصانی که به امور فنی و هنری تئاتر آشنایی دارند در آن دعوت به کار کردهام. این گروه نمایشی در سطح شهر، روستا، محلهها، استانها و حتی کشور آلمان تمام جایزهها را از آن خود کرده است. همینطور در اکثر کشورهای اروپایی کارهایمان را نمایش دادهایم. از اسلو تا یوگسلاوی، از زاگرب تا ایرلند و بسیاری کشورهای دیگر اجرا داشتهایم و امسال ما را به کشور هند هم دعوت کردهاند که حتما میرویم.
فکر میکردید با نمایش چه تاثیری میتوانید روی دنیای کودکان بگذارید؟
بستگی دارد بخواهم چه نمایشی کار کنم. اگر بخواهم یک کار سرگرمی انجام دهم، معلوم است کارهایی را انتخاب میکنم که سرگرمکننده باشد یا اگر بخواهم کارم حالت پرورشی و آموزشی داشته باشد راجع به نظافت و تمیز کردن دندانها کار میکنم؛ اما هیچ یک از اینها کار من نیست.
پس کار شما چیست؟
میخواهم به بچهها نشان دهم با تئاتر و احساساتی که به شما انتقال میدهیم به چه چیزهای بزرگی میتوانیم برسیم. خب حالا اول هنر را تعریف کنیم. معنی هنر یک تعریف انسانی است یعنی اینکه ما بتوانیم تمام احساسات داخلی و تفکرات درونیمان را به زبان بیاوریم. این را ما زمانی میتوانیم ارائه دهیم که زیبایی را بشناسیم.
هنر زیبایی است که در ادبیات، موسیقی و دیگر هنرها میتوانی آن را پیدا کنی. وقتی میخواهیم یک تئاتر خوب را نمایش دهیم باید بتوانیم نیازهای درونی بچهها را بشناسیم و به سمت آنها حرکت کنیم.
بچهها وقتی یک تئاتر خوب میبینند، احساسات آنها را دقیقا مثل آینه نشان میدهد، حس خوبی پیدا میکنند و با خود میگویند پس بزرگسالان به یاد ما هستند و این برایشان به معنای این است که ما مسائل و مشکلات آنها را متوجه شدهایم و به یادشان هستیم. درواقع، مهمترین اتفاق این است که ارتباط بین تماشاچی و اجرا برقرارشود و این هدفی است که ما باید به آن برسیم.
مثلا وقتی بچهها از پای یک برنامه تلویزیونی بلند میشوند در صورت آنها هیچ تغییری نمیبینیم، چون تلویزیون به تنهایی نمیتواند آنها را اقناع کند، ولی اگر آنها از یک تئاتر خوب برگردند روح شادابی در چهره آنها مشخص است. حتی اگر ما برای آنها موضوع سختی را کار کرده باشیم که نیاز به تفکر داشته باشد باز هم روحیه خوبی خواهند داشت.
شما چه زمانی با تئاتر کودک و نوجوان ایران آشنا شدید و این تئاتر را چگونه و در چه سطحی میبینید؟
سه بار در جشنواره کودک همدان شرکت کردهام. بار اول جزو داوران بینالملل بودم و آثار کشورهای دیگر را -که در این جشنواره شرکت کرده بودند- داوری کردم. در دوره دوم که سال گذشته بود، فقط تئاتر ایران را دیدم و امسال فقط توانستم دو اجرای خارجی و یک کار مشترک ایران و ایتالیا را ببینم و بقیه زمانم را به دیدن تئاترهای ایران پرداختم.
من متوجه شدم رشد کیفی کارهای شما سال گذشته نسبت به دو سال گذشته و امسال نسبت به سال گذشته خیلی زیاد بوده است. من سال گذشته به تعداد انگشت شمار و امسال خیلی بیشتر متوجه ارتقای کیفی سطح تئاترهایی که دیدم شدم و کارهای کودک و نوجوان در ایران اگر مانند کارهایی باشد که در جشنواره دیدم میتوان گفت در سطح استاندارد است.
ما همیشه فکر میکنیم تئاتر کودک در ایران عقب مانده و رشد نکرده است.
آدم همیشه به خودش به نگاه انتقادی مینگرد و به آنچه دارد قانع نمیشود. به نظر من تئاتر کودک و نوجوان ایران در سطح استاندارد است. حالا میخواهم درباره موسیقی تئاتر مثالی بزنم؛ سه سال گذشته من در ایران بودم. در تمام کارهایی که میدیدم یا آهنگ غربی بود یا پلیبک میکردند و افراد روی صحنه لب میزدند یا اصلا چیزهایی بود که به موضوع نمیخورد، ولی امسال موسیقیهای زیادی در تئاترها دیدم که تولید خودتان است و با آلات موسیقی خودتان ساخته شده است. این نقطه مثبت و پیشرفت خیلی خوبی است که آن را عملیاتی کردهاید منظور من نهتنها اجرای سنتی موسیقی، بلکه اجرای جدید آن است.
خیلی از گروههایی که در ایران کار میکنند مانند برخی گروههایی که در کشور من هستند یک اشکال بزرگ دارند و آن این که نگاهشان به تئوریهای آمریکاست و فراموش میکنند خودشان همه چیز دارند و میتوانند خودشان کار کنند. اگر میگویید باید امید و پیشرفت داشته باشیم باید روی پای خودمان بایستیم و از توان خودمان استفاده کنیم. چون نتیجه مثبتش را امسال دیدهایم.
اگر به شما بگویم یک جمله اساسی درباره تئاتر بگویید چه خواهید گفت؟
تئاتر مشکلی ایجاد نمیکند، بلکه مشکلها را نشان میدهد.
زینب مرتضایی فرد / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: