در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کدام بچه دهه 60 و 70 است که صداها و نقشهای دوستداشتنی کارتونهای خارجی را به یاد نداشته باشد و با مرور آنها رجعتی به دنیای پاک کودکی نکند؟
اما چرا بندرت پیش آمده که این بزرگان عرصه دوبله، در انیمیشنهای ایرانی صداپیشگی کنند؟ و سوال دوم که در امتداد همین پرسش مطرح میشود اینکه است چرا به سبک و سیاق هالیوود و سینمای غرب از ستارگان و چهرههای مشهور و محبوب سینمایی برای جان بخشی به نقشهای فیلم و مجموعههای انیمیشنی وطنی استفاده نمیشود؟ البته با نگاهی اجمالی به تاریخچه و کارنامه هنر پویانمایی در ایران، خیلی سریع به جواب روشن و واضحی میرسیم. اساسا کشور ما به دلایل مختلف نرمافزاری و سختافزاری هنوز نتوانسته به بعد صنعتی انیمیشن توجهی جدی داشته باشد و تنها موفقیتهای داخلی و خارجی انیمیشن ما به ساخت آثاری کوتاه و خلاقانه منحصر و محدود شده است. بسیاری از فیلمها و سریالهای انیمیشنی ما هنوز برای رفع تکلیف و نفس ساختهشدن تولید میشوند و به نظر هیچ برنامه و راهکار مشخصی برای جذب مخاطبان در مقیاسی وسیع ندارند. برای همین تولیدات ما در زمینه ساخت فیلم و سریال انیمیشنی هنوز به اندازه و مهمتر از آن به کیفیتی نیست که اصلا امکان دعوت از صداپیشگان قهار و توانای عرصه دوبلاژ کارتون فراهم باشد، چه رسد به اینکه سازندگان اثر بخواهند از ستارههای تلویزیون و سینما برای تیپ گویی در نقشها استفاده کنند.
جدا از این به جز تعداد محدودی، عمده ستارگان سینمای ما اهل چالش و خطرپذیری نیستند و برای اینکه حاضر به پذیرش گویندگی در انیمیشنها شوند محاسبههای مختلفی را لحاظ میکنند. از سوی دیگر کسانی هم هستند که حاضرند با مزد و منت کمتری این تجربه دلپذیر را انجام دهند و صدای ستارهوارشان را دراختیار اثری تولید داخل بگذارند.
فیلم «جمشید و خورشید» ساخته بهروز یغماییان جدا از بحث کیفیت و ساختار، دارای یک ویژگی جذاب و منحصر بهفرد است و برای اولین بار در ایران از صدای چهرههای سرشناس سینمایی همچون پرویز پرستویی، امین حیایی، ترانه علیدوستی، ثریا قاسمی، حبیب رضایی و رامبد جوان برای نقشگویی در اثری انیمیشن بهره گرفت. تا اینکه بهرام عظیمی که تجربههای موفقی در تلویزیون داشت، آستین بالا زد و با ساخت «تهران 1500» خطرات تولید اثری انیمیشنی در مقیاسهایی بزرگ را به جان خرید. البته او هوشمندانه و برای بالا بردن شانس موفقیت فیلمش در گیشه فقط به استفاده از صدای ستارگان اکتفا نکرد و حتی از چهرههای بازیگرانی همچون هدیه تهرانی، مهران مدیری، بهرام رادان، محمدرضا شریفینیا، حبیب رضایی، حسام نوابصفوی، گوهر خیراندیش و مهتاب نصیرپور برای خلق شخصیتهای کار بهره گرفت؛ شیوهای که البته با واکنش منفی برخی منتقدان مواجه شد؛ مخالفان جدا از فیلمنامه نهچندان قدرتمند اثر به حضور کلیشهای این ستارگان هم اشاره میکردند. به عنوان مثال کاراکتری که با صدا و تصویر شریفینیا در این فیلم میدیدیم، همان تیپ آشنای او در اغلب فیلمهایی است که بازی کرده بود.
اما هرچه بود تهران 1500، همانند و همشان یک فیلم سینمایی زنده و آدمیزادی! نوروز امسال اکران شد و به موفقیت خیرهکنندهای دست یافت. صدا و چهره ستارگان، کار خودش را به نفع اثر و ـ اگر خوشبینانهتر نگاه کنیم ـ هنر ـ صنعت انیمیشن در ایران کرده است. حالا میتوانیم امیدوار باشیم با افزایش تولیدات آبرومند، جذاب و تماشاگرپسند در عرصه پویانمایی، در کنار شنیدن صدای گویندگان کارکشته، باز هم شنونده صدای ستارگان سینما و تلویزیون خودمان در انیمیشنها خواهیم بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: