در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

در چنین شرایطی مرز مشخص و روشنی میان سیاستورزی و علماندوزی دانشجویان وجود نداشته و همین امر گاه باعث میشود فعالیتهای دانشگاهی فراز و فرودهای بسیاری داشته باشد.
برای بررسی حد و مرز کنشهای سیاسی دانشجویی در کشور با محمدمهدی زاهدی، وزیر علوم دولت پیشین و رئیس فعلی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی به گفتوگو نشستهایم.
در شرایط امروز کشور، دانشگاه هم کارکردی سیاسی دارد و هم آکادمیک. با توجه به سابقهای که شما در وزارت علوم و نیز به عنوان یک مدرس دانشگاه دارید، فکر میکنید چگونه میتوان میان این دو کارکرد مرزبندی انجام داد تا یکی مانع توسعه دیگری نباشد؟
همانطور که از اسم دانشگاه بر میآید، این نهاد، محلی است برای کسب دانش، دانشجو نیز شخصیتی به دنبال علم است. بنابراین محور اصلی فعالیتهای دانشگاه باید علمآموزی باشد. با این همه نباید از یاد برد که زندگی دانشجویی همهاش کسب علم و دانش نیست و دانشجویان فعالیتهایی در حوزههای سیاسی و اجتماعی نیز دارند. با این حال این دست فعالیتها نباید به اندازهای باشد که موضوع دانش را به عنوان محور اصلی، در فرع فعالیتهای دانشگاهی قرار دهد. درست است که میگوییم سیاست ما عین دیانت ماست و این دو با یکدیگر هستند، اما نمیتوان انتظار داشت که همه در کشور به این فکر باشند که سیاستمدار شوند. کشور، مدیر و فعال اقتصادی و چرخاننده کارخانهها و تخصصهای مختلف را نیاز دارد. بنابراین هرچند بین علم و سیاستورزی دانشجویان تضاد و تقابلی نیست و میتوانند در راستای یکدیگر تعریف شوند، اما در دانشگاه، اولویت با تولید علم و تربیت متخصص است.
در دیگر کشورها نسبت فعالیتهای علمی و غیرعلمی دانشگاهها چگونه برنامهریزی شده است؟
تا آنجا که من در کشورهای مختلف بررسی کردهام، بحث سیاست و فعالیت فرهنگی و اجتماعی دانشجویی اصلا مطرح نیست یا اگر هست، آنقدر کمرنگ است که تبدیل به یک جریان سیاسی و فرهنگی و اجتماعی نمیشود. در اروپا، آمریکا، آسیای شرقی و این دست کشورها دانشجو به درس میپردازد و تفریحش را هم در کنارش دارد.
در کشور ما تشکلهای دانشجویی بسیاری وجود دارند که در حوزههای مختلف از جمله عرصه سیاست فعالیت میکنند. فکر میکنید آنها باید چگونه رفتار کنند که عملا به رسالت علمی دانشگاه لطمهای وارد نشود؟
مهمترین نکته این است که تشکلها این اصل را در نظر بگیرند که «دانشجویی» بمانند. درست است که فعالیت تشکلها با سلایق مختلف به نشاط سیاسی در دانشگاه کمک میکند و دغدغههای مختلف پیگیری میشود، اما باید توجه کرد که اصل و ریشه این تشکلها دانشجویی است و باید از آن محافظت کرد.
دولت در این خصوص چه نقشی میتواند ایفا کند؟
در درجه اول دولت کاری با فعالیت تشکلهای دانشجویی نداشته باشد و بگذارد دانشجویان کار خود را انجام دهند. دانشجویان شخصیتهایی فهیم، پخته و خلاق هستند و حتی در زمینههای سیاسی نوآوریهای خاص خود را دارند پس باید اجازه داد که فعالیت خود را داشته باشند.
اما در درجه دوم، دولت باید بسترهای لازم را برای فعالیت دانشجویی به دور از تنگنظریها مهیا کند. البته تشکلهای دانشجویی هم باید در چارچوب قوانین حرکت کنند. در کشور ما تنها خط قرمز برای فعالیت دانشجویی، رعایت قوانین است که باید به آن احترام گذاشت.
همچنین باید این مهم را مدنظر قرار داد که قرار نیست تشکلهای دانشجویی حتما سیاسی باشند. تشکلهای فرهنگی، علمی و قرآنی هم در دانشگاهها وجود دارد که روسای دانشگاهها و مسئولان میتوانند زمینه رشد بیش از پیش آنها را فراهم کنند.
فعالیت سیاسی استادان دانشگاه چگونه باید تعریف شود که عملا تضادی با محوریت علم و دانش نداشته باشد؟
آنها هم بهتر است در چارچوب تشکلها فعالیت کنند اما با توجه به اینکه شرایط آنها با دانشجویان متفاوت است و مثل آنها روحیه جوانی ندارند، بهتر است در قالب انجمنهای علمی سامان یابند. انجمنهایی که کارکردهایی چون برگزاری همایشها، کنفرانسها و کارگاههای علمی داشته و میتوانند نقش مهمی در پرورش دانشجویان ایفا کنند.
بنابراین با توجه به شخصیت استادان که کمتر درگیر برخی مسائل میشوند، بهتر است فعالیت تشکلهای مرتبط با آنها نسبت به فعالیت تشکلهای دانشجویی کمدامنهتر و در عین حال فعالانه و علمی باشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: