jamejamonline
ایام عمومی کد خبر: ۶۲۲۹۰   ۱۷ فروردين ۱۳۸۴  |  ۰۶:۲۶

روزی آیت الله بروجردی که تازه به قم آمده بود، توسط کسی از آشنایان به یکی از آبادی های اطراف دعوت شد.


آن روز نوجوانی به نام محمد نیز، که پدرش از نزدیکان آیت الله بود ، حضور داشت. آن نوجوان مشغول خواندن ادبیات عرب در حوزه بود.
آیت الله چند سوال از او پرسید و محمد همه را بلافاصله پاسخ داد.
آیت الله خشنود شد و به او 50 تومان جایزه داد که آن زمان مبلغ معتنابهی محسوب می شد. این پیشامد و تشویق آن مرجع بزرگ در روحیه او تاثیر شگرفی بر جای گذاشت .
استوانه های حوزه که عموما جزو ریش سفیدها و میان سالان بودند، در مکتب آیت الله بروجردی زانو زده و از فیض این چشمه جوشان بهره مند می شدند.
ناگاه جوانی 19 ساله به آن حلقه وارد شد، حاضران با تعجب به یکدیگر نگاه کردند: حتما امروز را از سر کنجکاوی آمده و تکرار نخواهد شد... ولی این حضور در روزهای بعد نیز ادامه یافت.ایام فاطمیه بود و در منزل آنها نیز مجلس عزا برپا.
روزی آیت الله بروجردی هم به آن مجلس مشرف شد. محمد مشغول پذیرایی از میهمانان بود. به آیت الله بروجردی که رسید با لبخند گرم ایشان روبه رو شد.
بروجردی با لحنی آمیخته به تعجب خطاب به پدر محمد گفت:«ایشان هم در درس شرکت می کند؛» شاید سن کم او موجب شگفتی آیت الله شده بود.
پدر که این نکته را دریافت ، پاسخ داد: محمد نه تنها در درس شما حضور می یابد بلکه تمام مطالب آن را به عربی می نویسد.
آیت الله با شگفتی آن تقریرات را خواست و حدود نیم ساعت بدون سخن به دقت آنها را مطالعه کرد و گفت : هیچ فکر نمی کردم که او با این سن کم به این خوبی به تمام رموز و خصوصیات درسها آشنا باشد و مخصوصا آنها را در قالب عباراتی جالب توجه از نظر تفهیم و تفهم و آن هم به زبان عربی به رشته تحریر درآورد.
از آن پس او همواره مورد لطف استاد بود و هر از گاهی آیت الله ، نوشته های وی را می خواست و پس از مرور بازپس می داد تا وقتی که به 400 500 صفحه رسید ، با ملاحظه و دستور مرحوم بروجردی در سال 1336 شمسی جلد نخست آن به نام نهایهالتقریر چاپ و منتشر گردید و این زمانی بود که محمد فقط حدود 25 سال داشت و این از نبوغ و هوش سرشار او حکایت می کرد.
چند سال بعد نیز جلد دوم این کتاب چاپ شد. حجت الاسلام والمسلمین محسنی ملایری از نزدیکان مرحوم بروجردی می گوید: هر وقت صحبت کتاب نهایهالتقریر می شد از آن مرحوم می شنیدم که درباره آیت الله فاضل لنکرانی می فرمود:«این طلبه جوان ، این مجتهد جوان» و من این تعبیر را مکرر از ایشان شنیدم و ایشان بارها می فرمود: من از دنیا می روم و آنچه از من باقی می ماند، همین کتاب است.
محمد فاضل لنکرانی در سال 1310 در خانواده ای روحانی پا به عرصه وجود نهاد. پدر او مرحوم آیت الله حاج شیخ فاضل لنکرانی نه یک روحانی عادی که از محترم ترین اساتید حوزه به شمار می رفت.
او که از مهاجران قفقاز بود، سالها در مشهد و زنجان به تحصیل و تدریس اشتغال داشت و یک سال پس از تاسیس حوزه قم وارد این شهر شد و بعدها به دلیل سطح بالای علمی به شورای استفتای آیت الله بروجردی برگزیده شد.
او از چنان فضایل معنوی و دقت و احتیاطی برخوردار بود که عالم محتاطی ، همچون آیت الله العظمی بروجردی وصیت کرد پس از فوتش سهم امامی که نزد او باقی خواهد ماند توسط فرزند بزرگ معظم له و آیت الله حاج شیخ فاضل لنکرانی به مصرف حوزه های علمیه برسد. با توجه به دقتی که مراجع تقلید در مصرف سهم امام (علیه السلام) دارند ، این اقدام عالمی همچون آیت الله بروجردی نشاندهنده میزان اعتماد آیت الله به او و نیز مبین درجه زهد و تقوای مرحوم لنکرانی می باشد.
همچنین بعد از این که آیت الله بروجردی ، مسجد اعظم قم را تاسیس نمودند، از ایشان خواستند ظهرها در آنجا اقامه جماعت کنند و این امر تا بعد از حیات مرحوم بروجردی نیز ادامه داشت. محمد در چنین خانواده ای رشد یافت.
او در کودکی علی رغم این که در تحصیلات دبستانی از خود استعداد فراوانی نشان داد ولی از ادامه تحصیل در دبیرستان صرف نظر کرد و از آنجا که سخت تحت تاثیر جاذبه و معنویت پدر قرار گرفته بود ، دلباخته راه او شد و تصمیم گرفت روش او را ادامه دهد.
عامل دیگر علاقه او به دروس حوزوی این بود که یکی از دوستان بسیار عزیز دوران ابتدایی که با او سابقه ارتباط معنوی و عاطفی داشت یعنی حاج سیدمصطفی خمینی هم این راه را انتخاب کرد.
لذا ایشان می گویند: وجود این دوست عزیز در شدت علاقه ما به راهی که در پیش گرفته بودیم نقش مهمی داشت و از همان اوان به کمک یکدیگر و به عنوان دو هم مباحثه مشغول تحصیل شدیم.
در 13 سالگی به جمع طلاب حوزه علمیه پیوست و با جدیت فراوان ، آن گونه درس خواند که دوره 9 8 ساله ادبیات و سطوح را در 6 سال به پایان برد و در 19 سالگی در حلقه مشتاقان درس آیت الله بروجردی جای گرفت و به زودی به مرتبه ای رسید که آیت الله بارها به اجتهاد او تصریح کرد: سخن حجت الاسلام محسنی ملایری در این زمینه پیشتر گذشت.

علاقه بروجردی به لنکرانی

محمد به سرعت طرف توجه مرحوم بروجردی قرار گرفت و 11 سال به طور مداوم در محضر درس او شرکت کرد و آن مرجع بزرگ به او علاقه ویژه ای پیدا نمود تا بدانجا که روزی در مورد این طلبه جوان به اقدامی شگفت انگیز و کم نظیر دست زد.
داستان از این قرار است که : بعد از چاپ کتاب نهایهالتقریر ، مرحوم آقای بروجردی به همین جهت پول خوبی به آیت الله فاضل (پدر محمد) دادند و فرمودند: برای آشیخ محمد منزل بخرید و این در زمانی بود که منزل پدری آقای فاضل بسیار شلوغ بود و ایشان به خانه ای مستقل و خلوت ، نیاز مبرم داشتند.
اهمیت این قضیه آنگاه روشن می شود که بدانیم برای یک طلبه فاضل ، بسیار کم اتفاق می افتد که مرجع تقلید پول خانه او را بدهد ، زیرا یک مرجع آنگاه چنین پولی می دهد که مطمئن باشد او در آینده به درد اسلام و حوزه خواهد خورد.
جالب این که پدر محمد به وی می گوید: آقاشیخ محمد، این پول را آقای بروجردی برای خرید منزل شما داده اما وضع زندگی ما خوب نیست ; ما این پول را با هم در زندگی مصرف می کنیم و در عوض 2 دانگ خانه مسکونی خود را شرعا به شما می دهم.
ایشان نیز که تسلیم محض پدر و مادر بود ، در عین احتیاج مبرم به خانه مستقل ، هیچ مخالفتی نمی کند و به راحتی از پول مزبور، که در آن زمان می توانست با آن ، خانه خوبی برای خود خریداری کند ، می گذرد و می گوید: هر طور که شما صلاح می دانید.
نزدیکان او ، همه نقل می کنند که آیت الله فاضل در مقابل پدر تا آخر عمر به عنوان یک خادم بود.
محمد تا هنگام فوت مرحوم بروجردی خوشه چین دریای بیکران علم او بود و همزمان در جلسات درس امام خمینی نیز شرکت می کرد و در طول 7 سال یک دوره درس اصول را نزد ایشان تلمذ کرد و همچنین یک دوره فقه را نیز در محضر آن بزرگوار گذراند و در مجموع 9 سال در درسهای امام راحل حضور یافت.
او پیرامون نحوه آشنایی با امام می گوید: چون حضرت آیت الله بروجردی مخصوصا در اواخر عمرشان تنها به تدریس یک درس در روز بسنده می کردند و یک درس برای یک جوینده علم کافی نیست ، در فکر شرکت در درسهای دیگری بودم که شنیدم امام بزرگوارمان تازه شروع به تدریس اصول فرموده اند.
من بدون کوچکترین سابقه از نحوه درس و طرز بیان و کیفیت القاء مطالب ایشان ، در درس معظم له شرکت جستم و پس از چند روز احساس کردم گمشده ای را که مدتها دنبال آن به هر دری می زدم پیدا کرده ام و ایشان با بیان جالب و فکر صائب خود ، بدون اعوجاج و هیچ گونه انحرافی از اصل مطلب ، آن هم با تسلط کافی که در فنون مختلف مخصوصا در فلسفه و عرفان و مسائل دیگر داشتند و با توجه به وجود ارتباط کامل میان بعضی از مسائل اصول با فلسفه ، مطالب را طوری القا می فرمودند که چون آفتاب برای انسان روشن و آشکار می شد.
او حضور در درس امام خمینی را از شیرین ترین دوران زندگی خود می داند زیرا: گاهی درس ایشان به 1.5 ساعت می رسید ، بدون این که خودشان یا شاگردان احساس خستگی بکنند.
دقتها و تحقیقات و نکاتی که ذهن مستقیم و صائب ایشان آنها را اقتضا و توجه کرده بود به قدری شیرین و قابل قبول بود که شاید هیچ نقطه ابهامی باقی نمی ماند... من هنوز شیرینی جلسات بحث ایشان و آن خاطره از ذهنم بیرون نمی رود... این امر یکی از افتخاراتی بود که خداوند نصیب من کرد که بتوانم از محضر امام بزرگوار استفاده کنم.

علاقه امام خمینی به او

همدرسی با مرحوم آقاسیدمصطفی خمینی و حضور فعال و مستمر در درسهای امام خمینی موجب شد تا رهبر انقلاب نسبت به ایشان عواطف و علاقه مخصوصی داشته باشند.
پیرامون علاقه امام به او داستان های زیادی نقل شده که جریان زیر نیز به نقل از فرزند ایشان (حجت الاسلام والمسلمین جواد فاضل لنکرانی) خواندنی است :
آن موقع که پدر به طور همزمان دبیری جامعه مدرسین و دبیری شورای مدیریت حوزه را بر عهده داشتند یکی از آقایان مسوولان در مصاحبه ای مطالب نامناسبی پیرامون حوزه گفته و بعضی از حرفهای خود را به امام منتسب کرده بود.
روزی به همراه پدر برای ملاقات امام به جماران رفتیم. من پس از بوسیدن دست امام از اتاق خارج شدم.
سپس امام و مرحوم حاج سیداحمدآقا و آقای فاضل جلسه خصوصی تشکیل دادند.
پس از ملاقات ، ایشان به من گفت : به امام عرض کردم مگر حضرتعالی مرا نمی شناسید؛ فرمودند: چرا. عرض کردم مگر شما در حوزه ، ما را به عنوان مسوول قرار ندادید؛ گفتند: چرا ، عرض کردم مگر من هر ماه یک بار گزارش حوزه را حضورا به شما عرض نمی کنم؛ گفتند: چرا، همه اینها درست است.
(پس از این سوال و جوابها با لحن تندتر سوالی کرده بودند که وقتی برای من نقل کردند اشک در چشمانشان جمع شد که من چرا با امام تند صحبت کردم).
به امام عرض کردم : پس این چه حرفهایی است که فلانی از قول شما نقل کرده است؛ امام پرسیدند: فلانی چه گفته؛ عرض کردم : با روزنامه مصاحبه کرده و گفته امام راجع به حوزه فلان حرف و بهمان نظر را دارد.
این چه حرفی است شما راجع به حوزه زده اید؛ امام فرمودند: آقای فاضل ، آن روز که این آقا آمد پیش من این احمد حاضر بود; من چنین حرفی نزدم.بیخود این حرف را از قول من نقل کرده.
من اگر راجع به حوزه مطلبی داشته باشم باید به شما بگویم. من به شما همان علاقه ای را دارم که به مصطفی داشتم و رفتاری را که با مصطفی داشتم با تو دارم و تعبیر ایشان این بود که من تو را از کوچکی بزرگ کرده ام و همین طور هم بود.
(وقتی پدر این مطلب را برای من نقل کردند ، دیگر کاملا منقلب شده بودند.) آیت الله فاضل در مناسبتی دیگر ، از روابط عاطفی خود با امام خمینی بیشتر پرده برمی دارد: ارتباط ما با امام خمینی ، مثل ارتباط اعضای یک خانواده بود و یک نوع عواطف خاصی نسبت به من داشتند و متقابلا من نسبت به ایشان.
علاقه حضرت امام نسبت به ایشان روزافزون بود آن گونه که امام در سال 56 در پاسخ تسلیت آیت الله فاضل به مناسبت شهادت آیت الله سیدمصطفی خمینی با عبارت:«ان شاؤالله تعالی موفق به خدمت به حوزه های اسلامی باشید و افاضل از برکات شما بهره مند شوند».
اعتماد علمی فراوان خود را به ایشان اعلام کردند.
توجه و اعتقاد علمی امام به آیت الله فاضل در حدی بود که نقل است ایشان دستور دادند:
1- برخی از کتابهای بسیار مهم علمی شان قبل از چاپ ، مورد ملاحظه آیت الله فاضل قرار گیرد و بعد از دیدن ایشان چاپ گردد. این مطلب در قلمرو مباحث علمی و تخصصی حاکی از اعتماد بسیار قوی امام به آیت الله فاضل بوده است.
2- هنگامی که تقریرات درسی ایشان را ملاحظه کرده بودند ، فرمودند من خودم که گوینده این مطالب هستم به خوبی ایشان نمی توانم بنویسم.
3- یکی از تقریرات مفصل درس امام که توسط آیت الله فاضل تحریر گردیده از مباحث طهارت است که اتفاقا خود امام آن را ننوشته اند و با آن بحث ، موضوع طهارت کامل شده است.
این نوشته را امام از ابتدا تا انتها دید و در تمام این کتاب فقط در یک مورد یک سطر مطلبی را مرقوم فرمودند. این یعنی تمام آنچه که ایشان نوشته دقیق و عمیق است.
اما اعتماد مطلق و کامل امام خمینی زمانی به نمایش درآمد که وصیت کردند بعد از ایشان وجوه شرعیه ای که در اختیارشان مانده بود توسط آقای فاضل و شورای مدیریت به مصرف حوزه برسد و بعد از رحلت امام با اقدام مرحوم حجت الاسلام سیداحمد خمینی تا 27 ماه شهریه امام خمینی توسط حضرت آیت الله فاضل لنکرانی پرداخت شد.
این نظیر وصیت آیت الله بروجردی به پدر ایشان بود که پیشتر گذشت.

علاقه آیت الله فاضل به امام

قبلا دیدیم که آقای فاضل شیرین ترین دوران زندگی خویش را سالهایی می داند که در جلسه درس امام خمینی شرکت می کرده است.
او به امام علاقه فراوان داشت و این علاقه روزافزون بود. حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمد بجنوردی می گوید: حضرت آیت الله فاضل علاقه شدیدی به امام داشتند و واقعا مرید و عاشق ایشان بودند.
شاید بتوانم این قضاوت را بکنم که آن علاقه ای که آیت الله فاضل به حضرت امام داشتند این را در شخصیت دیگری ندیدم.
هم از نظر علمی و هم از جهات ربانی و اخلاقی و عرفانی ، چون حقا او را انسان کامل می دانستند.
میزان علاقه و اعتقاد آقای فاضل به امام خمینی تا جایی است که به قول بجنوردی:«ایشان در گذشته یکی از پایه گذاران مرجعیت حضرت امام بودند. بنده یادم هست ، آن روزها ما یک طلبه جوان بودیم و بعد از رحلت آیت الله بروجردی که دنبال انتخاب مرجع بودیم ، یکی از افراد مطمئن و منبع سوال ما، آیت الله فاضل بود.
ایشان همان زمان هم اعتقاد داشتند که نه فقط به لحاظ سیاسی بلکه از جهت علمی هم امام اعلم هستند.
بارها به من می گفتند امام از بعضی شخصیت هایی که در نجف هستند اعلمند. الان هم فکر می کنم در بین مراجع تنها درسی که به گستردگی ، مبانی فقهی و اصولی امام در آن مطرح می شود درس ایشان است... شاید در درس مراجع دیگر هم مبانی امام مطرح شود ولی در این حد و گستردگی نیست.
حجت الاسلام والمسلمین نورمفیدی نماینده ولی فقیه در استان گلستان نیز این مطلب را از منظر دیگری بیان می کند: اساسا آیت الله فاضل معتقدند حضرت امام از نظر علمی در حوزه ها مظلوم واقع شده اند و چهره مبارزاتی امام ، جنبه علمی ایشان را تحت الشعاع قرار داده است و شاید آیت الله فاضل برای مطرح کردن مبانی امام ، تحریرالوسیله را شرح کردند.

تلاش و نشاط علمی

آیت الله فاضل از اوان نوجوانی تاکنون لحظه ای از کوشش و تکاپوی علمی دست نشسته و طی دهها سال با جدیت به این امر پرداخته است.
این نشاط علمی در ساحتهای گوناگون خود را نمایانده که به ذکر گوشه هایی از آن می پردازیم:
1- تدریس : ایشان همواره در کنار درس خواندن به تدریس نیز می پرداخت و در سالهای دوم یا سوم تحصیلی یعنی از 15 16 سالگی به پرورش شاگردان مبادرت ورزید.
ابتدا در کلاسهای او70 80 نفر حضور می یافتند و در 19 سالگی جلسات درسش آنقدر گسترش یافته بود که اغلب صدها نفر در آن حاضر می شدند.
از آیت الله فاضل نقل است که یک وقت من بحث ارث از کتاب شرح لمعه را درس می دادم ، حدود 70 - 80 نفر از طلاب حوزه آن روز (حدود 50 سال پیش) به درس من می آمدند که سن من از همه آنها کمتر بود.
به تدریج آوازه نبوغ و برجستگی علمی ایشان فراگیر شد و حتی موجب پاره ای شوخی ها نزد بزرگان حوزه نیز گردید.
مرحوم آیت الله بدلا از بزرگان صاحبدل حوزه علمیه قم پیرامون شهرت علمی آیت الله محمدفاضل در کتاب خاطرات خود جریان شیرینی زیر را نقل می کند.
او می گوید:«وقتی مراجعات اجتماعی مرحوم بروجردی و استفتاؤ از ایشان فزونی گرفت ، جلسه استفتائی تشکیل دادند.
این جلسه به صورت مستمر در منزل ایشان تحت عنوان جلسه استفتائات ترتیب می یافت که بنده هم در آن شرکت می کردم و ریاست آن را آقای فاضل (پدر آقای شیخ محمد فاضل لنکرانی که در حال حاضر در شمار مراجع هستند) به عهده داشتند....
یک بار ، یکی از مسائل مشکل را برای تحقیق آوردند تا ما روی آن کار کنیم. ما هم با کمک منابع موجود ، از جمله جواهرالکلام و وسائل الشیعه ، تحقیقاتی انجام دادیم و حاصل آن را خدمت مرحوم بروجردی ارائه کردیم.
ایشان شبهه هایی به نظرشان رسید; مطرح کردند. ما ناچار شدیم دوباره تجدیدنظر کنیم و مجددا خدمت ایشان برسیم.
روال کار هم بدین نحو بود که ما نوشته هایمان را در اختیار آقای فاضل قرار می دادیم و او هم در جنب آقای بروجردی می نشست و مطالب را به ایشان ارائه می نمود.
بعد از این که مساله غامض فوق الذکر را مورد تجدیدنظر قرار دادیم ، در اختیار آقای فاضل گذاشتیم و ایشان هم در اختیار مرحوم آقای بروجردی گذاشتند.
از قضا این بار ، جواب ، مورد پسند آقای بروجردی قرار گرفت.
آن مرحوم به شوخی خطاب به آقای فاضل گفتند:«به گمانم شما دیشب با محمد آقایتان این مساله را بحث کرده اید و به نتیجه رسیده اید!» (ظاهرا از همان موقع یعنی حدود چهل سال پیش نبوغ و استعداد آقا شیخ محمد فاضل لنکرانی ، برای آقای بروجردی مشخص بوده و حتی ایشان را از پدرش در فقه و اصول قوی تر می دانسته است.
تقریرات درس آقای بروجردی هم به قلم آقای شیخ محمد فاضل در زمان حیات مرحوم بروجردی نگاشته و چاپ شد و به نظر آن مرحوم هم رسید و مورد پسند ایشان قرار گرفت».
2- در دهه 40 محمد جزو مدرسان بزرگ و سرشناس حوزه بود و در درس کفایهالاصول او (که آخرین کتاب سطح عالی و دشوارترین کتاب آن دوره است) بیش از 600 نفر شرکت می جستند و چون مطالب آن جلسات بر روی نوار ضبط می شد، هنوز هم آن نوارها مورد مراجعه طلبه های جوان می باشد.
در اوایل دهه 50 ، تدریس در عالی ترین مقطع تحصیلی حوزه را آغاز کرد و به تدریج صوت و صیت آیت الله محمد فاضل لنکرانی در حوزه ها پیچید و این در شرایطی بود که بسیاری از شاگردان ، از استاد 30 40 ساله خود سالمندتر بودند.
هم اکنون با گذشت حدود 30 سال همچنان بی وقفه به تدریس درس خارج فقه و اصول مشغول بوده و تحت هیچ شرایطی حوزه را رها نکرده است حتی یک وقت شهید بهشتی از ایشان گله کرده بود که شما برای کمک به ما تهران نمی آیید و ایشان پاسخ داده بود: شماها حوزه را رها می کنید و از توجه عمیق به آن غافلید و در حوزه دیگر کسی نمانده که من به تهران بیایم.
امام نیز به حضور ایشان در قم خیلی عنایت داشتند.
مرحوم حاج احمدآقا خمینی می گفت : ما هر وقت لازم بود برای عده ای نامه بفرستیم و کاری رجوع کنیم ، اسم آقای فاضل را هم به امام می دادیم و امام به اسم آقای فاضل که می رسید می فرمود: ایشان باید در حوزه باشد.
این امر نشانگر دوراندیشی امام است که از اول متوجه بودند حوزه در آینده به چنین شخصیتی نیاز دارد.
2- تالیفات : در کنار تدریس ، آنچه به عنوان جلوه ای دیگر از نشاط و تکاپوی علمی ایشان به شمار می رود ، کتابهای تخصصی و علمی اوست که امروزه در حوزه ها مورد بحث و استفاده قرار می گیرد.
ایشان حدود 32 عنوان کتاب تالیف کرده اند که در مجموع بیش از 80 جلد را شامل می شود. در زیر به توضیح بعضی از این عناوین می پردازیم :
نهایهالتقریر: قبلا پیرامون این اثر و اعتبار علمی آن سخن گفتیم. این کتاب مجموعه تقریرات ایشان از درسهای آیت الله بروجردی است که در 25 سالگی پس از ملاحظه آن مرحوم و با دستور ایشان به چاپ رسید.
اثر مزبور در زمان انتشار ، انعکاس وسیعی در حوزه های علمیه کشور داشت زیرا باتوجه به سن کم نویسنده و غنا و متانت علمی کتاب ، فضلای حوزه نمی توانستند باور کنند یک جوان بیست و چند ساله از پس تالیف چنین اثر سترگی برآمده باشد تا آنجا که آیت الله فاضل پیرامون این ناباوری می گوید: روزی پدر به منزل آمدند و ناراحت بودند.
علت ناراحتی را پرسیدم ، فرمودند: فلان آقا که از علمای بزرگ هم هست مرا دیده و می گوید: فلانی این هم شد کار که شما کتابی را بنویسی و به نام پسرت چاپ کنی؛ هرچه گفتم : والله حتی یک کلمه را من ننوشته ام و همه را شخص محمد زحمت کشیده و نوشته است. او باور نکرد.
اما وقتی داوری از سوی مراجع تقلید کنونی باشد ، این اثر جلوه ای دیگر می یابد.
در این زمینه حجت الاسلام والمسلمین جواد فاضل لنکرانی خاطره زیر را نقل می کند: روزی در کتابخانه خصوصی مقام معظم رهبری خدمت ایشان رسیدم.
بعد از صحبت ها ، ایشان برخاستند و از یک قفسه ، کتابی را آوردند.
ابتدا تعجب کردم که چه کتابی را می خواهند بیاورند؛ بعد فرمودند: این کتاب پدر شماست.
ایشان سپس یادداشت خود در صفحه اول کتاب را نشان دادند که به عربی مرقوم داشته بودند:«من در سال 1378 قمری (حدود 48 سال قبل) وقتی از مشهد به قم آمدم ، شنیدم آقای بروجردی درس صلوه را گفته و آقای فاضل لنکرانی هم نوشته اند و چاپ شده است لذا به بازار رفتم و آن را به فلان مبلغ خریدم».
این امر نشان می دهد که آن موقع هم اعتبار این کتاب خیلی مطرح بوده است. همچنین از آیت الله العظمی وحید خراسانی از مراجع بزرگوار تقلید نیز نقل شده که فرمودند: من در درس خرد نظرات آقای بروجردی را از کتاب نهایهالتقریر نقل می کنم (و به طور طبیعی یک مجتهد مثل آقای وحید گاهی نظر آقای بروجردی را قبول و گاه رد می کند).
وقتی من به نظر آقای بروجردی اشکال می کنم ، بعد از درس طلبه ها سراغ من می آیند و گاهی می گویند: شاید این کسی که نظر آقای بروجردی را تقریر کرده ، (یعنی آیت الله فاضل لنکرانی) اشتباه نوشته باشد (زیرا این کتاب تقریرات درس آقای بروجردی است و تقریر یعنی آنچه شاگرد از نظریه استاد می فهمد) اما من به شاگردانم گفته ام من در حق این تقریرکننده احتمال اشتباه نمی دهم.
3- کتاب تفصیل الشریعه: قبلا پیرامون علاقه و اعتقاد آیت الله فاضل لنکرانی به مرحوم امام خمینی (ره) سخن راندیم و دیدیم که آیت الله فاضل در دروس خود از مبانی فقهی و اصولی ایشان بیشترین بحث را طرح می کنند و به دلیل اعتقادی که به مظلومیت علمی امام خمینی دارند ، کار عظیم کتاب تفصیل الشریعه را در شرح تحریرالوسیله آغاز کردند که تاکنون 30 جلد از آن تالیف شده که 26 جلد آن نشر یافته است و یکی از آرزوهای ایشان این است که بتواند شرح مزبور را به اتمام برساند.
این کتاب علاوه بر شهرت و انتشار در حوزه های علمیه ایران ، در حوزه های علمیه کشورهای عرب و خلیج فارس هم شهرت فراوانی دارد.
از حضرت آیت الله آقای سیدکاظم حائری (از مراجع کنونی ) نقل است که در بین کتابهای استدلالی که پیرامون مباحث حج نوشته شده ، کتاب آقای فاضل بهترین کتاب است.
از سوی دیگر امام خمینی نیز به این اثر توجه ویژه داشتند. حجت الاسلام والمسلمین نورمفیدی امام جمعه گرگان پیرامون توجه حضرت امام به کتاب مزبور می گوید:«زمانی که امام از تبعید برگشتند و به قم آمدند از آیت الله فاضل برای جلسه استفتائات دعوت کردند ، اما ایشان به امام عرض کردند اگر به آنجا بیایم از کار اصلی ام که شرح تحریرالوسیله است باز می مانم ، امام هم فرمودند: شما همان کار را انجام دهید.
معلوم می شود امام این شرح را دیده و روی آن عنایت داشته اند.
از آیت الله العظمی وحید خراسانی نیز نقل است که پیرامون این کتاب فرمودند: این از شانس های بزرگ آقای خمینی است که شخصیتی مثل آقای فاضل شرح کتاب ایشان را نوشته است.
همچنین از برخی نزدیکان مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی نقل شده که معظم له با دیدن برخی از مجلدات این کتاب ، از مقام علمی و برجستگی فقهی ایشان ، تقدیر وافری نموده بودند.
4- ائمه اطهار یا پاسداران وحی در قرآن کریم : آثار آقای فاضل فقط محدود به حوزه مسائل فقهی نیست ، بلکه نیازهای فکری جامعه و نسل جوان را نیز در بر می گیرد. ایشان به تناسب شرایط روز نیز آثاری را نگاشته اند که کتاب ائمه اطهار یا پاسداران وحی از آن جمله است.
پس از انتشار کتاب شهید جاوید این اثر مشترکا با آیت الله شهاب الدین اشراقی (داماد حضرت امام خمینی) تالیف شد زیرا آن دو بزرگوار در کتاب مزبور ، اشکالاتی دیدند لذا در ثلث پایانی این کتاب به نقد آن پرداختند ، اما در شرایطی که باند منحرف و توطئه گر مهدی هاشمی شدیدا دست اندرکار ترور افراد مختلف اعم از روحانی و دانشگاهی بود و از جمله آیت الله شمس آبادی را به دلایل ! مختلف ازجمله به جرم ! مخالفت با نظریه کتاب شهید جاوید به طرز فجیعی به شهادت رسانده و در چاه انداخته بود ، این کار بس خطرناک می نمود ، اما آیت الله فاضل اعتقاد داشت:«سر که نه در راه عزیزان بود ، بار گرانی است کشیدن به دوش» و:«سر خم می سلامت ، شکند اگر سبویی» ! لذا دست به کار تالیف این کتاب شد.
نقل است که مرحوم پدر آقای فاضل چندین بار گفتند چاپ این کتاب برای شما خطر دارد ، از انتشار آن خودداری کنید و ایشان بعد از 2 مرتبه سکوت و احترام به پدر ، مرتبه سوم در جواب گفتند ، در صورتی که ما احساس تکلیف کنیم چه می فرمایید؛ پدر نیز گفتند: با این حال ، من دیگر مانع نمی شوم.
آیت الله العظمی فاضل لنکرانی در این زمینه زمینه های تالیف این کتاب می گویند: وقتی کتاب شهید جاوید منتشر شد ، دیدیم نویسنده این کتاب برای این که کتابش انتشار پیدا کند می خواهد از امام مایه بگذارد.
آن موقع آقای اشراقی هم خدا رحمتش کند قم بود ، به ایشان گفتم یک شب نویسنده این کتاب را دعوت کنیم و یک سلسله سوالاتی راجع به این کتاب از ایشان داشته باشیم.
شب سه شنبه ای قرار شد ایشان به منزل آقای اشراقی بیاید ، من هم باشم و سه نفری بنشینیم و بحث کنیم.
ایشان در آن قرار نیامد. ما دنبال کردیم و قرار شد سه شنبه آینده بیاید. در آن روز هم ما مطالبی به آن سوالات خودمان اضافه کردیم و باز نیامد. مجددا قرار شد ملاقاتمان برای سه شنبه هفته بعد باشد.
باز ما یک سلسله مطالبی را اضافه کردیم و منتظر بودیم که باز هم ایشان نیامدند.
من به آقای اشراقی گفتم حالا که این طور شد ، بیایید این مطالب را با هم تکمیل و منتشر کنیم و به این ترتیب ما پاسخ این کتاب را دادیم.
ولی چاپ این کتاب نیز خود قصه ای دارد و جز با امدادهای الهی صورت نگرفته است. آیت الله العظمی فاضل پیرامون نحوه انتشار کتاب نیز می گویند: اینجا یک شبه کرامتی هم در کار بود.
وقتی این کتاب را نوشتیم ، من که پول نداشتم آن را چاپ کنم ، آقای اشراقی با این که وضع مالی خوبی داشتند ولی هم در آن شرایط پولی در اختیار نداشت که چاپ کند در نتیجه کتاب روی دستمان ماند.
یک شب مرحوم آقای بروجردی را در خواب دیدم در اتاقی روی تشکی که شاید یک وجب ضخامت داشت ; با یک لباس بسیار فاخر نشسته و حاج احمد خدمتکار ایشان هم مقابلش ایستاده بود ، ما وارد شدیم و چند دقیقه نشستیم و پا شدیم که خارج شویم ، ایشان مرا صدا زد و اشاره کرد که بیا جلو ، رفتم.
ایشان خم شد و از زیر تشکش یک اسکناس 100 تومانی که آن موقع خیلی پول بود به من داد و گفت : این صد تومان را بگیرید و صرف چاپ کتاب کنید. از فردای آن روز ، راه برای ما باز شد. دیدیم دیگر می توانیم کتاب را چاپ کنیم.
تالیف این کتاب در آن زمان از حیث دفاع از ساحت اهل بیت و بویژه حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام چنان اهمیتی داشت که پدر آیت الله فاضل لنکرانی در روزهای آخر عمر به ایشان گفته بود ، در سرای آخرت ، امیدم به این کتاب تو می باشد.

بازتاب انتشار کتاب

وقتی کتاب شهید جاوید چاپ شد ، برای عده ای این توهم و تبلیغات بود که طرفداران امام به این کتاب تمایل و اعتقاد دارند و طلاب طرفدار امام «طلاب شهید جاویدی» هستند که البته دست ساواک هم در پخش این شایعه محسوس بود ، اما پس از انتشار کتاب پاسداران وحی این شایعه کاملا خنثی شد. حجت الاسلام والمسلمین سیدحسین خمینی نواده حضرت امام و فرزند آیت الله شهید سیدمصطفی خمینی نیز می گوید: خود حاج آقا شهاب (اشراقی داماد امام خمینی) به من گفت : آقای حاج آقا مصطفی به ما (اشراقی و فاضل لنکرانی) گفت شما چنین کتابی (را در رد کتاب شهید جاوید) بنویسید.
3- آیت الله العظمی فاضل نیز در این مورد می گویند: روزی حاج آقا مصطفی خمینی فرزند حضرت امام گفتند: ما از شما خیلی ممنون و بسیار خوشحالیم که این اتهام را از امام و بیت ایشان دور کردید زیرا این توهم وجود داشت که ما طرفدار این کتاب هستیم ، اما با تالیف این کتاب توسط شما (که شاگرد درجه یک آیت الله خمینی هستید) و آقای اشراقی (که داماد ایشان است) ، کلا این شایعه زدوده شد.
معظم له کتاب «اهل بیت یا چهره های درخشان در قرآن کریم» را هم به طور مشترک با مرحوم آیت الله اشراقی نگاشتند.

سایر آثار ایشان عبارت است از:

1- مدخل التفسیر در علوم قرآن (عربی)

2- تفسیر سوره حمد (عربی)

3- تقیه مداراتی (فارسی)

4- آیین کشورداری از دیدگاه امام علی (ع) تحقیق و تحلیل در عهدنامه مالک اشتر (این کتاب به زبانهای آذری و عربی نیز ترجمه شده است.)

5- عصمت انبیاء (علی نبینا و آله و علیهم السلام)

6- مجمع الفهارس - مجموعه فهرست های بحارالانوار ، الغدیر و المیزان

7- معتمدالاصول - تقریرات اصول امام خمینی (در دو جلد)

8- تبیان الاصول - تقریرات درسی معظم له - در چهار جلد (عربی)

9- احکام الحج ، حاشیه بر کتاب حج تحریرالوسیله (عربی)

10- القواعد الفقهیه قواعدی که جنبه شمول و گسترش در اکثر احکام فقهی را دارند (عربی)

11- تقریرات درس خارج اصول ایشان در شانزده جلد (فارسی)

12- تقریرات الاصول - تقریرات درسی آیت الله بروجردی (عربی)

13- شرح فروع «الاجتهاد و التقلید» از کتاب العروهالوثقی (عربی)

14- حاشیه بر کتاب «العروهالوثقی» (عربی)

15- رساله ای در قاعده فراغ و تجاوز (عربی)

16- حاشیه بر کتاب الطهاره مصباح الفقیه محقق همدانی (عربی)

17- کتاب الصوم (عربی)

18- کتاب القضاء (عربی)

19- المسائل المستحدثه (عربی)

20- رساله ای در حکم نماز در لباس مشکوک (عربی)

21- رساله ای در خلل حج و عمره (عربی)

22- الاحکام الواضحه (فتاوی عربی)

23- مناسک الحج

24- استفتائات حول الحج

25- استفتائات حج

26- جامع المسائل (مجموعه ای از استفتائات و پاسخ های معظم له در دو جلد.)

27- رساله توضیح المسائل (فارسی)

28- مناسک حج (فارسی)

همچنین عناوین دیگری از آثار ایشان در مرحله آماده سازی قرار دارد که به یاری حق در اختیار پژوهندگان قرار خواهد گرفت. آنچه در نگاه اول به ذهن متبادر می شود این است که چنین حجم زیادی از تالیف توسط یک نفر آن هم در کنار فعالیتهای وسیع اجتماعی و سیاسی ، خارق العاده است.
ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل: