در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ضمن اینکه این قشر نگاهی جدیتر به هنر هفتم دارد و علاقهمند است بهعنوان مخاطبان فعال، نخبه و فرهیخته جامعه در جریان اتفاقات هنری روز قرار بگیرد. جویندگان علم و دانش چون بیشتر از دیگران روزنامه میخوانند به دیدن فیلمهای روی پرده تشویق میشوند و انگیزه بیشتری برای دنبال کردن فیلمها پیدا میکنند. ضمن اینکه دانشجویان دوست دارند در بحثهای فرهنگی مشارکت داشته باشند و اظهارنظر کنند و به همین دلیل فیلمهای اکران شده را با دقت رصد میکنند. تمرکز چند سالن خوب سینما در اطراف میدان انقلاب، خیابان فلسطین و میدان ولیعصر نشان میدهد سینماداران روی استقبال دانشجویان از فیلمها حساب ویژهای باز کرده و برای هر دانشگاه چند سالن سینما در نظر گرفتهاند.
از آن طرف گرایش اهالی دانشگاه به فیلمهای سینمایی روی محتوای فیلمها نیز تاثیر گذاشته است. در سالهای میانی دهه 70 که میل شدید جوانان به دانشجو شدن و عبور از سد کنکور را شاهد بودیم به موازاتش سهم دانشجویان از شخصیتهای فیلمهای ایرانی نیز بیشتر شد. بیشتر فیلمهای جوانپسند، قصهشان را با محوریت چند شخصیت دانشجو پیش میبرند و در سکانسهایی از این فیلمها ردپای دانشگاه و ساکنانش دیده میشود. تعداد فیلمهای دانشجو محور آنقدر زیاد است که در این مطلب نمیتوان به همه تنها اشاره کرد، اما بد نیست تعدادی از این شخصیتها را از گنجینه سینمای ایران بیرون بکشیم و ببینیم فیلمسازان و نویسندگان چه مواجههای با این قشر داشتهاند.
در سینمای دوران اصلاحات، دانشجویانی بر پرده سینما نقش بستند که بیش از هر چیز پرشور، آرمانگرا و معترض بودند. نمونه آشکار این دانشجویان را میتوان در فیلم «متولد ماه مهر» ساخته احمدرضا درویش مشاهده کرد که سعی داشت متناسب با فضای سیاسی آن سالها تصویری از وضع اجتماعی کشور هم ارائه کند. فیلم، دونیمه کاملا متفاوت دارد که بخش دوم را میتوان آرمانشهر دانشجوی اخراج شده از دانشگاه (دانیال با بازی محمدرضا فروتن) دانست. در بخش دوم دانیال به مناطق جنگی میرود و خاطرات سالهای خون و آتش را در ذهنش مرور میکند. متولد ماه مهر، نگاهی آسیبشناسانه به دانشگاه دارد و این پرسش را مطرح میکند که چرا دانشجویان علاقهمند به سیاست، با گرایشهای مختلف، آستانه تحملشان اینقدر پایین است و نمیتوانند با یکدیگر وارد میدان مذاکره شوند. دانیال و مهتاب (دو نفری که تا آخرین لحظه پای حرفشان میایستند و تسلیم فشارها نمیشوند) بهعنوان شخصیتهای محبوب و تحسین شده این فیلم به مخاطب معرفی میشوند. در سراسر فیلم تقریبا هیچ نمایی از فعالیت علمی این دانشجویان نمیبینیم و آنها همیشه درگیر تنشهای حاشیهای هستند.
فیلم «دو زن» ساخته تهمینه میلانی نیمنگاهی به تحولات و چالشهای دانشگاهها دارد. شخصیت فرشته (با بازی نیکی کریمی) بهدنبال سلسله حوادثی گرفتار بحرانهای خانوادگی میشود و نمیتواند به دوران اوج تحصیلی گذشته بازگردد. میلانی در کنار نمایش شخصیت شکست خورده فرشته شخصیت رویا (با بازی مریلا زارعی) را نشان میدهد که پلههای ترقی را طی کرده و مهندسی برجسته در رشته معماری شده است. این دو شخصیت در کنار هم نمایانگر تمایل شدید جامعه زنان برای مشارکت در عرصههای مختلف هستند. تمایلی که در قالب قصه پرفراز و نشیب دو زن یکبار سرکوب میشود و بار دیگر به ثمر مینشیند.
فیلم «اعتراض» ساخته مسعود کیمیایی هم به رویداد های سیاسی روز و تاثیر آن در فضای دانشجویی نیم نگاهی دارد و هم به دانشجویانی میپردازد که با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند. در یکی از سکانسهای تاثیرگذار فیلم امیرعلی (داریوش ارجمند) وقتی میفهمد برادر دانشجویش، رضا (محمدرضا فروتن) در یک پیتزا فروشی بهعنوان پیک موتوری کار میکند حسابی شرمنده میشود.
آواز قو، روایت عشق پرسوز و گداز دو دانشجوی جوان است که البته بیشتر قصهاش در خارج دانشگاه رخ میدهد. فیلم نگاه بدبینانهای به مسئولان دانشگاه دارد تا جایی که نشان میدهد حراست دانشگاه این دو نفر را در همه جا زیر نظر دارد و با دانشجویان به دلیل رفتن به یک اردوی تفریحی برخورد میکند.
در فیلم «کما» تصویری باورپذیر و ملموس از زندگی شخصی یک دانشجوی نخبه میبینیم. محمدرضا گلزار در نقش دانشجویی برجسته ظاهر میشود که میخواهد از ایران مهاجرت کند. او طی تصادفی با یک جوان لمپن آشنا میشود و رابطهای صمیمانه با او برقرار میکند. این دو نفر که دو قطب متضاد باهم هستند بتدریج درمییابند نقاط اشتراک زیادی دارند. در فیلم کما برای اولین بار دانشجــــویی را میبینیم که رفتار و حرکاتش شبیه به آدمهای معمــولی است و مثل یک تـــافته جدا بافته به نظر نمیرسد.
از بین فیلمهای جدیدتر میتوان به «دربند» اشاره کرد که مشکلات مهاجرت دانشجویان شهرستانی به تهران و دردسرهای حضور آنها در خوابگاه و خانههای اجارهای را نشان میدهد. موضوعی که چند سال پیش در سریال «روزگار جوانی» با لحنی طنزآمیز به تصویر کشیده شد و مورد استقبال قرار گرفت. «سراب»، «راستش را بگو» و «در پناه تو» دیگر سریالهایی هستند که دانشجویان را در مرکز ثقل قصه قرار دادهاند. در پناه تو اولین سریالی بود که بحث ازدواجهای دانشجویی و روابط عاشقانه داخل دانشگاه را مطرح کرد. راستش را بگو نیز به سراغ دانشجویانی رفت که میخواستند آموختههایشان در رشته جامعهشناسی و روانشناسی را به سطح جامعه بیاورند و اطرافیان خودشان را اصلاح کنند.
سراب، ساخته حسین سهیلیزاده نیز درباره حمید، دانشجوی ممتاز رشته برق در یکی از دانشگاههای معتبر است که با تعدادی از دوستانش روی یک طرح علمی مهم تحقیق میکنند. با آنکه این طرح علمی، مهم و بسیار قابل ملاحظه است، اما تعدادی از مسئولان آنچنان که باید حمید و دوستانش را حمایت نمیکنند.
اهالی دانشگاه در فیلمهای سینمای ایران در قالبهای متنوعی تصویر شدهاند. گاه در قالب افراد معترضی که صدای فریادشان نظم دانشگاه را برهم ریخته است و گاه در چهره جوانانی دلداده که قلبشان فقط به عشق همکلاسیشان میتپیده است.
احسان رحیمزاده/ جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: