در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
عقربههای ساعت از نیمه شب گذشته بود که یکی از ماموران بیمارستان 17 شهریور شهرستان آمل با مرکز فوریتهای پلیسی 110 تماس گرفت و مرگ مشکوک مرد میانسالی را به پلیس اطلاع داد. با اعلام خبر اکیپی از کارآگاهان جنایی وارد عمل شدند و با حضور در بیمارستان تحقیقات خود را آغاز کردند. آنها فهمیدند مرد میانسال با ضربه چاقو به قتل رسیده است.
یکی از مسئولان بیمارستان گفت:این مرد در شرایط وخیمی به بیمارستان منتقل شد. رگهای حیاتیاش پاره شده بود و خونریزی شدیدی داشت ما بلافاصله دست به کار شدیم اما نتوانستیم کار زیادی برای او انجام بدهیم. شدت جراحات خیلی زیاد بود.
تحقیقات از خانواده کورش که او را به بیمارستان انتقال داده بودند، نخستین اقدام ماموران برای رازگشایی از این جنایت بود. همسر مقتول به پلیس گفت: نیمهشب در حال استراحت بودیم که زنگ خانه به صدا درآمد. کورش در را باز کرد و پس از لحظاتی متوجه صدای مشاجره شدیم و ناگهان صدای فریاد کورش به گوش رسید. خودمان را سریع به خیابان رساندیم. کورش را دیدم که به دیوار تکیه داده و خودش را به زور سر پا نگه داشته است. خودم را به او رساندم و متوجه شدم همسرم چاقو خورده است. او دچار خونریزی شده بود و در شرایط بدی قرار داشت از طرفی نیمه شب بود و هوا خیلی تاریک. در آن شرایط موفق نشدم چهره افراد ناشناسی را که به سراغ همسرم آمده بودند، ببینم. فقط از صدای آنها متوجه شدم که سه نفر هستند.
این زن ادامه داد: در همان لحظه اول که به خیابان رسیدیم خودرویی حرکت کرد که همان خودروی ضاربان بود. مردان ناشناس سوار بر خودروی پراید هاچبک سفید رنگی شدند و محل را ترک کردند. هوا خیلی تاریک بود و دید کافی وجود نداشت. از طرفی با دیدن صحنه چاقو خوردن کورش ما خیلی ناراحت شده بودیم. به همین دلیل فقط توانستیم چند شماره از پلاک خودروی مردان ناشناس را به خاطر بسپاریم. بعد از آن یکی از همسایهها که با صدای داد و فریاد ما خود را به خیابان رسانده بود با اورژانس تماس گرفت و کورش را فورا به بیمارستان رساندیم اما متاسفانه او تسلیم مرگ شد.
بعد از انتقال جنازه مقتول به پزشکی قانونی تحقیقات در شرایطی ادامه یافت که تنها سرنخی که از عاملان این جنایت وجود داشت، چند رقم از شماره پلاک خودروی پراید هاچبک بود. کارآگاهان به جستجوی شماره پلاک پرداختند و در نهایت بعد از ساعتها کار اطلاعاتی و تحقیقی در این رابطه موفق شدند شماره کامل پلاک مردان ناشناس را پیدا کنند. با استعلام شماره پلاک، هویت صاحب خودرو شناسایی شد و کارآگاهان مبارزه با جرایم جنایی با مجوز قضایی راننده خودرو را بازداشت کردند.
مرد میانسال که تصور نمیکرد از سوی پلیس شناسایی شود و در کمتر از 12 ساعت به دام بیفتد در بازجوییهای تخصصی صورتگرفته لب به اعتراف گشود و گفت: با کورش اختلاف مالی داشتم. هر بار که به سراغش میرفتم و از او میخواستم بدهیاش را بپردازد، بهانهای میآورد. در نهایت شب حادثه به همراه دو نفر رفتم. با خودم گفتم او با دیدن ما و تهدید چاقو قطعا بدهیاش را پرداخت میکند اما تهدید بیفایده بود و در نهایت کورش گفت اصلا نمیخواهد پولم را بدهم. من که عصبانی شده بودم با چاقویی که در دست داشتم به او ضربه زدم و پا به فرار گذاشتیم.
به دنبال اعتراف مرد میانسال، دو همدست او نیز بازداشت شدند و به بازسازی صحنه پرداختند. به این ترتیب راز قتل برملا شد و بازپرس پرونده سه متهم را روانه زندان کرد تا در آینده به جرم آنها رسیدگی و حکم قضایی صادر شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: