
حجتالاسلام غلامرضا مصباحی مقدم امروز همزمان به عنوان رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، عضو مجلس خبرگان رهبری و سخنگوی جامعه روحانیت مبارز فعالیت دارد و چهرهای اقتصادی و سیاسی محسوب میشود.
اقتصاددان شصتودو ساله مجلس در شرایطی با «جامجم» به گفتوگو مینشیند که یکی از مهمترین موضوعات حوزه اقتصادسیاسی کشور در صدر اخبار قرار دارد؛ «تحریم»، موضوعی است که طی هشت سال گذشته بارها و بارها نام آن به میان آمده و امروز فرصتی دست داده است تا به تعبیری، این دیوار ترک بردارد و این مساله، موضوع گفتوگو با نمایندهای شد که در رأس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس باید به شرایط بعد از توافق ژنو فکر کند.
یک روز پس از توافق ژنو و دیدهبوسی وزرای امور خارجه هفت کشور حاضر در مذاکرات هستهای، مصباحی مقدم از بایستههای دوران پسامذاکرات میگوید.
سرانجام پس از اما و اگرهای فراوان ایران و کشورهای عضو گروه 1+5 توانستند به توافقی هستهای و البته شش ماهه بهعنوان گام اول بهمنظور حرکت بهسوی حل و فصل نهایی پرونده هستهای کشورمان دست یابند. با تمام تحلیلهای خرد و کلانی که درباره این مذاکرات و نتیجه حاصل از آن بویژه در حوزه کاهش فشار تحریمها وجود دارد، بسیاری از مردم میپرسند تاثیر مستقیم این توافق بر سفره خانوادههای ایرانی چیست؟
برای پاسخ به این سوال ابتدا باید ببینیم تحریمها چگونه اثر خود را بر بازار داخلی ایران به نمایش گذاشته است. من فکر میکنم آثار روانی ناشی از تحریمهای اعمال شده علیه کشورمان بیش از آثار واقعی آن بود. در واقع آثار روانی تحریم باعث شد بازار طلا، ارز و کالا در کشور دستخوش تلاطمشده و دستپاچگی و عجله عدهای برای خرید، سبب رشد قیمتها شود. البته عدهای هم به دلیل شکاف نرخ ارز بدون آن که نیازی داشته باشند، فقط برای تبدیل سرمایه، حفظ ارزش پول یا دلالی، سراغ خرید ارز رفتند که این به نظر من بیشتر حاصل سوءمدیریت داخلی بود. به هر حال مردم میخواستند جلوی تلف شدن پول خود را بگیرند و به دلیل همین نگرانی از آینده بازار، فضایی منفی رقم خورد که نتیجهاش رشد تورم و رسیدن نرخ رشد اقتصادی کشور به 5.8- بود.
با وجود چنین شرایطی، به دلیل تحولات انتخاباتی و خلق حماسه سیاسی امیدواریهایی بهوجود آمده تا روزنهای بهسوی آیندهای بهتر گشوده شود و تدابیر دولت کمک کرده تا مردم منتظر رفع مشکلات اقتصادی باشند. به عبارت دیگر، آرامش سیاسی و اقتصادی کشور و روابط بهتر با دیگر کشورها بخصوص اروپا و آمریکا این امید را دامن زده که وضع آینده بهتر از حال حاضر است. همین امید شکل گرفته در اذهان عمومی بر قیمتها تاثیر گذاشته است.
این تاثیر کوتاهمدت است یا بلندمدت؟
تداوم آن در بلندمدت به اتفاقاتی بستگی دارد که در آینده رخ خواهد داد. آنچه امروز ما شاهد هستیم، امیدواری سرمایهگذارانی است که فکر میکنند با سرمایهگذاری میتوانند آیندهای مناسبتر نسبت به قبل داشته باشند و همین دلگرمی بهوجود آمده، آثار مثبت خود را در کاهش نرخ تورم و بیکاری نشان میدهد.
این تاثیر روانی که اشاره کردید، نسبتی هم با واقعیت دارد یا فقط نتیجه انگارههای ذهنی است؟
حرف من این است که آثار روانی توافق حاصل شده بیش از واقعیت خود را نشان میدهد، اما دقت کنید این آثار روانی، سازنده واقعیتهای اقتصادی است و همچنان که آثار روانی تحریم، خود را در قالب تورم نشان داد، امیدواری به کاهش و رفع آن هم میتواند به پایین آمدن نرخ تورم منتهی شود. حتما به یاد دارید در دوره تشدید تحریمها، کم نبودند افرادی که بیش از حد نیاز خود کالا، ارز یا طلا میخریدند چراکه پیشبینی میکردند همه اینها در آینده گران خواهد شد. خب همین رفتار عمومی باعث شد قیمت سکه بالا برود و دیگر کالاها هم شاهد رشد قیمت باشند. با این همه اکنون فضایی بهوجود آمده است که مردم میگویند سریعتر بفروشیم تا ارزانتر از این نشود. همین ذهنیت قیمت طلا را پایین میآورد یا در بازار مسکن همین الان شاهد اثرگذاری چنین رفتارهایی هستیم.
رئیسجمهور ساعاتی پس از امضای توافقنامه هستهای ژنو گفت «حالا نوبت فعالان اقتصادی است». به یک تعبیر، یعنی پس از موفقیت مذاکرات، کار دولت تمام شده؛ آیا شما با این نتیجهگیری موافقید؟ یعنی آیا فکر میکنید دولت کار دیگری به منظور بهبود وضع اقتصادی ندارد و دیگر همهچیز به سرمایهگذاران و تولیدکنندگان بستگی دارد و توپ اقتصاد در زمین آنهاست؟
مسلم است هنوز دولت باید گامهای بیشتری بردارد. هرچند مذاکرات گام مهمی برای بسترسازی مناسب بهمنظور بهبود فضای اقتصادی و ایجاد نگرش مثبت نسبت به آینده بود، اما هنوز کم نیست گامهایی که دولت باید بردارد.
مثلا چه گامهایی؟
بهعنوان مثال، یکی اصلاح سیستم بانکی است. در حال حاضر منابع بانکی ما محدود است که باید افزایش یابد. از سوی دیگر متاسفانه نظام بانکی منفعت بدون ریسک میخواهد که در بانکهای دنیا معمول نیست. همین که میبینید در کشور ما بهترین ساختمانها مربوط به بانکها و پس از آن موسسات مالی و اعتباری است، نشان میدهد بانکها میخواهند بدون خطر کردن به منافع برسند. این با اقتصاد اسلامی همخوان نیست. در اقتصاد اسلامی منفعت با ریسک همراه است. در بازار واقعی هم که مثلا شما سرمایهگذاری میکنید، همین است. این خطر کردن باید در نظام پولی هم باشد و نباید ریسک را فقط به مشتری تحمیل کرد. همچنین هزینه تولید هم در بانکها بالاست که همه اینها به اصلاح نیاز دارد و البته این دولت است که باید در این خصوص اقدام کند.
علاوه بر این، سیستم اداری و بروکراتیک کشور هم باید اصلاح شود. متقاضیان فعالیت اقتصادی اکنون در ادارات دچار مشکل هستند. این مسیر باید برای فعالان اقتصادی و سرمایهگذاران تسهیل شود. ما در این خصوص موانع جدی داریم که دولت باید از پیش پای تولیدکنندگان بردارد. یکی از دلایل مهمی که رتبه ایران در فضای مطلوب کسب و کار پایین است، همین پیچیدگیهای اداری است. به نظر من الکترونیکیکردن و قابل دسترسیکردن اطلاعات میتواند گام مهمی برای تولید و رشد اقتصادی باشد.
همچنین باید برای صادرکنندگان و واردکنندگان دریچه واحد ایجاد کرد که با گیشههای متعدد روبهرو نباشند. این تعدد میتواند موجب فساد شود. بنابراین تسهیل امور اداری در گمرک، موافقتهای اصولی، ثبت شرکتها و دیگر دستگاههای مرتبط با امر تجارت باید در دستورکار قرار گیرد چراکه بدون اصلاح این وضع نمیتوان چنان که باید به بهبود وضع اقتصادی امیدوار بود.
شما تصور کنید در حال حاضر بخشی از هزینههای تولید، هزینه زمان است. یعنی کاری را که میتوان ده روزه انجام داد شش ماهه انجام میدهند، خب هزینه شش ماه خواب سرمایه بر تولیدکننده تحمیل میشود و با نرخ تورم، سرمایه اولیه کاهش مییابد. بنابراین اینها همه باید اصلاح شود تا فعالان اقتصادی بتوانند گامهای خود را برای توسعه کشور بدرستی بردارند.
برخی منتقدان میگویند به دلیل تلاشهای دولت در عرصه سیاست خارجی، مسئولان تا اندازهای از سیاست داخلی غافل شدهاند. شما این نقد را متوجه دولت میدانید؟
نه، درست است که دولت وقت زیادی را صرف سیاست خارجی کرده، اما این بهدلیل رفع یک مشکل مشخص به نام تحریم بوده است. بنابراین من از عملکرد دولت در این رابطه دفاع میکنم، چون وقت محدودی را صرف مساله مهمی کرده است. با این حال من هم موافقم که دولت باید توجه اساسی خود را به داخل کشور متمرکز کند.
مشخصا چه اولویتهایی در داخل کشور موردنظر شماست؟
اشاره کردم، اصلاح نظام اداری یا بانکی...
نه، منظورم در حوزه سیاست داخلی است. مثلا برخی میگویند دولت باید اصلاح نظام حزبی را در دستورکار قرار دهد. شما به عنوان کسی که تجربه فعالیت تشکیلاتی دارید، با این اولویت موافقید؟
به نظر من از دولت نباید خواست حزب دولت ساخته تشکیل دهد. عمر احزاب دولت ساخته با پایان کار دولت تمام میشود.
یعنی اصلاح نظام حزبی و آرایش سیاسی نیروها که پس از انتخابات خرداد 92 بحث آن داغ شده، بیش از آن که متوجه دولت باشد، به نخبگان سیاسی مربوط میشود؟
بله؛ البته من هم موافقم که ما نیازمند حزب قدرتمند هستیم، اما این موضوع در خارج از دولت باید مورد توجه فعالان سیاسی قرار بگیرد. به عقیده من داشتن دو حزب قدرتمند در کشور بهتر از تعدد و کثرت احزاب کوچکی است که همه آنها روی هم 10 درصد جمعیت کشور را هم پوشش نمیدهند.
ما در حال حاضر در کشور اصلا حزب نداریم، احزاب نقشی ندارند. آقای احمدینژاد در این کشور دو دوره رئیسجمهور بود و میگفت مدیون هیچ حزبی نیستم. راست هم میگفت چون با وجود اثرگذاری احزاب، آنها برای وی منشأ رأی نبودند. آقای روحانی هم همینطور؛ احزاب، عامل برنده شدن آقای روحانی در انتخابات نبودند و با وجود اینکه نمیشود گفت اصلاحطلبان نقشی در پیروزی ایشان نداشتند، اما عامل اصلی، رویکرد تودهای مردم بود. هم رأی آقای روحانی و هم رای آقای احمدینژاد را تودههای مردم و نه احزاب رقم زدند و با گرایش خود به هر سو نتیجه انتخابات را تعیین کردند.
با توجه به ضعف نظام حزبی میخواهم بهعنوان سخنگوی جامعه روحانیت مبارز بفرمایید این نهاد برنامهای برای نقشآفرینی بیشتر بویژه در شرایطی که رفتهرفته به برگزاری انتخابات مجلس دهم نزدیک میشویم، ندارد؟
نمیخواهم وارد این موضوع شوم و بهنظرم این بحث نیاز به گفتوگویی مستقل دارد.
مصطفی انتظاری هروی / گروه سیاسی