دلایل ریزش تماشاگران در ورزشگاهها

سکوهای خزان زده

ریزش تماشاگران ایرانی به بازی‌های لیگ قهرمانان آسیا محدود نمی‌شود و مسابقه‌های داخلی هم این روزها در سکوت آزاردهنده سکوها برگزار می شود.
کد خبر: ۶۱۹۳۸۳
سکوهای خزان زده


«ایران دیگر عنوان پرتماشاگرترین فوتبال آسیا را در اختیار ندارد.» این خبری است که کنفدراسیون فوتبال آسیا در ماه‌های ابتدایی امثال و پس از اتمام لیگ قهرمانان سال قبل در دل یک گزارش بلند بالا منتشر کرد و به این ترتیب از پایان اقتدار سنتی ایرانی‌ها در زمینه تعداد تماشاگر خبر داد. در این آمار فوتبال باشگاهی چین که تا مدتی قبل در کشاندن تماشاگر به استادیوم های فوتبال ناکام بود، در یک جهش ناگهانی بالاتر از فوتبال ایران ایستاده و تیم‌های باشگاهی این کشور حتی از رکورد استقلال و پرسپولیس که زمانی با فاصله، به عنوان پرتماشاگرترین تیم‌های آسیا شناخته می‌شدند عبور کرده‌اند. ریزش تماشاگر در فوتبال ایران اما اتفاق تازه‌ای نیست و قریب به اتفاق کسانی که طی چند سال اخیر اتفاق‌های ریز و درشت لیگ برتر و البته کیفیت بازی‌ها را رصد می‌کنند، انتظاری غیر از این ندارند.

وقتی تماشاگر تحقیر می‌شود

ریزش تماشاگران ایرانی به بازی‌های لیگ قهرمانان آسیا محدود نمی‌شود و مسابقه‌های داخلی هم این روزها در سکوت آزاردهنده سکوها برگزار می شود. عده‌ای کساد شدن بازار فوتبال را به اتفاقات ریز و درشتی مثل گران شدن تدریجی بهای بلیت استادیوم‌ها و سرمای سوزناک زمستان ربط می‌دهند، اما آبشخور اصلی این ماجرا را باید در مسائل کلان‌تر جستجو کرد. رفتن مدیران و مربیان باشگاهی به سمت و سوی نتیجه‌گرایی و به تبع آن افت کیفی مسابقات را می‌توان به عنوان اولین دلیل قهر تماشاگران با فوتبال قلمداد کرد.

براساس آمار و ارقام حدود 17 درصد از 119 مسابقه‌ای که در نیم‌فصل اول لیگ برتر برگزار شده با نتیجه یک بر صفر و حدود 20 درصد هم با نتیجه بدون گل به پایان رسیده و چنین آماری ناخودآگاه اشتیاق تیم‌ها برای برد حداقلی و ترس از نباختن را اثبات می‌کند. از روزگاری که اغلب تیم‌های لیگ برتری برای به رخ کشیدن قدرت‌شان به میدان می‌رفتند، مدت‌ها سپری شده و در چنین بستری مربیان و مدیرانی که مثل سال‌های قبل از حاشیه امنیت مناسبی برخوردار نیستند نباختن را در اولویت قرار می‌دهند. براساس آمار و ارقام، در پایان نیم‌فصل اول لیگ یازدهم 9 مربی و در پایان نیم‌فصل اول فصل قبل هفت مربی برکنار شده‌اند و طبیعی است که مدیران و مربیان لیگ برتری به سمت نتیجه‌گرایی رانده شوند.

حمید درخشان با اشاره به رابطه بین افت کیفی مسابقات لیگ برتر و کاهش چشمگیر تعداد تماشاگران می‌گوید: «به نظرم دو عامل عمده موجب کاهش روز به روز تماشاگران شده است؛ پایین بودن سطح کیفی مسابقات را به عنوان اولین دلیل می‌توان برشمرد. مردم معمولا برای تماشای یک مسابقه زیبا و مهیج به استادیوم می‌روند اما برخلاف انتظارشان تیم‌ها بیش از حد دفاعی بازی می‌کنند و بازیکنان در بیشتر دقایق زیر توپ می‌زنند. در چنین مواقعی تماشاگر احساس می‌کند به شعورش توهین شده و به همین دلیل ترجیح می‌دهد مسابقات را از تلویزیون خانگی تماشا کند. ضعف امکانات ورزشگاه‌ها یک دلیل عمده دیگر است. تماشاگر فوتبال تا کی می‌تواند برای نوشیدن آب در استادیوم‌ها سختی بکشد؟ سال‌های سال است ضعف امکانات استادیوم‌ها در برنامه نود به تصویر کشیده می‌شود اما شرایط با 20 سال قبل تفاوت چندانی ندارد.» درخشان درباره راه‌های آشتی دادن تماشاگران با فوتبال می‌گوید: «بازگشت زمان بازی‌ها به روزهای تعطیل، مهیا کردن امکانات رفاهی برای تماشاگران، بالا بردن کیفیت بازی‌ها و در نهایت احترام گذاشتن به شخصیت تماشاگرانی که رنج رفتن به استادیوم را تحمل می‌کنند، می‌تواند به افزایش تماشاگر منتهی ‌شود، اما محقق شدن این خواسته‌ها در کوتاه‌مدت امکان‌پذیر نیست.»

فوتبال ارزانی خودتان!

بالا گرفتن بحث بر سر رواج فساد و زد و بند در فوتبال ایران و کش و قوس پاکدستان با جریان آلوده فوتبال را هم نمی‌توان در ماجرای کاهش اقبال عمومی به فوتبال باشگاهی ایران نادیده گرفت. پس از اتفاقات بازی پرسپولیس و سپاهان، خانواده فوتبال به شکل عجیبی وارد بی‌سابقه‌ترین مجادلات رسانه‌ای شده‌اند و هر کدام اتهامات ریز و درشتی علیه یکدیگر مطرح می‌کنند. در این بازه زمانی نسبتا طولانی عموم مردم که بخش قابل توجهی از آن را هواداران فوتبال تشکیل می‌دهند شاهد منازعات گاه و بیگاه بین علی دایی با محسن قهرمانی و حامیان او بوده‌اند و به همین دلیل انزجار عمومی از فوتبال آرام‌آرام به اوج رسیده است. وقتی اسطوره فوتبال ایران که اظهاراتش تاثیر عمیقی روی توده تماشاگر دارد، وجود مفسده در فوتبال باشگاهی ایران را علنی می‌کند، دیگر نباید انتظار داشت چنین فضایی مورد استقبال مردم قرار بگیرد و تماشاگر جماعت باز هم مسیر صعب‌العبور رسیده به استادیوم‌ها را گز کند.

بهمن فروتن، رایج شدن فساد در فوتبال ایران را یکی از دلایل عریان شدن سکوها می‌داند و می‌گوید: «واقعیت این است که فساد، فوتبال ایران را تحت‌الشعاع قرار داده است. این قانون نانوشته است که فساد مانع تولید ستاره می‌شود. یعنی فساد، پولی را که باید صرف تولید و پرورش بازیکن شود، می‌بلعد. پس تا وقتی فوتبال ایران با فساد دست و پنجه نرم می‌کند چهره جدید تولید نمی‌شود و به جایی می‌رسیم که پس از خداحافظی فرهاد مجیدی با فوتبال یک کودک جان خودش را از دست می‌دهد. فوتبال ایران اکنون داخل یک قفس بزرگ گرفتار شده و نمی‌تواند مولد باشد. از سوی دیگر وقتی تماشاگر متوجه می شود که نتیجه و اتفاقات بازی سپاهان و پرسپولیس غیرطبیعی است عصبانی می‌شود و نمی‌پذیرد که داور هم مرتکب اشتباه می‌شود. در نتیجه به ورزشگاه نمی‌رود و با زبان بی‌زبانی به سردمداران فوتبال می‌گوید این فوتبال ارزانی خودتان. من همیشه فوتبال را به آب آشامیدنی تشبیه می‌کنم. این آب باید زلال و شفاف باشد اما فوتبال ایران مثل آب گندیده‌ای شده که مردم اگر از تشنگی هلاک شوند هم آن را نمی‌نوشند.»

فوتبال باشگاهی ایران چنان از سکه افتاده که تماشاگران به بازی‌های سرنوشت‌ساز تیم‌های بزرگ هم روی خوشی نشان نمی‌دهند. چنان که بازی استقلال و مس که نتیجه آن معادلات قهرمانی در نیم‌فصل اول را رقم می‌زد فقط 6000 نفر تماشاگر داشت و اغلب بازی‌های پرسپولیس و تراکتورسازی آن شکوه سابق را ندارد.

تراکتورسازی که طی سه فصل اخیر به تماشاگران پرشور تبریزی می‌بالید در لیگ سیزدهم از این مزیت ویژه بی‌بهره بوده و هواداران این تیم فقط از رویارویی تراکتورسازی و استقلال استقبال قابل توجهی به عمل آوردند. ماجرای ریزش تماشاگران فوتبال صرفا به بازی‌های باشگاهی محدود نمی‌شود و فوتبال ملی هم به‌رغم راهیابی به جام جهانی این روزها مورد اقبال عموم قرار نمی‌گیرد. چندی پیش که مسابقات مقدماتی قهرمانی جوانان آسیا در کرمان برگزار شد، مسئولان برگزاری مسابقات برای کشاندن تماشاگران به ورزشگاه شهید باهنر جوایز ارزنده‌ای مثل خودروی پراید، موتورسیکلت و لوازم ورزشی در نظر گرفتند و به سبک و سیاق کشورهای حاشیه خلیج‌فارس تماشای مسابقات را رایگان اعلام کردند، اما اغلب بازی‌های تیم ملی جوانان در سکوت آزاردهنده این ورزشگاه برگزار شد.

جالب اینکه مسابقات دیگر تیم‌ها حتی به تعداد انگشتان یک دست تماشاگر نداشت و از بازی عربستان و لبنان که در سرنوشت صعود تیم ملی جوانان کشورمان به دور بعد تاثیر داشت فقط سه نفر استقبال کردند! قبل از بازی ایران و تایلند هم کرش با حضور در برنامه پرمخاطب نود بارها از تماشاگران درخواست کرد برای تماشای این بازی و حمایت از تیم ملی به ورزشگاه بیایند اما فقط 16 هزار نفر از بازی نسبتا مهم تیم ملی استقبال کردند.

روال معمول در تمام کشورهای دنیا به این شکل است که تماشاگران پس از هر ناکامی بزرگ از فوتبال رانده می‌شوند، اما اقبال عمومی نسبت به فوتبال ایران در حالی کاهش یافته که چند ماه از صعود حماسی تیم ملی به جام جهانی سپری شده و کمتر از 200 روز دیگر به شروع بزرگ‌ترین آوردگاه فوتبال باقی مانده است. اگر دلایل قهر تماشاگران آسیب‌شناسی شود، شاید در بلندمدت بتوان به خزان فوتبال ایران پایان داد، اما ظاهرا عده‌ای از این ماجرا استقبال می‌کنند.

حمیدرضا رسولی / جام‌جم

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها