در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما در این بین هستند بانوانی که شروع فعالیت آنها برای سوق به ورزش از خانوادههایشان زده شده است. دخترانی که تا چشم باز کردند، پدر، مادر، برادر یا خواهرانشان را در قاموس یک قهرمان دیده و خواسته یا ناخواسته آنها هم پا به میدان گذاشتهاند. هر چند بیشتر آنها از انتخاب رشته مورد نظرشان تحت تاثیر خانواده بسیار راضی هستند و در صورت داشتن فرصت مجدد بازهم به ورزش رو میآورند، با این حال قریب به اتفاق این بانوان خویشاوندی خود با یک ورزشکار حرفهای را گاهی دردسرساز هم عنوان کردهاند. در زیر نگاهی داریم به ستارههای ورزش بانوان ایران که بارها برای کشور درخشیدهاند.
احمدی: توقعات از امثال ما بیشتر است
شاید پیش از المپیک 2012 خیلی از اهالی ورزش هم او را نمیشناختند؛ الهه احمدی فرزند مصطفی احمدی است که از سال 65 عضو تیم ملی ایران بود. بانوی المپین ایرانی درباره آشناییاش با تیراندازی و تاثیر پدرش در این امر گفت: من از همان ابتدا هم به پیشنهاد پدرم تفنگ به دست گرفتم. حتی همین حالا هم که عضو تیم ملی هستم بیشتر تمریناتم را با ایشان انجام میدهم. به همین دلیل هم بارها گفتم در زندگی ورزشی کاملا مدیون پدرم هستم.
ملیپوش تیراندازی ایران معتقد است، قهرمانی که از بستر یک خانواده ورزشی پا به میدان میگذارد با فردی که بدون زمینه به ورزش رو میآورد، شرایطش متفاوت است: به نظر من در ابتدا، کسی که بدون هیچ پیشینه ورزشی از سوی خانوادهاش به سمت رشتهای میرود کار دشوارتری دارد، اما از سوی دیگر همیشه توقع از ورزشکارانی چون من که پدرم در تیراندازی فردی شناخته شده است، بالاتر از دیگران است. علاوه بر این اوایل حرفهای زیادی مطرح بود دال بر اینکه نام پدرش باعث راهیابیاش به تیم ملی شده که خوشبختانه حالا دیگر این حرفها پایان یافته است.
اردلان: نخواستم تنها نام پدرم را یدک بکشم
نیلوفر اردلان یکی از بهترینهای فوتبال ایران در چند سال اخیر بوده است. دختر اسماعیل اردلان گلر شناختهشده فوتبال در سالهای نهچندان دور میگوید، هیچوقت دوست نداشته دروازهبان باشد: گلری جسارتی میخواست که من آن را نداشتم، اما پدرم مشوق اصلیام برای حضور در مستطیل سبز بود. پس از آن هم عروس مجید توتونچی شدم تا راه فوتبالم کماکان هموار بماند. خانم گل چند دوره از لیگهای برتر فوتبال ایران درباره میزان رضایت خانوادهاش برای پرداختن به فوتبال گفت: خوشبختانه هم پدر و هم مادرم از ابتدا پشتیبانم بودند و کسی چوب لای چرخم نگذاشت. اتفاقا پدرم از اول میگفت تو در این رشته بدون شک موفق خواهی شد. اردلان هم معتقد است در ابتدا تحت تاثیر نام پدرش قرار داشته است: اوایل کسی من را نمیدید و همه اسماعیل اردلان را میشناختند؛ اما آنقدر تلاش کردم تا به گونهای تصور نشود تنها نام پدرم را با خودم یدک میکشم.
سنایی: صبحها با پدرم به ورزشگاه میرفتم
چهار سالش بود که وارد ورزش شد، اما میگوید ورزش حرفهای را از هشت سالگی آغاز کرده است. اعظمالسادات سنایی، دختر مدیر سابق مجموعه ورزشی انقلاب و خواهر سرمربی تیم ملی اسکواش ایران، یکی از ستارههای فعلی تیم ملی هاکی ایران است. سنایی درباره علاقهاش به ورزش گفت: حضور در خانوادهای ورزشی باعث شده بود تا از همان ابتدا تفریحات من با دیگر همسن و سالانم متفاوت باشد. یادم میآید صبح زود بیدار میشدم تا بتوانم با پدرم به ورزشگاه بروم و تمرینات تیمهای مختلف را ببینم. اول هم با شنا و اسکواش ورزش را آغاز کردم. ملی پوش تیم هاکی بانوان ایران معتقد است، شاید اگر اسکواش را پی میگرفت حالا از خیلی جهات شرایط بهتری داشت: من خیلی اسکیت را دوست داشت و هنوز هم از انتخابم راضی هستم. اما قطعا اگر اسکواش را ادامه میدادم امکان پیشرفتم بیشتر بود، چرا که هم نگاه مسئولان به اسکواش بهتر است و هم اینکه از تجربه و تواناییهای برادرانم میتوانستم استفاده کنم.
عمرانی: اسباببازیام توپ و راکت بود
در پینگپنگ هم ملیپوشان زیادی حضور دارند که جا پای پدرانشان گذاشته و به این رشته آمدهاند. محبوبه عمرانی با سابقه عضویت چند ساله در تیم ملی ایران، همراه با برادرش پوریا این رشته را به تبعیت از پدرشان حسین عمرانی آغاز کردند. بانوی پینگپنگ باز ایرانی در این باره گفت: اسباب بازی من و پوریا از همان ابتدا توپ و راکت بود. گویا از ابتدا بدون اینکه بخواهیم وارد این رشته شدیم. ضمن اینکه خودمان هم با تمام وجود علاقهمند بودیم. عمرانی از برخی لحاظ از انتخابش رضایت ندارد: از پدرم متشکرم که مسیر مناسبی را در زندگی به من نشان داد، اما شاید اگر به گذشته برگردم و بخواهم دوباره یک رشته جدید انتخاب کنم پینگپنگ برایم همه چیز نباشد، چرا که هیچ پشتوانه مالی برایم به وجود نیاورده است. ملی پوش پینگپنگ ایران همیشه دور از حواشی تنها به ورزش پرداخته است: از آنجا که همیشه سعی داشتهام از حواشی دوری کنم کمتر حرف وحدیثهایی شنیدم که صلاحیتم را زیرسوال ببرد، اما همیشه در رابطه با امثال ما که راه پدرمان را ادامه دادهایم، بحثهایی از قبیل پارتیبازی شنیده میشود.
پور یونس: به خاطر مادرم خط خوردم
دینا پوریونس از سال 85 وارد تیم ملی نوجوانان تکواندوی ایران شد و تا به حال در مسابقات کشوری به مقام اول رسیده است. مادر پوریونس که زیبا دودانگه، مربی سابق تیم ملی تکواندوی ایران است، به «جامجم» گفت: من پدر و مادری تکواندوکار داشتم و از همان کودکی با دیدن تمرینهای شاگردان مادرم به این رشته گرایش پیدا کردم؛ اما تا به همین امروز این موضوع برایم دردسرساز بود؛ چرا که بارها پیش آمده برخی از مربیان به خاطر اختلافاتی که در خارج از میدان ورزشی با مادرم داشتهاند، نام من را از فهرست ملیپوشان خط زدهاند. دختر ملی پوش تکواندوی ایران که 18 سال بیشتر ندارد، درباره اینکه خانوادهاش تا چهاندازه کنار او بودهاند افزود: گاهی بچهها از این موضوع شکایت دارند که خانوادههایشان سعی کردهاند آنها را از ورزش قهرمانی دور کنند، اما خوشبختانه من تا به حال چنین مشکلی نداشتهام. با اینکه شده گاهی یکسال تحصیلی را برای حضور در اردو از دست دادهام، اما با وجود این خانواده همیشه کنارم بودهاند.
نیلوفر حامدی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: