یادداشت

تعریف معیار در شخصیت‌‌پردازی

شخصیت‌های یک فیلم برای این که بتوانند بیننده را تا پایان با خود همراه سازند و او را با داستان‌ها و ماجراهای فرعی درگیر کنند، به معرفی و داشتن هویتی مستقل نیاز دارند. البته شاید زمان 90 دقیقه‌ای معمول برای هر اثر سینمایی یا تله‌فیلم برای معرفی همه کاراکترها بویژه در آثار پرکاراکتر کافی نباشد، اما لازم است شخصیت‌های محوری بخوبی معرفی شوند تا رفتارها و نقش آنها در پیشبرد داستان و همچنین تاثیرات منفی یا مثبتی که بر رویدادهای فیلمنامه و گره‌افکنی و گره‌گشایی دارند، با توجه به پیشینه هویتی و عادت های کلامی و رفتاری آنها توجیه شود.
کد خبر: ۶۱۸۲۸۳

معرفی در اینجا یعنی ارائه واقعیت‌ها، اطلاعاتی درباره موقعیت، زندگی‌نامه و ظاهر شخصیت که بیننده را برای تعقیب و درک حوادث داستان به خود نیازمند می‌کند. معرفی صحیح به هیچ وجه تضمین نمی‌کند داستان به اثری فوق‌العاده تبدیل شود، اما به ما نشان می‌دهد نویسنده کار خودش را بلد است.

مهارت در انجام این معرفی را هم باید نامرئی یا نامحسوس کردن آن در نظر گرفت. به عبارت دیگر بیننده در حین پیشروی داستان هر آنچه را باید بدون تلاش یا حتی ناخودآگاه بفهمد، جذب می‌کند؛ بنابراین بهتر است کلمات به زور در دهان شخصیت‌ها گذاشته نشود تا به بیننده اطلاعاتی درباره گذشته، جهان پیرامونی یا فرد اطلاعات بدهد، بلکه لازم است صحنه‌هایی واقعی و طبیعی نشان داده شود که در آنها، آدم‌ها به شیوه‌های واقعی و طبیعی حرف می‌زنند و رفتار می‌کنند، اما در آن واحد اطلاعاتی ضروری و غیرمستقیم را انتقال می‌دهند.

به سخن دیگر، معرفی نیز در بطنی دراماتیک عرضه می‌شود تا به عنوان بخشی از روند داستان باورپذیرتر جلوه کند. این معرفی دراماتیزه نیز خود در خدمت دو هدف قرار می‌گیرد. نخست، بسط کشمکش آنی و فوری و دوم انتقال اطلاعات. حال تفاوت یک نویسنده موفق و موقعیت شناس با نویسنده غیرحرفه‌ای، در نوع و کیفیت استفاده از معرفی براساس موقعیت‌ها و ضرورت‌های قصه مشخص می‌شود. نویسنده غیرحرفه‌ای این ترتیب را معکوس می‌کند و معرفی را قبل از ضرورت دراماتیک قرار می‌دهد. برای دراماتیزه کردن معرفی می‌توان آن را به یک دستاویز تبدیل کرد.

برای مثال شخصیت‌ها خودشان دنیایشان، گذشته‌شان و همین طور همدیگر را می‌شناسند؛ بنابراین از دانسته‌هایشان برای رسیدن به آنچه در پی آن هستند، استفاده می‌کنند. از این رو شاید برای معرفی تمامی جزئیات نیاز نباشد.

نویسنده حرفه‌ای، اما معرفی را کم‌کم انجام می‌دهد و آن را در سراسر داستان توزیع می‌کند. حتی ممکن است بخشی از این فرآیند را به نقطه اوج پرده آخر داستان بکشاند. این نویسندگان معمولا از دو اصل پیروی می‌کنند. این که چیزی را در داستان نمی‌گنجانند که بیننده به طور منطقی و براحتی بتواند وقوع آن را تصور یا پیش‌بینی کند. همچنین چیزی را معرفی نمی کنند مگر این که لازم باشد و ندادن اطلاعات به سردرگمی مخاطب منجر شود. چراکه آنها معتقدند برای حفظ توجه بیننده باید از دادن اطلاعات به او دریغ کرد، مگر این که برای درک داستان این ارائه اطلاعات مطلقا ضروری به نظر برسد.

رکسانا قهقرایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها