در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از سالها پیش جای چنین برنامهای در تلویزیون بشدت خالی بود و اینکه پیمان یوسفی و گروهش تا چه اندازه در این امر موفق بودهاند، بحثی است که در این یادداشت نمیگنجد، اما میخواهم این حرکت مثبت و رو به جلو را دستمایه یک بحث مهم قرار بدهم. باید پذیرفت که نگاه مخاطب به رسانه و تلویزیون در عصر فعلی کاملا تغییر کرده است و با گذشته تفاوت دارد.
این تغییر نگاه و رویکرد، نه در کشور ما که در تمام دنیا صورت گرفته و اجتنابناپذیر است. مخاطب امروز دیگر مانند چند دهه پیش به دنبال دیدن یکسری تصاویر و شنیدن پیامهای آرمانی، آن هم به صورت مستقیم نیست. او میخواهد تصویری حقیقی از جامعه خود ببیند. او دوست دارد رسانه چیزی را نمایش دهد و عریان کند که خود از آن خبر ندارد و از پنهانکاری و نان قرض دادن هم دلخوشی ندارد. اکنون اگر با این نگاه و رویکرد، به موفقترین برنامههای تلویزیونی در دنیا چشماندازی داشته باشید، بیشک خواهید دید دو عنصر مهم در این برنامهها نقشی کلیدی دارند؛ اول، بیان حقیقت حتی تلخ و گزنده که در عین حال لایهای از بخش پنهان را آشکار میکند و دوم، برخورداری از لحن و کلام صمیمانه و گویشی که کاملا روزمره و عادی باشد.
حال مجدد در ذهن خود، نگاهی به موفقترین برنامههای تلویزیونی در این سالها بیندازید. آیا غیر از این است که دستیابی به آن دو خصیصه، اینجا هم به شکل کاملا واضحی خودنمایی میکند؟ نه قصد تبلیغ دارم و نه تعریف، اما یقین دارم یکی از برنامههای برگزیده منتخب تکتک شما، «نود» است. برنامهای که حقیقت را تلخ و شیرین پیش روی شما قرار میدهد و دست به آشکارسازی نقاط تاریک هم میزند. ضمن آنکه در این برنامه، نه خبری از کلام و گفتاری آهنگین است و نه مجری برنامه، بیان خارقالعادهای دارد. کلمات کاملا محاورهای و روزمره است و فردوسیپور هم همانند جامعه نه صدای خاصی دارد و نه سعی دارد جملهبندی ویژه و غامضی را بر زبان بیاورد، پس راز موفقیت او، بیشک رعایت همان نکاتی است که اشاره شد.
اگر سری جدید برنامه ورزش از نگاه دو، بعد از این همه سابقه و میان انبوه برنامههای ورزشی دیگر در مدت زمانی کوتاه مورد استقبال قرار میگیرد، علت را نمیتوان جز در بهرهگیری از راهکارهای علمی و اثبات شده جستجو کرد.
این نوع برنامهسازی باید در تمام شیوهها و گونههای مختلف جا بیفتد و برنامهسازان و مدیران ارشد هم نباید از هرگونه تحول و اصلاح در برنامهسازی هراسی به خود راه دهند. فقط باید این تابو شکسته شود. همانطور که در حساسترین مقطع تاریخی سیاسی شکسته شد و مناظره کاندیداهای ریاست جمهوری با آن همه خلاقیت، هیجان و چالش روی آنتن رفت. عملکردی که در پس آن، نهتنها اتفاقی نیفتاد و چیزی فنا نشد، بلکه اعتماد مردم نسبت به رسانه، بیشتر و سبب شد آنها رسانه را بیش از پیش از خود بدانند. بیاییم این تابوشکنی و تغییر رویه را به تمام برنامههای رسانه ملی تزریق کنیم. رویکرد برنامهسازی در تلویزیون نیازمند تحول بیشتر ـ و حتی نوعی انقلاب ـ است. تنها کمی جسارت در تصمیمگیری و برنامهسازی لازم است که میدانم آن هم در مدیران و برنامهسازان دلسوز و پردغدغه وجود دارد.
محمدرضا لطفی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: